تبليغاتX
مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره خانوادگی،تحصيلي،مشاوره قبل و بعد از ازدواج

افسرده خويي (Dysthymia)

افسرده خويي (Dysthymia)
خلاصه
افسرده خويي يک نوع اختلال حال و وضع رواني است. مشخصه افسرده خويي، افسردگي مزمن است که حداقل به مدّت دو سال باقي مانده باشد. با وجود اين، افسرده خويي به شدّت و حدّت افسردگي عمده (حاد) نيست. بدين معني که هرچند افسرده خويي باعث نوعي اختلال در عملکرد کاري، تحصيلي و اجتماعي مي شود امّا ميزان آن به شدّت اختلالي که بر اثر افسردگي عمده پيش مي آيد نيست.
افسرده خويي معمولاً به تدريج از اوايل دوران بلوغ آغاز مي شود و بيماران معمولاً در مشخص ساختن دقيق اين که کي براي اولين بار افسرده شدند با مشکل روبرو هستند. اين گونه بيماران معمولاً افسردگي خود را عادي تلقّي مي کنند. افسرده خويي ممکن است با ساير بيماري هاي ذهني و رواني مثل اختلال اضطراب و سوء مصرف مواد ارتباط داشته باشد.
به نظر مي رسد سطح نامناسب برخي مواد شيميايي در مغز با افسرده خويي ارتباط داشته باشد. اين اختلال در زنان بالغ بيشتر شايع است و به نظر مي رسد داراي يک مؤلفه ژنتيکي باشد. به همين دليل در افرادي که رابطه نزديک با بيماران افسرده دارند، بيشتر شايع است. شرايط پراسترس محيط زندگي (مثل تبعيض، فقر، بيماري هاي مزمن) نيز ممکن است با اختلال افسرده خويي ارتباط داشته باشد.
نشانه هاي افسرده خويي شامل غمگين بودن، نااميدي، بدبيني (اعتقاد به اين که همه چيز سرانجام بدي خواهد داشت)، خستگي، کمبود انرژي و تغييرات قابل توجه در اشتهاست.
پيش از آن که تشخيص افسرده خويي براي فردي داده شود بايد آزمايش هاي پزشکي کامل توسط پزشک متخصص انجام شود تا احتمال وجود ساير شرايطي که ممکن است باعث اين نشانه ها شوند (مثل کم کاري تيروئيد) منتفي گردد. پس تشخيص قطعي از طريق انجام ارزيابي سلامت رواني توسط متخصص روان درماني صورت مي گيرد.
درمان افسرده خويي غالباً به طور کامل نشانه ها را از بين مي برد، هر چند گاهي اوقات لازم است به منظور جلوگيري از بازگشت بيماري، درمان به طور هميشگي ادامه يابد. در بسياري موارد، افسرده خويي هم از طريق روان درماني و هم دارو درماني درمان مي گردد. دارو درماني براي اين اختلال معمولاً با داروهاي ضدافسردگي انجام مي گيرد.
درباره افسرده خويي
Dysthymia که ما در زبان فارسي به آن افسرده خويي مي گوئيم، در زبان يوناني به معني «وضعيت بد ذهني» يا «ضعف شوخ طبعي» است. افسرده خويي يک نوع اختلال حال و وضع رواني است که در آن، يک حالت افسردگي مزمن در اکثر ساعت هاي شبانه روز، حداقل به مدّت 2 سال وجود داشته باشد. بيماران افسرده خو معمولاً حالت خود را عادي تلقي مي کنند و بسياري از آنان اصلاً از وجود مشکل، آگاهي ندارند. هر چند افسرده خويي باعث نوعي اختلال در عملکرد کاري، تحصيلي و اجتماعي مي شود امّا ميزان آن به شدّت اختلالي که بر اثر افسردگي عمده (حاد) پيش مي آيد نيست.
بروز افسرده خويي معمولاً تدريجي است. سن ميانگين براي بروز افسرده خويي 31 سال است، هر چند ممکن است در بعضي افراد از خيلي زودتر يا ديرتر آغاز گردد. اغلب بيماران نمي توانند به طور دقيق به ياد آورند که کي براي اولين بار دچار افسردگي شدند. در کودکان و نوجوانان، تغيير حالت ممکن است به جاي افسردگي به شکل زودرنجي و تحريک پذيري باشد و به جاي دو سال، بايد حداقل يک سال دوام داشته باشد.
ارتباط نزديکي بين افسرده خويي و افسردگي عمده (حاد) وجود دارد. به عنوان مثال، بسياري از بيماراني که دچار افسرده خويي هستند نهايتاً دچار افسردگي عمده خواهند شد و برعکس، بسياري از بيماراني که دچار افسردگي عمده هستند به افسرده خويي مبتلا خواهند شد. چنانچه افسرده خويي و افسردگي عمده هر دو با هم در بيماري وجود داشته باشند به آن افسردگي مضاعف گفته مي شود. افسرده خويي با ساير اختلالات سلامت رواني مانند اختلالات اضطراب و سوء مصرف مواد نيز ممکن است ارتباط داشته باشد. افسرده خويي در کودکان ممکن است با اختلال نقص توجه / بيش فعالي ( ADHD ) و ساير وضعيت هاي رواني يا پزشکي ارتباط داشته باشد. برطبق آمار منتشر شده از سوي مرکز ملّي سلامت رواني آمريکا، در حدود 3/3 ميليون نفر با سن بالاتر از 18 سال در اين کشور در زندگي خود دچار افسرده خويي بوده اند. تعداد زنان مبتلا به افسرده خويي تقريباً دو برابر مردان است.
علل و عوامل خطر افسرده خويي
علّت افسرده خويي کاملاً شناخته شده نيست. اعتقاد بر اين است که تغييرات در ساختار و مواد شيميايي مغز باعث تغييرات در حالت و وضع رواني مي شود. به نظر مي رسد برخي انتقال دهنده هاي عصبي (مواد شيميايي که پيام ها را بين اعصاب ردوبدل مي کنند)، به ويژه سروتونين، نقشي کليدي در اين مورد داشته باشند. عوامل خطر (فاکتور ريسک) متعددي براي افسرده خويي وجود دارد. اين عوامل عبارتند از:
جنسيت. احتمال خطر ابتلا به افسرده خويي در زنان دو برابر مردان است. هر چند علت اين امر نامشخص است، امّا ممکن است به دليل عواملي نظير تفاوت هورموني در بعضي مراحل خاص در زندگي، مثلاً پس از حاملگي يا يائسگي باشد. نکته ديگري که در اين مورد شايان توجه است اين است که احتمالاً زنان بيشتر از مردان تمايل دارند نشانه هاي افسردگي خود را با پزشکان در ميان بگذارند و شايد يکي از علل بروز اين اختلال در زنان بيشتر از مردان همين باشد.
سابقه خانوادگي. افرادي که خويشاونداني با سابقه يکي از اشکال افسردگي، به ويژه افسرده خويي يا افسردگي عمده دارند، در معرض خطر بيشتري براي ابتلاء به افسرده خويي قرار دارند. اين امر به ويژه در مورد منسوبين درجه اول (پدرومادر، فرزند، خواهروبرادر) صادق است.
استرس هاي طولاني مدت. افرادي که در زندگي خود با منابع ثابت استرس زا مانند تبعيض، فقر، بيماري هاي مزمن و سوء مصرف دارو، سروکار دارند در معرض خطر بيشتري براي ابتلاء به افسرد ه خويي قرار دارند. البته، افراد متأهلي که زندگي زناشوئي نامناسب و ناخوشايندي دارند نيز در معرض خطر بيشتري قرار دارند. هنوز اين نکته مشخص نشده است که آيا اين ها خود عوامل خطر واقعي براي بروز افسرده خويي هستند يا آن که قضيه برعکس است. يعني افرادي که افسردگي مزمن دارند کمتر ازدواج مي کنند و در صورتي که ازدواج کنند هم به احتمال زياد زندگي زناشوئي نامناسبي خواهند داشت. افرادي که احساس مطرود بودن يا بيوفايي و خيانت از سوي فرد مورد علاقه شان مي کنند نيز در معرض خطر بيشتري قرار دارند.
علائم و نشانه هاي افسرده خويي
نشانه هاي افسرده خويي از يک بيمار به بيمار ديگر ممکن است کاملاً متفاوت باشد. نشانه هاي عمومي عبارت است از کاهش فعاليت، اثر بخشي يا عملکرد. اغلب نشانه هاي افسرده خويي مشابه افسردگي عمده هستند امّا نه به آن شدّت. به دليل آن که بيماران افسرده خو معمولاً نشانه هاي خود را عادي تلقي مي کنند، نشانه هاي بيماري ممکن است قبل از خود بيمار، توسط ديگران تشخيص داده شود. علائم و نشانه هاي افسرده خويي عبارتند از:
تغيير حال. بيماران معمولاً احساس غمگين بودن، نااميدي، ناکامي يا بي احساسي (فقدان هيجان) دارند. اين گونه بيماران معمولاً دچار بدبيني هستند و حس مي کنند که همه چيز در زندگي سرانجام بدي پيدا خواهد کرد. حساسيت فزاينده عاطفي و هيجاني و گريه کردن دوره اي از ديگر نشانه هاي افسرده خويي است. خشم فزاينده، زودرنجي، تحريک پذيري و بداخلاقي، به ويژه در کودکان، از ديگر نشانه هاي قابل ذکر است.
بي علاقگي و انزواي اجتماعي. بيماران ممکن است علاقه اندک يا کاملاً بي علاقگي نسبت به فعاليت هايي که قبلاً برايشان خوشايند بود نشان دهند. آن ها همچنين ممکن است از فعاليت هاي اجتماعي کناره گيري کنند.
کمبود اعتماد به نفس. اين يکي از نشانه هاي رايج در افسرده خويي است. بيماران ممکن است احساس بي ارزش بودن، گناه يا سرزنش از خود کنند.
خستگي و کمبود انرژي.
عدم تمرکز. بيماران ممکن است مشکل عدم تصميم گيري، عدم توانايي براي تفکر، توجه يا تمرکز به موضوعات يا مشکلات حافظه داشته باشند.
تغيير اشتها و تغيير عمده وزن. بيماران افسرده خو ممکن است اشتهايشان زياديا کم شود و وزنشان در يک دوره زماني نسبتاً کوتاه، به طور عمده اي افزايش يا کاهش يابد.
تغيرات در الگوي خواب. بيماران ممکن است دچار بي خوابي يا پرخوابي شوند. اين گونه بيماران معمولاً صبح زود از خواب بيدار مي شوند و ديگر نمي توانند به خوابشان ادامه دهند.
روش هاي تشخيص افسرده خويي
پيش از تشخيص افسرده خويي، بايد آزمايش هاي پزشکي کاملي صورت گيرد تا مشخص شود که نشانه هاي بيماري هاي ديگري با افسرده خويي اشتباه گرفته نشده باشد. بسياري از دارو درماني هاي طولاني مدّت (مثل کورتيکواستروئيد) يا بيماري هاي مزمن (مثل کم کاري تيروئيد و کم خوني) مي توانند باعث به وجود آمدن نشانه هاي مشابهي با افسرده خويي گردند.
تشخيص افسرده خويي با ارزيابي سلامت رواني که توسط يک پزشک يا يک متخصص سلامت روان صورت مي گيرد آغاز مي شود. اين ارزيابي شامل به دست آوردن تاريخچه کامل نشانه ها (زمان شروع، طول مدّت ماندگاري و ميزان شدّت آن) است. همچنين بايد مشخص شود که آيا بيمار اين نشانه ها را قبلاً نيز داشته است يا نه و در صورتي که داشته، درمان شده است يا نه. پزشک همچنين اطلاعاتي راجع به مصرف الکل و دارو توسط بيمار جمع آوري مي کند و اين که ساير اعضاي خانواده او دچار انواع افسردگي، نظير افسرده خويي يا افسردگي عمده، بوده اند يا نه. اگر سابقه افسردگي در هر يک از اعضاي خانواده بيمار وجود داشته باشد، روش و اثربخشي درمان بايد گزارش شود.
معيارهاي خاصي براي تشخيص افسرده خويي وجود دارد که عبارتند از:
کيفيت و طول دوره تغيير حال. بالغين بايد در اغلب اوقات شبانه روز، در اغلب روزها و حداقل به مدّت دو سال دچار حالت افسردگي باشند. کودکان و نوجوانان نيز بايد در اغلب اوقات شبانه روز، در اغلب روزها و حداقل به مدّت يک سال دچار افسردگي و زودرنجي و تحريک پذيري باشند.
نشانه ها. دو مجموعه جداگانه ولي داراي همپوشاني از نشانه ها از سوي پزشکان و متخصصان سلامت روان ممکن است به کار گرفته شود. به طور کلّي، بيماران بايد دو يا بيشتر از نشانه هاي زير را در طول مدتي که حال و وضع رواني شان تغيير مي کند داشته باشند:
نااميدي
تغير چشمگير اشتها
کم خوابي يا پرخوابي
خستگي
کاهش اعتماد به نفس
بي تصميمي يا مشکل در تمرکز
زودرنجي يا خشم فزاينده
بدبيني
بي علاقگي به انجام فعاليت هايي که قبلاً خوشايند بودند
کناره گيري اجتماعي
احساس گناه نسبت به گذشته
کاهش فعاليت، اثربخشي و عملکرد
سازگاري. نشانه ها نبايد براي بيش از دو ماه متوالي در يک دوره دو ساله در بالغين و يک ساله در کودکان و نوجوانان، غيبت داشته باشند.
اختلال. نشانه ها بايد آنقدر جدّي باشند که حداقل باعث اختلال ضعيفي در عملکرد کاري، تحصيلي يا اجتماعي شده باشند.
تشخيص افسرده خويي تنها هنگامي داده مي شود که تشخيص اختلالات رواني ديگري مثل افسردگي عمده يا اختلال دو قطبي براي بيمار داده نشده باشد. البته شرايط خاصي وجود دارد که ممکن است افسرده خويي و افسردگي عمده با هم وجود داشته باشند (افسردگي مضاعف). براي مثال، بسياري از بيماراني که دچار افسرده خويي هستند نهايتاً به افسردگي عمده مبتلا مي گردند و برعکس. براي تشخيص قطعي، بايد نشانه ها مربوط به شرايط جسمي بيمار يا در نتيجه استفاده از دارو نباشند.
سن آغاز بيماري در انتخاب روش درماني مؤثر است. بيماراني که پيش از 20 سالگي دچار افسرده خويي شده باشند به احتمال زياد سرانجام در آينده به افسردگي عمده مبتلا خواهند شد.
درمان و جلوگيري از افسرده خويي
تنها 10 درصد احتمال دارد که نشانه هاي افسرده خويي بدون درمان، خود به خود از بين برود. درمان افسرده خويي مشکل است امّا غالباً به از بين رفتن کامل نشانه ها مي انجامد، هر چند ممکن است براي پيشگيري از بازگشت آن ها به طور هميشگي ادامه يابد. معمولاً تنها هنگامي که افسرده خويي به افسردگي عمده تبديل مي گردد متخصصان سلامت روان مورد مشاوره قرار مي گيرند، گرچه افسرده خويي به تنهايي ممکن است به الکلي شدن يا خودکشي بيانجامد. در بسياري موارد، افسرده خويي هم از طريق روان درماني و هم از طريق دارو درماني درمان مي گردد.
روان درماني به آموزش مهارت هاي وفق پذيري و روش هاي موثرتر براي برخورد با مشکلات زندگي مي پردازد. اين روش همچنين نشانه ها و هر نوع مصرف مواد را هدف مي گيرد. يکي از روش هاي روان درماني که غالباً مورد استفاده قرار مي گيرد، درمان رفتار شناختي ( CBT ) است. در اين روش، درمانگر بيمار را به حرف مي گيرد تا بينش بهتري نسبت به او به دست آورد و الگوهاي منفي فکري يا رفتاري مربوط به افسرده خويي را تغيير مي دهد. گاهي اوقات به بيمار در بين جلسات روان درماني، «تکليف خانگي» داده مي شود. درمان رفتار شناختي به بيماران مي آموزد که از اعمال خود، رضايت بيشتري کسب کنند و به حل مسائل بپردازند.
دارو درماني معمولاً رهايي نسبتاً سريع از نشانه ها را به همراه دارد. دارو درماني براي اختلال افسرده خويي معمولاً با داروهاي ضدافسردگي آغاز مي شود. بيماران بايد آگاه باشند که پزشک براي به دست آوردن بهترين نتيجه با کمترين اثرات جانبي، ممکن است ميزان مصرف دارو را کم و زياد کند و يا نوع دارو را تغيير دهد. بنا به توصيه اداره دارو و غذاي آمريکا ( FDA )، مصرف داروهاي ضدافسردگي ممکن است باعث افزايش خطر فکر خودکشي در برخي بيماران، به ويژه کودکان و نوجوانان، گردد. بدين خاطر، تمام افرادي که با داروهاي ضدافسردگي تحت درمان قرار مي گيرند بايد براي تغييرات غيرعادي در رفتارشان، از نزديک مورد مراقبت قرار گيرند. برخي افراد براي درمان افسرده خويي خود به مصرف مکمّل هاي غذايي مجاز و داروهاي گياهي روي مي آورند. با وجودي که در اروپا از اين مکمل ها براي بسياري از اشکال افسردگي خفيف تا متوسط استفاده مي شود امّا مطالعات علمي در اين زمينه هنوز ناکافي است. به بيماران توصيه مي شود قبل از مصرف هر نوع داروي گياهي يا مکمل هاي غذايي با پزشک مشورت کنند زيرا بعضي از مکمل هاي غذايي ممکن است باعث تداخل دارويي گردند.
مطالعات نشان مي دهد که ورزش، به ويژه تمرينات هوازي، تأثير مثبتي بر انواع خفيف و متوسط افسردگي، از جمله افسرده خويي دارد. به بيماران معمولاً توصيه مي شود که به ورزش بپردازند.
پرسش هايي براي پرسيدن از پزشک
آماده کردن پرسش هايي از قبل به بيماران کمک مي کند تا گفتگوي معني دارتر و هدفمندتري با پزشک خود درباره وضعيت شان داشته باشند. بيماران مي توانند پرسش هاي زير را در ارتباط با افسرده خويي از پزشکشان بپرسند:
آيا شما در درمان افسردگي و ساير اختلالات رواني تخصص داريد؟
چرا فکر مي کنيد که من افسرده خويي دارم نه افسردگي عمده؟
آيا من به دليل افسرده خويي، در معرض خطر بيشتري براي ساير بيماري ها هستم؟
آيا اين احتمال وجود دارد که افسرده خويي من خود به خود برطرف گردد؟
آيا درمان افسرده خويي من از طريق دارو درماني خواهد بود؟
چه نوع دارو درماني براي من مناسب تر است؟
دارو درماني من چقدر طول خواهد کشيد؟
چند وقت پس از شروع دارو درماني، نشانه هاي بهبودي در من ظاهر خواهد شد؟
بهترين روش درمان براي من چيست؟
درمان من چقدر طول خواهد کشيد؟
چقدر طول مي کشد تا خودم يا ديگران متوجه تغيير در حالتم شوند؟
آيا سبک زندگي متفاوتي را براي من پيشنهاد مي کنيد که به وضعيتم کمک کند؟
چگونه مي توانم از بازگشت نشانه هاي افسرده خويي جلوگيري کنم؟
ترجمه : کلينيک الکترونيکي روان يار
منبع
Dysthymia , iVillage Total Health,
http://emotional.health.ivillage.com

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 17:56  توسط حسن  |