تبليغاتX
مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره خانوادگی،تحصيلي،مشاوره قبل و بعد از ازدواج

آزادي و کنترل در تعليم و تربيت

آزادي و کنترل در تعليم و تربيت

 آزادي حقي است كه، هرانساني بايدازآن برخوردارباشد.اين حق دردوره هاي مختلف شخصيتي وزيستي صورتهاي گوناگون دارد.البته ميدان اختياروآزادي هرفردي متغيرهاي گوناگوني دارد: همچون سن،جنس،نژاد،ثروت و.... ولي حدودآزادي فرزندان درتعليم بايدبه گونه اي ديگرتعيين شود.به اين معنا كه انسان براساس يك سلسله معيارهايي كه تعيين كننده ي ميزان اختياروآزادي اودردوره هاي مختلف رشد است؛مي تواندازآزادي بهره مندشود.واين درحقيقت صورتهاي گوناگون آزادي داده شده به اوست.پس حدود،آزادي عمل يك كودك را،شرايط وويژگيهاي شخصيتي ومحيطي اوتعيين مي كند. فرددراوايل تولدبه علت محدوديت شناختي،حركتي ورفتاري خودقادرنيست يك پرتگاه را ازيك سطح همواربه خوبي تميزدهد.يادرصورت مواجه شدن باسقوط،خودرانجات دهد،ياقسمت شكسته ي يك شيشه را،به عنوان جزئي خطرناك آن پديده درنظرداشته باشد،يادريابدو بدانند كه آب بازي باآب مرگ آفرين چه تفاوتي دارند؟ پس شرايط وويژگيهاي سني اين كودك به ما اجازه نمي دهدكه اورابا توجه به حق آزادي اش درمواجهه باخطررهاكنيم وحيات اورابه مخاطره بيندازيم.ولي درعين حال به اين معنا هم نيست كه دركليه جوانب، حقوق اورادرنظرنگيريم. بنابراين ملاك هايي وجوددارندكه مارا قادرمي سازندآزادي يك كودك تيزهوش رابيشترازيك كودك عادي،ويك كودك عادي رابيشتر ازيك كودك عقب افتاده ذهني رعايت كنيم .پس آزادي در بحث هابه آزادي اجتماعي به معناي خاص آن مربوط نمي شود،چراكه آزادي اجتماعي، شرايط حقوقي داردوآزادي تربيتي، شرايط علمي وحقيقي. تعاريف گوناگون ودرك هاي متفاوت ازآزادي باعث شده است كه نه تنهادرقلمروذهني بلكه درقلمروعيني نيز آنچنان كه شايسته ي اين واژه است نتوانيم آن راتصورودرك كنيم؛ودرجهت مصداق آفريني آن گام برداريم.لذادربرخي ازخانواده ها،بي بندوباري،سقوط ارزشهاوهنجارهارابه عنوان آزادي قلمدادمي كنند وحذف ديكتاتوري واستبدادرابه عنوان روشي براي جلوگيري ازبه انحراف كشيده شدن وآسيب ديدن فرزندانشان برمي گزينند.بامحروم كردن آشكارفرزندانشان واعضاي خانواده هاازحقوق انساني آنهابراين باورند كه مباداآنهابابرخورداربودن ازآزادي هاي سالم وحياتي به انحراف كشيده شوندوآسيب ببينند.امااينها همه احتمال است. اگرنظام هستي هم براساس چنين احتمالاتي استوارمي شدهيچ حركتي نمي بايستي دركيهان صورت مي گرفت.چراكه هميشه احتمال منحرف شدن خورشيد ازمدارش مي بايست وجود داشته باشد. واحتمال انحراف درآزادي داشتن نيز چنين است.ولي آن چنان ضعيف مي نمايد كه ميتوان گفت در حدصفراست به خصوص باوجودملاكهاي ارزشي،اجتماعي وعقلاني درتفويض آزادي بركودك. واين درست بدان مي ماند كه بگوييم كودك ما در راه مدرسه تاخانه ممكن است چيزي ببيندياكسي او رابربايد ويادرجايي...بنابراين،اين اختيار راازاوبگيريم.درحالي كه اودر فاصله از خانه تامدرسه واز مدرسه تا خانه مي تواندبه كسب مهارتهاي اجتماعي بپردازد.ارتباطات كودكانه وسالمي رابادوستانش داشته باشد وبفهمد كه تواناييهايش در روابط اجتماعي در چه حدي است وبايد تاچه حدودي افزايش پيداكند. از دست دادن اين فرصت يعني ازدست رفتن فرصت رشدوپيشرفت وترقي در كسب مهارتهاي انساني واجتماعي. اگر خانواده ،آزادي سالم كودكش راازاوسلب كند،گلي رادريك فضاي بسته وآلوده قرارداده كه احتمال پژمردگي آن بسيار زياداست وسرعت اين پژمردگي بسيارتندخوهد بود. بايد اشاره كرد كه بي كفايتي،خجالتي بودن،ناتواني در كسب حقوق خويش،عدم رعايت حقوق ديگران،ترس از اجتماع،ترس ازمسئوليت پذيري،ضعف درخودگرداني ومسائل بسيار،كودكان ونوجوانان از جمله علائم ناسالمي است كه از سلب آزادي وياارائه آزادي نامعقول بركودك سرچشمه مي گيرد. پس خانواده اي كه حدود آزادي را بدون بينش تعيين كند ونمي داند حدهرچيزي تا كجاست - يعني مرز سلامت وناسلامتي،زشت وزيبايي،درستي ونادرستي آن- اگرپديده ي رفتار،وجوديااحساس ازمرزسلامتي به ناسلامتي،زيبايي به زشتي،درستي به نادرستي گام بردارد،به حرمت وجودي حيات خود وفرزندخودتجاوز كرده اند وشايد چنين خانواده اي بي نظمي،عدم رعايت حقوق ديگران و... را هم به حساب آزادي واختياركودكش بگذاردنه تخريب،عصيان،بي عدالتي وتجاوز گري وپرخاشگري او. ولي پدر ومادري كه حدود اختيارفرزندش رابراساس شناخت وآگاهي ودقت، تعيين وتنظيم نكرده اند،بايد بدانند كه مفهوم آزادي را با ،رها سازي ناسالم وبي قيد وبند وبي حدومرزبودن رفتار اشتباه گرفته ومفهوم اصيل آزادي را درك نكرده اند. چراكه اين واژه يكي از ارزشمندترين،زيباترين ولطيف ترين واژه هايي است كه خداوندبه بشرخودهديه كرده است تا بوسيله آن بتواند حقوق حقيقي خود را بدست آوردوارتباط سالم وزيبا وارزشمندانه باحيات برقراركند. منبع: فرآيند انسان سازي در تعليم وتربيت تهيه وتنظيم :معصومه مرادي به نقل از ماهنامه الکترونيکي پژواک

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 0:3  توسط حسن  | 

اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد

اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد
در طول دوران كاريم بـا افـرادي كه در زنـدگـي روزمـره خـود سطح استرس بالايي داشتند، در ميانشان با يك خصيصه مشترك و بـسيـار عـمـومـي مـواجـه شدم - اعتماد بنفس پايين. همچنين دريافتم كه اعتماد بنفس مي تواند موجب پـديـد آمـدن سطح بالايي از استرس، بي خوابي، اظطراب و بسياري از علايم بيمار گونه گردد.
بدترين مورد اين حالت در كسي كه عزت نفس پايين دارد تجربه كردن احساساتي ازقبيل بي ارزشي و بي لياقـتـي و عدم تعلق ميباشد كه متاسفانه ميتواند مـنـجر به افكـار خودكشي گردند.
سركوب اعتماد بنفس
در تحقيقي كه چندين سال گذشته در سراسر آمريكاي شمالي، شـامل كانادا و مكزيك انجام گرفت پژوهشگران دريافتند كه نرخ خود كشي ارتباط بسيار زيادي با شرايط فقر و تنگدستي، ترك خانواده (اغلب در كودكان زير 16 سال) و طـرد شـدن تـوسـط اطـرافـيـان دارد.
در خصـوص عزت نفس پايين، كودكان آسيب پذيرتر از ديگر افراد مي باشند. آنها مدام از جانب همرده ها و هم سن و سالهاي خود و تـوقـعات غيـر واقـعـي و نـامـعـقـول از جانب خانواده و دوستانشان تحت فشار قرار دارند. اين امر مي تواند به مشكلات رواني عمده منجر گردد كه در آن كودكان احساس خواهند كرد كه زندگيشان ارزشي ندارد.
بزرگسالان نيز از آن رنج ميبرند
ميخواهد باورتان شود يا نه، امروزه بزرگسالان نيز چنين علايمي را تجربه مي كنـنـد. ما همواره با مسائلي چون پول، عشق،خانواده، كار و غيره درحال دست و پنجه نرم كردن مي باشيم. از آنجايي كه اكثر جوامع مردسالار اهميت زيـادي بـراي موفقيت مردان قائل مي باشند، براي يك مرد تحمل فشارها سخت و دشوار مي باشد.
همه آن مربـوط مي گردد به تئوري: بـقـاي بـرازنـدگـان. مـردان تـوليد كننده و زنان مصرف كننده مي باشند. حتي با جنبش آزادي خواهانه زنان و فمينيسم، عـلت اصـلي از خود گذشتگي مردان كماكان بطور حتم مرتبط با اين حـقـيـقت مي باشـد كـه زنـان از مـردان انتظار دارند دنيا را روي شانه هايشان بدوش بكشند.
احتمال دارد زنان با اين گفته هم عقيده و موافق نبـاشـنـد ولـي آن واقـعيـت دارد. آخرين باري كه نامزد يا هــمسرتان و يا فرد ديگري كه براي يك امر مهم حقيقتا به شما وابسته بوده و آن كـار ( مثـلا پرداخت قبض تلفن ماه پيش ) را بشما واگذار كرده چه زماني بوده است؟ اين تقاضا ها معمولا با پول در ارتـبـاط است. اگرچه اكثر اوقات براي اين است كه شما يك مرد واقعي جلوه نماييد.
آيا شما يك مرد واقعي ميباشيد؟
چگونه مي توانيد تـعـيين كنيد يك مرد واقعي چگونه مردي بايد باشد؟ راحت ترين كار آن است كه از نامزد، همسر، خواهر و يا مادر خود سـوال كنـيـد. امـا مـن بـه شما اطمينان مي دهـم كه بـا دهها پاسخ متفاوت بمباران خواهيد شد. چرا؟ به اين خاطر كه هر زني عقيده متفاوتي از آنگونه كه مرد رويـاهـايـش بايد باشد دارد. هرچند كه بطور كلي شما در خواهيد يافت كه مردها مي بـايد تعدادي خـصيصه مشترك را براي آنكه يك مرد واقعي محسوب گردند دارا باشند.
استقلال مالي داشته باشيد: يك ثروتمند بد جنس.
سلامت جسماني داشته باشيد: تا بتوانيد فرزنداني قدرتمند همچون خودتان بوجود آوريد.
با هوش باشيد: بدانيد چگونه وسايل گوناگوني رابايد تعمير كنيد
مورد اعتماد و قابل اتكاء باشيد:همواره بمنظور براوردن نيازهاي وي در دسترس باشيد
شخصيت مستحكم و با ثبات داشته باشيد:به او نشان دهيد كه قادر هستيد روي پاهاي خودتان بايستيد.
معمولا هنگاميـكـه شـما اينگونه احساس كنيد كه فاقد حتي يكي از ويژگي هاي مذكور مي باشيد، اعتماد بنفس شما شروع به تنزل مي كند چرا كه احساس خواهيد كرد كه گويي از حداقل شرايط لازم و ضروري نيز برخوردار نيستيد.
فرمول اقتدار
نگرش آرمانگرايانه به يك مرد پوچ و بي اساس ميبـاشد. شمـار اندكي از مردها در عمل به آن شان و درجه از شكوه و عظمت ميان ديگر مردان نايل گشته اند. به هر صورت من ميتوانم چند نكته راهبردي در رابطه با آنـكه چـگونـه يك مرد شكوهمند و با اقتدار باشيد ارايه دهم. مردي كه قادر باشد از ميان پستي بلنـدي هـاي زندگي عبور كرده و در انتها نيز كماكان با صلابت از آن بيرون آيد.
نكته1: نپذيرفتني را بپذيريد فرض مي گـيـريـم شـمـا فردي 40 ساله هستيد. موي سرتان كم پشت و در حال ريزش ميباشد. شكمتان نمايان گشته است . چيـن و چـروك صورتتان عميق و نا زيبا هستند. شما اساسا احساس مـي كـنـيـد انـسـانـي بي ارزش هستيد. به نخستين تجلي گاه استرس يعني همان خود انكاري قدم گذارده ايد.
هنگامي كه منكر شايستگي و استعدادهاي بـالقوه خود جهت مبدل شدن به كسي يا چيزي فراتر و با اهميت تر از خويشتن كنوني خود مي شويد، گـرفـتـار يـك چـرخه مخرب انزجار از خويشتن مي گرديد. بـه منظور رهايي يـافتن از انـكار، بـايد شـروع بـه پـذيـرش مشكلات خود نموده و همچنين اهداف آينده تان را در ذهـن مجسم كنـيـد. هـمـواره بـه خاطر داشته باشيد شما قادر خواهيد بود به درجات عالي و بزرگ دست يابيد.
نكته 2: به غير قابل انديشيدن بيانديشيد
با حفظ شخصيت فوق فرض ميكنيم به شما (كم مو، چاق، ميانسال) دائما گفتـه شـود كه قادر نخواهيد بود بهيچ چيزي در زندگي خود فائق آييد. افسوس، چه سـخن نـاگوار و دلخراشي براي شخصي است كه تا پيش از اين نيمي از عمرش را به پايان رسانيده است. به دومين تجلي گاه استرس يعني انتقاد قدم گذارده ايد.
شما خواهيد گفت در 30 سال باقيمانده كسي قادر نخواهد بود كار زيادي انجام دهـد و يا به موفقيت چنداني دست يابد؟ در اشـتـبـاه هـستـيـد. در طـول دوران كــاري خــود بـا اشخاصي ديدار كرده ام كه تصميم گرفتند مجددا به دانشگاه بازگردند و رشتـه تحصيلي خود را به پايان برسانند، براي خودشان كسب و كـار مسـتقل دست و پا كـنـنـد. آنـهـا از خطاها و اشتباهات خود درس گرفته و به جايگاه و منزلتي عالي در مـيـان اطـرافيانشان نايل گشته اند.
هيچگاه براي تعليم و تربيت و كسب دانش و ادامه تحصيلات دير نـمـي بـاشـد. مـي بايد خارج از دايره متعارف بيانديشيد و شروع كنيد به انديشيدن به غير قابل انديشيدنها -كه شما در واقع مردي هستيد با فرصتهاي بسيار زياد پيش رويتان.تنها كاري كه بايد انجام دهيد خلق و ايجاد درها و عبور از ميان آنهاست.
نكته3: اهداف خود را تعيين كنيد
اكنون كه خود را پذيرفته ايد و شروع به آن كرديد كه همانند مردي با عظمت كه ميـتـواند شما باشيد بيانديشيد، مستلزم آن مي بـاشيـد كـه تـدابـيـري را بـراي دسـت يـافتن به اهدافتان تدوين و تنظيم گردانيد. تعيين اهداف براي خودتـان شـايد بزرگترين و مهم ترين هديه اي باشد كه مي تـوانـيـد به خود عطا كنيد. با يادداشت كردن و مرور آنها در فواصل زماني معين كار را شروع نماييد.
كاري كه من مايل به انـجـام آن هسـتـم ايـن اسـت كـه ابـتـدا اهـداف بـلنـد مـدت خود را يادداشت كرده و سپـس به روي اهـداف كـوتاه مـدت پـيرامون دست يابي به اهداف بلند مدت متمركز مي شوم. اين كار معمولا منجر به موفقيتهاي واقع گرايانه ميـگردد و هر بار كه شما به يكي از اهدافتان دست يافتيد،احساس خيلي بهتر و خوشاينتري نسبت به خود خواهيد داشت.
نكته4: غلبه بر موانع
بي ترديد به موانعي در راه رسيدن به اهدافتان برخورد خواهيد كرد. مجددا مثل گذشتـه اين مشكلات را پذيرفته و آنها را پشت سر بگذاريد و به راه خود ادامه دهيد. وجود آنها را انكار نكنيد زيرا تا آخر عمر مكررا به سراغ شما خواهند آمد و دست بردار نخواهند بود.با عزم راسخ به جنگ تك تك مشكلات خود رفته و سـرسـخـتـانه بـر هـدف خـود پـافشاري كنيد.
نكته5: به گذشته ننگريد
اين احتمالا دشوارترين كاري است كه بايد انجامش دهيد. بـما همواره گفته شده است كه سپاسگزار توفيقات و نعمتهاي زندگيمان باشيم اما براي انجام چنين كاري مجبور به تعمق در گذشته ناگوار خود مي بـاشـيم. بـه مجرد آنكه شروع به يادآوري گذشته كنيد، ناكامي هـا و سختـي هـا دوباره مـراجت خـواهـيد كرد. يه محض آنكه به اهدافتان دست يافتيد، لازم است به اين كه چه كسي هستيد و چه كسي مايليد باشيد، تمركز كنيد.
مطلب آخر
يك بار شنيدم كه مردي بزرگ سخني زيبا گفت: ...بودن و شدن....
اين 5 نكته براي مـن بسيار حائز اهميت مي بـاشد چـرا كه هـرگـاه احـسـاس مي كـنـم اعتماد بنفسم دارد به پايين ترين سطح خود تنزل ميـابـد با خود مي گويم كه من خودم هستم و مي خواهم فرد بهتر و كاملتري گـردم و چيزي بيش از آنچه هستم بشوم. من نيز اين كلمات را به شما هديه مي دهم. آنها را در زندگي خود بكار بنديد تا بـه هر آنچه آرزو داريد دست پيدا كنيد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07ساعت 19:41  توسط حسن  | 

اختلال عاطفي فصلي: نشانه ها و روش هاي درمان

اختلال عاطفي فصلي: نشانه ها و روش هاي درمان

Seasonal Affective Disorder (SAD)

مقدمه

آيا تاکنون روزهاي کوتاه، گرفته و تاريک زمستان باعث احساس خستگي، بي حوصلگي يا افسردگي در شما شده است؟ همه مردم به نوعي ردّ پاي زمستان را در خلق و خوي خود حس مي کنند امّا بعضي ها در طول زمستان به طور جدّي گرفتار افسردگي شديد مي شوند. اين عارضه، اختلال عاطفي فصلي يا به طور خلاصه SAD نام دارد.

افرادي که دچار اين اختلال هستند، احساس افسردگي، تحريک پذيري و خستگي مي کنند. در اغلب موارد، اين گونه بيماران با ترکيبي از نوردرماني و داروهاي ضدافسردگي درمان مي شوند امّا پژوهش ها نشان داده است که روش هاي رفتاري-شناختي نيز در درمان اين اختلال مؤثرند.

اختلال عاطفي فصلي چيست؟

اين اختلال، نوعي افسردگي است که در طول ماه هاي زمستان بروز مي کند. شکل خفيف تري از اختلال عاطفي فصلي ( SAD )، با نام «افسردگي زمستان» شناخته مي شود.

نشانه هاي SAD از اواخر پائيز و هنگامي که مدّت روشنايي روز کمتر مي شود (يا به اصطلاح، روزها کوتاهتر مي شوند) بروز مي کند و تا اواخر زمستان و اوايل بهار پابرجا مي ماند.

چه کساني دچار اختلال عاطفي فصلي مي شوند؟

70 تا 80 درصد مبتلايان به اختلال عاطفي فصلي را زنان تشکيل مي دهند. اين اختلال بيشتر در مناطقي از کره زمين که داراي عرض جغرافيايي بالاتري هستند و نور آفتاب کمتري دارند وجود دارد. برخي از افرادي که در دفاتري کار مي کنند که دسترسي کمتري به نور طبيعي دارند، ممکن است اين اختلال را در تمام طول سال تجربه کنند.

چه چيزي باعث اختلال عاطفي فصلي مي شود؟

هنگامي که نور از طريق چشم ها عبور مي کند و به مغز مي رسد، سروتونين ( Serotonin ) آزاد مي شود. در طول پاييز و زمستان، روشنايي روز کمتر از بهار و تابستان است و اين امر باعث پائين آمدن سطح سروتونين در بدن مي شود.

سروتونين، مادّه شيميايي مهمي در مغز است که به عنوان «انتقال دهنده عصبي» شناخته مي شود. انتقال دهنده عصبي، مولکولي در مغز است که به سلّول هاي عصبي کمک مي کند که با يکديگر کار کنند. يکي از نقش ها و وظايفي که سروتونين در مغز دارد، عمل کردن به عنوان پليس راهنمايي و رانندگي براي ساير انتقال دهنده هاي عصبي است. بدون وجود سروتونين به مقدار کافي، بسياري از فعاليت هاي بدن و از جمله حالت هاي روحي، تحت تاثير قرار مي گيرند.

کاهش روشنايي روز، باعث افزايش توليد هورمون خاصي در بدن به نام ملاتونين ( melatonin ) مي شود. نقش ملاتونين هنوز به درستي مشخص نشده است امّا تصوّر مي شود که به فرايند خوابيدن کمک کند زيرا بدن آن را در شب و در خلال خواب، آزاد مي کند.

اين دو باهم، يعني کمبود سروتونين (که باعث هماهنگي و همکاري سلّول هاي عصبي مي شود) و افزايش ملاتونين (که بدن را به حالت خواب مي برد) باعث اختلال عاطفي فصلي مي شوند.

نشانه هاي اختلال عاطفي فصلي چيست؟

ميل شديد به کربوهيدرات ها و قند (گاهي با افزايش وزن توأم مي گردد)

کاهش تمايل جنسي

مشکل در تمرکز کردن

کاهش کارايي

مشکل در بيدار شدن در صبح ها

خستگي

لذت نبردن يا کاهش علاقه نسبت به فعاليت هايي که معمولاً ارضاء کننده هستند. مثل خواندن يک کتاب خوب يا گوش دادن به موسيقي

احساس افسردگي يا غمگيني

بي حوصلگي

رخوت و خواب آلودگي

کاهش دماي بدن

خوابيدن به مقدار زياد

کناره جوئي از فعاليت هاي اجتماعي

اختلال عاطفي فصلي چگونه تشخيص داده مي شود؟

نشانه ها و عوارض ذکر شده، پايه هاي اصلي تشخيص اختلال عاطفي فصلي را تشکيل مي دهند. اين اختلال مشابه افسردگي باليني نيست. افسردگي، نوسان فصلي ندارد.

روش هاي درمان اختلال عاطفي فصلي چيست؟

1- نوردرماني

درمان اوليه اختلال عاطفي فصلي، نوردرماني است. اين روش هم توسط انجمن پزشکي آمريکا و هم انجمن روان پزشکي آمريکا توصيه شده است. نوردرماني يعني افزودن نور بيشتر به محيط.

نوردرماني بايد از اواسط شهريور و پيش از شروع نشانه ها و عوارض آغاز گردد. نوردرماني معمولاً هر روز صبح و درست پس از بيدار شدن از خواب بايد صورت گيرد. پژوهش ها نشان داده است که بهترين مقدار مصرف، 10000 لوکس به مدّت 30 دقيقه است. براي بعضي ها يک جلسه نوردرماني ديگر در بعدازظهر نيز ممکن است لازم باشد.

معمولاً از دستگاهي به نام «جعبه نور» براي اين کار استفاده مي شود. اين جعبه حاوي لامپ هاي فلورسنت است و به سادگي قابل حمل مي باشد. فرد مي تواند آن را در هر مکاني که مناسب تشخيص مي دهد، مانند روي پاتختي، روي ميز کار و يا روي ميز آشپزخانه، قرار دهد. نبايد به طور مستقيم به نور نگاه کرد. يک جلسه نوردرماني مي تواند بين 15 دقيقه تا 3 ساعت طول بکشد و ميزان تابش نور نيز بسته به هر فرد متفاوت است. امّا همان گونه که گفته شد، بهترين مقدار مصرف 10000 لوکس براي 30 دقيقه است. بنابراين اگر جعبه نور شما 2500 لوکس نور ساطع مي کند بايد مدّت نوردرماني را نيز متناسب با آن، چهاربرابر يا 2 ساعت در نظر بگيريد.

نوردرماني ممکن است اثرات جانبي نيز همراه داشته باشد، هر چند گزارش مهمي در اين مورد داده نشده است. برخي از اثرات جانبي عبارتند از:

مشکل در خوابيدن

خستگي در چشم ها

احساس بي تابي

سردرد

بي حوصلگي

تهوّع

2- داروهاي ضدافسردگي

داروهاي ضدافسردگي نيز در درمان اختلال عاطفي فصلي به کار مي روند. برخي از داروهايي که مانع از جذب دوباره سروتونين مي شوند (SSRI ها) مانند زولافت، پروزاک و پاکسيل نيز مي توانند به همراه نوردرماني براي درمان عوارض اين اختلال مصرف شوند.

3- ساير ايده هاي خود درماني

مصرف کمتر کربوهيدرات ها

مديريت استرس

ورزش کردن بيشتر

افزودن نور به محيط کار و زندگي، با افزودن لامپ يا کنار زدن پرده ها يا قطع شاخ و برگ هاي درخت هايي که مانع از رسيدن نور خورشيد هستند.

داشتن يک برنامه خواب ثابت

نشستن کنار پنجره، در صورت امکان

راه رفتن در روزهاي آفتابي، حتي روزهاي سرد زمستان

مسافرت رفتن به مکان هاي گرم و آفتابي، به هنگام تعطيلات

ترجمه : کلينيک الکترونيکي روان يار

منبع

Seasonal Affective Disorder -Symptoms and Treatments, Dr.Michael Terman and Jamie Rifkin, November 2006.

http://psychology.about.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 18:16  توسط حسن  | 

آموزش مهارت هاي زندگي

آموزش مهارت هاي زندگي هدف:

 افزايش توانايي هاي رواني اجتماعي کودکان و نوجوانان به منظور مقابله با مشکلات و کشمکش هاي زندگي . پژوهش هاي بي شماري نشان داده اند که بسياري از مشکلات بهداشتي و اختلالات رواني عاطفي، ريشه هاي رواني اجتماعي(Psychosocial) دارند. اين پژوهش ها سه عامل مهم را با سوء مصرف مواد مرتبط مي دانند[1]: 1. پايين بودن عزت نفس 2. ناتواني در بيان احساسات 3. فقدان يا کمبود مهارت هاي ارتباطي بر اساس پژوهشي که در سال 1987 ميلادي بر روي 1684 دانش آموز انجام شد، مشخص گرديد که سوء مصرف دارو با «استرس» ارتباط دارد.[2] و پژوهش ديگري در سال 1988 نشان داد که اعتياد به مواد مخدر در مراحل ابتدايي، با ناتواني در برقراري ارتباط با والدين و همسالان رابطه دارد.[3] بسياري از پژوهش هاي علمي حاکي از آنند که پايين بودن عزت نفس با موارد زير ارتباط دارد: - سوء مصرف الکل و مواد - بزهکاري - بي بند و باري جنسي - افکار مربوط به خودکشي «توانايي هاي رواني - اجتماعي» توانايي هاي رواني اجتماعي (Psychosocial Competence) عبارت است از: آن گروه توانايي هايي که فرد را براي مقابله ي مؤثر و پرداختن به کشمکش ها و موقعيت هاي زندگي ياري مي بخشد. مستقيم ترين روش افزايش توانايي هاي رواني اجتماعي افراد، «آموزش مهارت هاي زندگي» است. «تعريف مهارت هاي زندگي» اصطلاح مهارت هاي زندگي در معاني مختلفي به کار رفته است، مانند: 1. مهارت هاي مربوط به امرار معاش (چگونه فردي مشغول کار شود، شغل خود را حفظ نمايد و ارتقاء يابد) 2. مهارت هاي مراقبت از خود (مصرف غذاهاي سالم، درست مسواک زدن، رعايت بهداشت و...) 3. مهارت هاي مقابله ي منطقي با موقعيت هاي پرخطر زندگي (مانند توانايي نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر و...) موريس.اي.الياس از دانشگاه راجرز آمريکا و مؤلف کتاب «تصميم گيري اجتماعي و رشد مهارت هاي زندگي» چنين مي گويد: «مهارت هاي زندگي يعني ايجاد روابط بين فردي مناسب و مؤثر، انجام مسئوليت هاي اجتماعي، انجام تصميم گيري هاي صحيح، حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمالي که به خود و يا ديگران صدمه مي زند». برنامه ي مهارت هاي زندگي بر اين اصل استوارند که: «کودکان و نوجوانان حق دارند توانمند شوند و نياز دارند که بتوانند از خودشان و علايقشان در برابر موقعيت هاي سخت زندگي دفاع کنند. مهارت هاي اصلي (ده گانه): 1. توانايي تصميم گيري 2. توانايي حل مسئله 3. توانايي تفکر خلاق 4. توانايي تفکر نقادانه 5. توانايي رابطه مؤثر 6. توانايي برقراري روابط بين فردي سازگارانه 7. توانايي آگاهي از خود 8. توانايي همدلي با ديگران 9. توانايي مقابله با هيجان ها 10. توانايي مقابله با استرس ها حال پژواک ايران سه سؤال مطرح مي کند و از مخاطبان ارجمند خود تقاضاي همکاري و تبادل نظر دارد: 1. نظام آموزش و پرورش تا چه حدّي به آموزش مهارت هاي زندگي اهميت مي دهد؟ 2. سهم سيستم آموزش و پرورش کشور در پايين نگه داشتن عزت نفس، ناتواني در بيان احساسات و فقدان مهارت هاي ارتباطي بين دانش آموزان چه قدر بوده و چگونه مي توان آن را برطرف ساخت؟ 3. با چه مکانيزمي مي توان امکان بيان انتقادات افراد را از کانال هاي منطقي فراهم ساخت و از انباشت احساسات منفي کاست؟ يادگيري دانش آموز يادگيري و تمرين مهارت هاي زندگي تقويت و يا تغيير نگرش، ارزش و رفتار رفتارهاي سالم و مثبت پيشگيري از مشکلات بهداشتي «زنجيره ي عوامل انگيزشي، دانش، نگرش، ارزش ها و رفتار سالم» آموزش مهارت هاي زندگي سلامت رواني آمادگي رفتاري رفتار سالم و مفيد اجتماعي «مدل تأثير نحوه ي آموزش مهارت هاي زندگي» اجراي برنامه هاي آموزش مهارت هاي زندگي جلسات تقويتي آثار بلند مدت آثار کوتاه مدت آثار ميان مدت افزايش دانش تغيير نگرش بهبود سطح بهداشت روان تمايلات رفتاري مثبت بهبود توانايي هاي رواني اجتماعي بهبود فضاي کلاس و رفتارهاي مدرسه بهبود روابط بين شاگردان و روابط معلمان و شاگردان بهبود حضور در مدرسه بهبود عملکرد تحصيلي ايجاد تغييرات معني دار در رفتار سلامت و رفتارهاي اجتماعي بروز تغييرات معني دار در رفتار سلامت و رفتارهاي اجتماعي نگه داري و حفظ تغييرات مثبت در طي زمان

 ________________________________________

 [1] Hac Danald - 1991 [2] Mitic - 1987 [3] Magoudi & Nastasi

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 0:5  توسط حسن  | 

عزت نفس

عزت نفس

مـن چـاقـم. مـن بيـش از حد لاغرم. کاش کمی قدم بلندتر بـود، کـاش قـدم کوتاه تر بود، کاش موهام مجعد بود، کاش مـوهام صـاف بود. کـاش بينـيـم کـوچکـتـر بـود. کـاش پاهام بلـنــدتر بود، کاش عضله هام برجسته تر بود و هزاران هزار کاشکی دیگر….
ایـن گـلایه هـا بـه نظر شما آشنا نمی آید؟ شما هم عادت دارید از خودتان ایراد بگیرید؟ اگر اینطور است بدانید که تنها نیستید. شما بعنوان یک جوان دستخوش تـغییرات ظاهری و جسـمـانی بسیـاری مـی شوید. و هــمراه با این تغییرات ظـاهـری، تـصویر شــما از خودتان نیز تغییر می یـابـد. افـراد بسیاری برای کنار آمدن با این مسئله مشکل دارند، و همین بر عزت نفسشان تاثیر می گذارد.
دلیل اهمیت عزت نفس و تصویر ذهنی از خود
عزت نفس یعنی چقدر افراد برای خود احترام قائلند، چقدر نسبت به خود احساس غرور می کنند، و به نظرشان چقدر ارزشمندند. عزت نفس از این نظر دارای اهمیت است که احساس شما نسبت به خودتان بر اعمال و رفتار شما تاثیر می گذارد. افرادی که عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی دارند، سریعتر دوست پیدا می کنند، بر رفتارهای خود کنترل بیشتری دارند و از زندگی بیشتر لذت می برند.
تصویر ذهنی از خود، یعنی احساس فرد نسبت به ظاهر فیزیکی و جسمانی خود.
در بیشتر مردم، به ویژه نوجوانان، تصویر ظاهری رابطه ی بسیار نزدیکی با اعتماد به نفس دارد. این به آن خاطر است که وقتی افراد از دوران کودکی به نوجوانی منتقل میشوند، دیدگاه دیگران نسبت به آنها برایشان اهمیت بیشتری پیدا می کند.
عوامل موثر بر عزت نفس
بلوغ
بعضی از نوجوانان در آستانه بلوغ به خاطر تغییراتی که جسمشان متحمل می شود، با اعتماد به نفس خود در کشمکش هستند. این تغییرات، به علاوه میل طبیعی برای مورد قبول واقع شدن، باعث می شود افراد خود را با دیگران مقایسه کنند. آنها ممکن است خود را با افراد دور و بر خود یا هنرپیشه ها و افراد معروفی که در تلویزیون، سینما، یا مجلات می بینند مقایسه کنند.
اما مقایسه خود با دیگران کاری غیر ممکن است، چون تغییراتی که با رسیدن بلوغ ایجاد می شود، در افراد مختلف متفاوت است. برخی افراد زود به بلوغ می رسند، درحالیکه بعضی دیگر دیر بالغ می شوند. بعضی نوجوانان در این دوره چاق می شوند، برخی دیگر با وجود پرخوری همانطور لاغر و نزار می مانند. همه ی این مسائل به ژنتیک افراد بستگی دارد.
این تغییراتی که با رسیدن بلوغ حاصل می شود، می تواند بر احساس فرد نسبت به خودش تاثیر بگذارد. بعضی دخترها ممکن است از رشد و بالغ شدن اندامشان احساس ترس یا خجالت کنند. بعضی دیگر آرزو می کنند کاش زودتر رشد کرده و بالغ می شدند. دخترها خودشان را تحت فشار می گذارند تا لاغر بمانند و اندامشان بر هم نخورد، اما پسرها دوست دارند اندامشان بزرگتر و عضلانی تر شود.
تاثیرات بیرونی
البته فقط رشد بدن نیست که بر اعتماد به نفس افراد تاثیر می گذارد. عوامل بسیار دیگری (مثل تصویر رسانه ها از دختران لاغر و مردهای عضلانی) نیز می تواند بر تصویر ذهنی فرد از خود، تاثیر گذارد.
زندگی خانوادگی نیز می تواند بر عزت نفس افراد تاثیر بگذارد. برخی از والدین عادت دارند به جای تحسین و تمجید فرزندانشان، پیوسته از آنها عیبجویی کنند. این انتقادها و عیبجویی ها باعث کاهش اعتماد به نفس در نوجوانان شود.
همچن یك فرد ممکن است از طرف همکلاسی ها و دوستانش نیز مورد اذیت و آزار قرار گیرد. گاهی اوقات تبعیضات نژادی و قومی مبنای این انتقادات قرار می گیرد. گرچه اکثر اوقات این انتقادات و توهین ها از حماقت و نادانی فرد منتقد منشاء می گیرد، اما میتواند اعتماد به نفس و تصویر ذهنی فرد از خود را متاثر کند.
عزت نفس سالم
اگر تصویر ذهنی شما از خودتان مثبت باشد، خود را آنطور که هستید می پذیرید. این برخورد صحیح باعث می شود بتوانید از سایر جنبه های رشد کردنتان نیز بهره گیرید، مثل محکم کردن پایه های دوستی، مستقل تر شدن از والدین و رقابت با خود چه از نظر فیزیکی و چه عقلی. توسعه این جنبه های میتواند عزت نفس شما را افزایش داده و تقویت کند.
یک برخورد مثبت و خوشبینانه می تواند به افراد در دستیابی به عزت نفس کمک کند. مثلاً اگر افراد هنگام ارتکاب به اشتباه به جای گفتن، “من یک شکست خورده هستم” بگویند “من هم یک آدمم و جایزالخطاء”، و دست از سرزنش و ملامت کردن دیگران بردارند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهند کرد.
دانستن اینکه چه چیزهایی باعث خوشحالی و رضایت شما می شود، به شما کمک می کند تا خود را تواناتر و قوی تر ببینید. برخورد مثبت و شیوه زندگی سالم (مثل ورزش کردن و داشتن رژیم غذایی سالم) برای دستیابی به اعتماد به نفس اهمیت بسیار زیادی دارد.
نکاتی برای ارتقاء تصویر ذهنی از خود
بعضی افراد تصور می کنند برای اینکه بتوانند احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند، باید ظاهرشان را تغییر دهند. اما آنچه واقعاً باید انجام دهید این است که راه دیدن و احساس کردن خودتان را تغییر دهید.
اولین قدم، تشخیص این است که این بدن متعلق به شماست، اهمیتی ندارد که چه شکلی، چه اندازه ای یا چه رنگی دارد، هرچه که هست مال شماست. اگر خیلی نگران سایز و وزنتان هستید، می توانید به پزشک مراجعه کنید تا درصورت وجود مشکل راهنماییتان کند.
قدم بعدی این است که ببینید قادر به تغییر کدام جنبه های ظاهری خود هستید و کدام جنبه ها را نمی توانید تغییر دهید. همه ی آدم ها (حتی زیباترین و خوش اندام ترین هنرپیشه) هم به نظر خود اشکالاتی دارد که قادر به تغییر دادن آن نیست. هرچه در توان دارید انجام دهید تا ظاهرتان آنطور باشد که شما می خواهید. اما اگر قادر به تغییر آن نیستید، این دیگر تقصیر شما نبوده است. باید از آنطور که هستید راضی و خرسند باشید.
اگر چیزهایی هست که قادر به تغییر آن هستید (مثل وزن و چاقی و لاغری) برای خود هدف سازی کنید تا به اندام دلخواه خود دست یابید. اگر می خواهید لاغر شوید و اندام متناسبی داشته باشید، ورزش کنید و رژیم غذایی مناسبی داشته باشید.
اگر نظرات منفی از درون خودتان به گوشتان رسید، دست نگهدارید. سعی کنید با تعریف و تمجید کردن از خودتان اعتماد به نفستان را بالا ببرید. مثلاً هر روز سه نقطه قوت خود را به خود گوشزد کنید. این نقاط قوت هر چیزی می تواند باشد. مهم این است که با متمرکز شدن بر نقاط قوت و جوانب مثبت زندگیتان، می توانید احساستان را نسبت به خود تغییر دهید.
از کجا می توان کمک گرفت؟
گاهی اوقات مشکل اعتماد به نفس پایین آنقدر بزرگ است که فرد به تنهایی قادر به کنار آمدن و برطرف کردن آن نخواهد بود. به موجب پایین بودن عزت نفس، برخی از نوجوانان ممکن است افسرده شوند، میل به فعالیت را از دست بدهند و نتوانند با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند. حتی ممکن است به خودشان نیز صدمه بزنند، معتاد شوند یا اقدام به خودکشی کنند. اگر شما نیز چنین احساسی دارید، بهتر است با یکی از والدین، معلم، روانشناس یا هر فرد مورد اعتماد دیگر در این رابطه صحبت کنید. چنین فردی می تواند به شما کمک کند تا دیدگاه بهتری نسبت به خود پیدا کنید، و جنبه های مثبت ظاهری، اخلاقی و مهارتیتان را به شما نشان دهد .

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/19ساعت 3:35  توسط حسن  | 

خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا

اعتماد بنفس به مفهوم برتري داشتن، تكبر وخود بيني نميباشد زيرا اين خصوصيات رفتاري از اعتماد بنفس پايين نشات ميگيرند. اعتماد بنفس شما نبايد يك پديده مقايسه اي و رقابتي باشد زيرا در اين هنگام شما خود را در معرض احتياج و وابستگي به پذيرش ديگران قرار خواهيد داد كه با اعتماد بنفس واقعي و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نيازي به پذيرش، موافقت، تائيد، تشويق و دلگرمي ديگران ندارند. همچنين اعتماد بنفس بالا اينگونه نيست كه شما را از هر گونه ترديد، ياس ونگراني مصون بدارد بلكه تنها تحمل و غلبه بر آنها را براي شما آسانتر ميسازد.
خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا
* برخوردار از مركز كنترل دروني: غم و شادي آنان وابسته به عوامل خارجي نيست.
* از لحاظ جسماني، احساسي، ذهني و معنوي از خود مراقبت ميكنند.
* ميانه روي را در افكار، احساسات و رفتارهاي خويش حفظ ميكنند.
* قادر به پذيرش و پند گيري از اشتباهات خود ميباشند. قادر به بيان جمله "من اشتباه كردم" ميباشند.
* توانايي بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.
* مسئوليت اداره زندگي خود را بعهده ميگيرند.
* تفاوتهاي فردي ميان افراد را ارج مينهند.
* به نقطه نظرات ديگران گوش ميدهند.
* همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهاي خود را بعهده گرفته و هيچگاه آنها را فرافكني نميكنند.
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهي دارند.
* همواره در حال پيشرفت و ترقي بوده و از ريسكهاي مثبت در زندگي بيم ندارند.
* داراي اعتماد بنفس و خود باوري بوده و به خود ارج ميدهند.
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبيني و غرور ميباشد.
* از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمي هراسند.
* هنگامي كه از آنان پرسشي ميگردد حالت تدافعي بخود نميگيرند.
* در برابر موانع و مشكلات به آساني تسليم نميگردند.
* نيازي به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.
* از آنكه در كاري شكست بخورند ويا در حضور ديگران نادان بنظر برسند ابايي ندارند.
* هيچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نميدهد.
* توانايي خنديدن به خود و زياد جدي نگرفتن خود را دارند.
* به خويشتن و توانايي خودشان ايمان و اعتماد دارند.
* به تصميم گيري هايشان اعتماد دارند.
* باور دارند كه فردي با ارزش، با قابليت، دوست داشتني، پذيرفتني و مهم ميباشند.
* نيازي به كمالگرايي ندارند.
* هيچگاه خودشان را با ديگران مقايسه نميكنند.
* از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان مي انديشند واهمه و نگراني ندارند.
* نيازي به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/19ساعت 3:34  توسط حسن  |