مشاوره خانوادگی،تحصيلي،مشاوره قبل و بعد از ازدواج
تبصره 2ـ خسارات شاكي خصوصي از اموال شخص حقوقي جبران خواهد شد. در صورتي كه اموال شخص حقوقي به تنهايي تكافو نكند، مابهالتفاوت از اموال مرتكب جبران خواهد شد.
ماده (21) ارائهدهندگان خدمات دسترسي موظفند طبق ضوابط فني و فهرست مقرر از سوي كميتة تعيين مصاديق موضوع ماده ذيل محتواي مجرمانه اعم از محتواي ناشي از جرايم رايانهاي و محتوايي كه براي ارتكاب جرايم رايانهاي بكار ميرود را پالايش كنند. در صورتي كه عمداً از پالايش محتواي مجرمانه خودداري كنند، منحل خواهند شد و چنانچه از روي بياحتياطي و بيمبالاتي زمينة دسترسي به محتواي غيرقانوني را فراهم آورند، در مرتبة نخست به جزاي نقدي از بيست تا يكصد ميليون ريال و در مرتبة دوم به جزاي نقدي از يكصد ميليون تا يك ميليارد ريال و در مرتبة سوم به يك تا سه سال تعطيلي موقت محكوم خواهند شد.
تبصره «1» چنانچه محتواي مجرمانه به وبسايتهاي مؤسسات عمومي شامل نهادهاي زيرنظر ولي فقيه و قواي سهگانة مقننه، مجريه و قضائيه و مؤسسات عمومي غيردولتي موضوع قانون فهرست نهادها و مؤسسات عمومي غيردولتي مصوب 19/4/1373 و الحاقات بعدي آن يا به احزاب، جمعيتها، انجمنهاي سياسي و صنفي و انجمنهاي اسلامي يا اقليتهاي ديني شناخته شده يا به ساير اشخاص حقيقي يا حقوقي حاضر در ايران كه امكان احراز هويت و ارتباط با آنها وجود دارد تعلق داشته باشد، با دستور مقام قضايي رسيدگيكننده به پرونده و رفع اثر فوري محتواي مجرمانه از سوي دارندگان، وبسايت مزبور تا صدور حكم نهايي پالايش نخواهد شد.
تبصره «2» پالايش محتواي مجرمانه موضوع شكايت خصوصي با دستور مقام قضايي رسيدگيكننده به پرونده انجام خواهد شد.
ماده (22)
قوة قضائيه موظف است ظرف يك ماه از تاريخ تصويب اين قانون كميتة تعيين مصاديق محتواي مجرمانه را در محل دادستاني كل كشور تشكيل دهد. وزير يا نمايندة وزارتخانههاي آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوري اطلاعات، اطلاعات، دادگستري، علوم، تحقيقات و فناوري، فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس سازمان تبليغات اسلامي، رئيس سازمان صدا و سيما و فرمانده نيروي انتظامي، يك نفر خبره در فناوري اطلاعات و ارتباطات به انتخاب كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي و يك نفر نمايندة مجلس شوراي اسلامي به انتخاب كميسيون حقوقي و قضايي و تأييد مجلس شوراي اسلامي اعضاي كميته را تشكيل خواهند داد. رياست كميته به عهدة دادستان كل كشور خواهد بود.
تبصره «1» جلسات كميته حداقل هر پانزده روز يك بار و با حضور هفت نفر عضو داراي حق رأي رسميت مييابد و تصميمات كميته با اكثريت نسبي حاضران معتبر خواهد بود.
تبصره «2» كميته موظف است به شكايات راجع به مصاديق پالايش شده رسيدگي و نسبت به آنها تصميمگيري كند. رأي كميته قطعي است.
تبصره «3» كميته موظف است هر شش ماه گزارشي در خصوص روند پالايش محتواي مجرمانه را به رؤساي قواي سهگانه و شوراي عالي امنيت ملي تقديم كند.
ماده (23) ارائهدهندگان خدمات ميزباني موظفند به محض دريافت دستور كميتة تعيين مصاديق مذكور در مادة فوق يا مقام قضايي رسيدگيكننده به پرونده مبني بر وجود محتواي مجرمانه در سيستمهاي رايانهاي خود از ادامة دسترسي به آن ممانعت به عمل آورند. چنانچه عمداً از اجراي دستور كميته يا مقام قضايي خودداري كنند، منحل خواهند شد. در غير اين صورت، چنانچه در اثر بياحتياطي و بيمبالاتي زمينة دسترسي به محتواي مجرمانه مزبور را فراهم كنند، در مرتبة نخست به جزاي نقدي از بيست تا يكصد ميليون ريال و در مرتبة دوم به يكصد ميليون تا يك ميليارد ريال و در مرتبة سوم به يك تا سه سال تعطيلي موقت محكوم خواهند شد.
تبصره ـ ارائهدهندگان خدمات ميزباني موظفند به محض آگاهي از وجود محتواي مجرمانه مراتب به كميتة تعيين مصاديق اطلاع دهند.
ماده (24) هركس بدون مجوز قانوني از پهناي باند بينالمللي براي برقراري ارتباطات مخابراتي مبتني بر پروتكل اينترنتي از خارج ايران به داخل يا برعكس استفاده كند, به حبس از يك تا سه سال يا جزاي نقدي از يكصد ميليون تا يك ميليارد ريال يا هر دو مجازات محكوم خواهد شد.
فصل هفتم ـ ساير جرائم
ماده (25)
هركس مرتكب اعمال زير شود، به حبس از نود و يك روز تا يك سال يا جزاي نقدي از پنج تا بيست ميليون ريال يا هر دو مجازات محكوم خواهد شد:
الف) توليد يا انتشار يا توزيع يا معاملة دادهها يا نرمافزارها يا هر نوع ابزار الكترونيكي كه صرفاً به منظور ارتكاب جرائم رايانهاي به كار ميروند.
ب) فروش يا انتشار يا در دسترس قرار دادن گذرواژه يا هر دادهاي كه امكان دسترسي غيرمجاز به دادهها يا سيستمهاي رايانهاي يا مخابراتي متعلق به ديگري را فراهم ميكند.
ج) آموزش نحوة ارتكاب جرايم دسترسي غيرمجاز، شنود غيرمجاز، جاسوسي رايانهاي و تخريب و اخلال در دادهها يا سيستمهاي رايانهاي و مخابراتي.
تبصره ـ چنانچه مرتكب اعمال ياد شده را حرفه خود قرار داده باشد، به حداكثر هر دو مجازات مقرر در اين ماده محكوم خواهد شد.
• آن يکي خر داشت پالانش نبود کوزه بودش آب مي نامد بدست آب را چون يافت خود کوزه شکست
• يافت پالان،گرگ خر را در ربود آب را چون يافت خود کوزه شکست آب را چون يافت خود کوزه شکست
کسي کوزه اي داشت ولي آب نداشته است. آب را مي يابد کوزه اش را از دست مي دهد.پادشاهي عاشق مي شود و به محض شکل گيري ظرفيتي عاشقانه،معشوق خود را از دست مي دهد.خلاصه يا ظرف در دسترس نيست يا مظروف. اين نقص موقعيت در زندگي همه ما،صرف نظر از تمام تاثيراتي که بر نمي شماريم،يک تاثير بسيار بسيار برجسته دارد و آن غافلگيرانه بودن آن است. غافلگيري،رفع غفلت است.آستانه هوشياري است. آيا از اين آستانه عبور مي کنيم يا نه،بحث ديگري است،ولي درک غفلت و غافلگيري و فايده اين دو در روند زندگي رواني هر فرد عامل بسيار مهمي براي ادامه فعاليت روحي ماست. غافلگيري پس از رخ دادن،شرايط رواني خاصي را موجب مي شود که اگر آن را نشناسيم بازگشت به حال تعادل ميسر نمي شود. اولين وضعيت پيش آمده پس از غافلگيري، احساس مقاومت در برابر مورد ناخواسته است.
راه گنج :
مولوي شاعر روانشناس 2:
چنان که مي دانيد مثنوي معنوي اثر مولوي يکي از برجسته ترين آثار در زمينه ادبيات تعليمي است. اين اثر چگونه تاثير مي دهد؟هوشياري، از غفلت آغاز مي شود. غفلت باعث بوجود آمدن عدم تناسب و هماهنگي در تمامي امور محسوس و نا محسوس زندگي ماست. ما در مرحله غفلت خود به طور ناآگاهانه باعث شکل گرفتن مشکلاتمان مي شويم، اعم از مشکلات فردي و جمعي کاملا تحت تاثير خود و سايرين.
انيشتين مي گويد: در همان سطح فکري که مشکلاتمان را بوجود مي آوريم، نمي توانيم مشکلات را حل کنيم .براي حل مشکلات بايد سطح فکر خود را ارتقا دهيم. براي ارتقاي سطح فکر بايد در معرض آموزش و تعليم تازه قرار بگيريم.به ابياتي از داستان کنيزک و پادشاه توجه کنيد.
• هر چه کردند از علاج و از دوا آن کنيزک از مرض چون موي شد از قضا سر کنگبين صفرا فزود شه چون عجز آن حکيمان را بديد پا برهنه جانب مسجد دويد
• گشت رنج افسون و حاجت ناروا چشم شه از اشک خون چون جوي شد روغن بادام خشکي مي افزود پا برهنه جانب مسجد دويد پا برهنه جانب مسجد دويد
چون به خويش آمد زغرقاب فنا...
پس از آنکه کنيز بيمار مي شود پادشاه با تکيه به راه حل هايي موجود و شناخته شده مثل مراجعه به طبيبان، وعده پاداش در و مرجان و غيره مي خواهد معشوق خود را درمان کند ولي ميسر نيست.اين يعني امکاناتي که هنگام برخورد اوليه ما با مشکلات به چشم ما مي آيد اغلب در سطح فکري قرار دارند که جوابگوي مسله ما نيستند، کاربرد متناسب ندارد ولي ما اين را نمي دانيم، درک نمي کنيم و اين ضعف، موجب مقاومت و ماندن در وضعيت بحراني است.موجب تاخير ماست ! مقاومت در شرايط بحراني به خودي خود موجب عدم تعادل است.
چرا عدم تعادل؟چون در چنين وضعي هنوز خود را با ثقل طبيعي خود احساس نمي کنيم ،بلکه مسئله را از خودمان بزرگتر و مسلط ميابيم.ثقل ادراک ما در بيرون از ما و در يک موضوع که همان مشکلمان باشد متمرکز مي شود و توازن ما توازن رواني ما از تعادل خارج مي گردد.
اين وضع آنقدر دوام مي يابد تا بفهميم که راه حل هاي شناخته شده قبلي منجر به توفيق نمي شود، نمي شود و نمي شود تا به خود بياييم.
يک بار ديگر دوره مي کنيم: يک تضاد ما را غافلگير مي کند، مشکل را احساس مي کنيم و به دنبال راه حل در ذهنيت پيشين خود مقاومت مي کنيم اين مرحله از هوش رفتن است. آنقدر در مقاومت خود ضربه مي خوريم تا دوباره به هوش بياييم و اين به هوش آمدن ،به خود آمدن ،همان حرکات چنين آگاهي است که به شکل احساس تازه اي از خود متولد مي شود. از ايجا به بعد خود را احساس مي کنيم.ما آدم ها به وسيله دو عامل بسيار آشنا و جاري خود را احساس مي کنيم 1) محبت 2)مشکلات 0 هر دو اينها باعث مي شود ما خود را احساس کنيم، يکي عشق و ديگري مشکلات عشق، يکي مثبت، و ديگري منفي، پس تعادل و حرکت ، حرکت سالم!
آيا مي دانيد چگونه به وسيله محبت خود را احساس مي کنيم؟اصلا همه ما معتقديم محبت خوب است،چرا؟
آنقدرها هم که فکر مي کنيد جواب اين سوال بديهي و آشکار نيست دقت کنيد! مي دانيد که اولين احساس هويت ما کاملا بستگي به حس لامسه ما دارد؟ فکر مي کنيد چرا نوازش شدن و نوازش کردن مطلوب است؟ وقتي نوزاد در آغوش والدين خود نوازش مي شود بدست خود ،تن خود و خود را احساس مي کند و به طور همزمان،نوازشگر نيز ديگري را احساس مي کند،مدار رابطه،کامل است.در شرايط فقدان محبت،مشکلات ،ما را به خود مي آورد.دقيقا با همان مکانيزم محبت. هنگام درک بحران و حرکت به سوي راه حل،درک خود باز هم از جسمانيت آغاز مي شود،ولي اين بار با احساس خستگي,سنگيني و رخوت،موقعيت خود را در مي يابيم. در هر دو موقعيت محبت و مشکلات, خود انسان در عمل و واقعيت شکل مي گيرد و فعال مي شود. اين خود باور،با خود ذهني متفاوت است , خود ذهني ما در شرايط منفي و مثبت از فعاليت,خلاقيت و حرکت باز مي ايستد. خود ذهني در شرايط منفي قهر و ترسيده عقب مي نشيند و در شرايط مثبت,تنبل و سنگين,خود را مي خواباند. در حال حاضر خود ذهني و خود طبيعي و عيني ما هر دو وجود دارد. شاعر روانشناس اين دو خود را به زيبايي شناسايي مي کند و خود ذهني را دستگير و تسليم مي کند،تسليم خود.
راه گنج :
مولوي شاعر روانشناس3:
دالان پنهان
• چون به خويش آمد ز غرقاب فنا کاي کمينه بخششت ملک جهان من چه گويم چون تو مي داني نهان...
• خوش زبان بگشا در مدح وثنا من چه گويم چون تو مي داني نهان... من چه گويم چون تو مي داني نهان...
به طور معمول وقتي افراد به مشکل يا مساله اي برخورد مي کنند که انتظار آن را نداشته اند،غافلگير مي شوند،هر کس به نسبتي در اين مرحله باقي مي ماند و مقاومت مي کند.تاخير ناشي از مقاومت فرد را با دقيقه بحراني مشکل مواجه مي سازد. اين مواجهه موجب حرکت و تبديل است ،تبديل ذهنيت به واقعيت،به عبارت ديگر،بحران،افراد را از خود نيمه خواب ذهني بيدار مي کند و به خود هوشيارتري مي آورد، در اين مرحله اصطلاحا آدم به خودش مي آيد.هنگام درگيري با موقعيت هاي تازه ،وقتي ذهنيت سابق فاقد کارايي تشخيص داده مي شوند،نياز تازه اي احساس مي شود که خود اين نياز و ادراک آن ,راهي است،بلکه تنها راه است براي پيمودن و به آستانه بعدي رسيدن.
آن نياز کدام است؟نياز نزديک شدن به قدرتي پنهان،نهان، توانا و خالي از اشتباه،نياز نزديک شدن به عالم غيب را به سادگي تعريف کنيم،علامه طباطبايي مي فرمايد: (علل و شرايطي که در پس پرده جهل انسان پنهان است و براي انسان پوشيده است،غيب ناميده مي شود.) يعني هر آنچه در دسترس و ديدرس ما نيست ولي در کار موثر است ، تحت عنوان امور غيبي قرار مي گيرد. دقت کنيد: درست در همين مرحله که انسان نيازمند ارتباط گرفتن با عوامل غيبي مي شود واقع بيني او در حال تکامل است. هنگام قرار گرفتن در موقعيت هاي تازه چه منفي و چه مثبت، ما ملزم به نوسازي و تقويت دستگاه واقع بيني خود هستيم.واقع بيني ما آدمها تاريخ مصرف دارد.
معلومات ما موارد مصرف خود را سپري مي کند و نوبت مجهولات مي رسد. در شرايط تازه و روز به روز بايد معلومات تازه به کمک ادراک ما بيايد. در شرايط تازه بايد بخشي از مجهولات کهنه ما مستهلک شود،تبديل شود و نگاه و بينش و طرز تلقي تازه را شکل مي دهد.اينها مجموعا يعني خود آگاهي خود را تقويت کردن,عقل جزئي خود را گسترده ترين،به کل نزديکتر شدن!ما به طور دائم درک بصري خود را از ظاهر خود ,تقويت و حساس مي کنيم.چگونه؟به وسيله آيينه,هرروز،بارها در يک روز,براي پيدايش,براي آرايش.ما علاوه بر آيينه به حس ديگري مجهز هستيم که آن عبارت است از:احساس بدن يا خودآگاهي به بدن خود.
يعني توانايي آگاهي و مراقبت از وضعيت ظاهري خود بدون استفاده از آيينه و فقط به وسيله در کمان از خودمان.اين احساس,اين آگاهي و مراقبت بايد به سطح معنوي زندگي نيز سرايت کند,اين نياز,نياز نزديک شدن به عوامل نهاني و پنهاني،راهي يا دالاني پنهان به سوي واقع بيني معنوي.راهي است به سوي تقويت خود آگاهي باطني,معمولا از سطح ظاهر آغاز مي شود و به باطن حرکت مي کند.بايد راه بيفتيد و دالان پنهان آگاهي را سير کنيد.اين راهي است که نمي شناسيدش و از آن بيم داريد ولي مثل خود آگاهي ظاهري,مجهز هستيد،شما مجهز به خود طبيعي هستيد.خود طبيعي ترس را انگيزه حرکت و عمل قرار مي دهد,ولي خود ذهني ترس را انگيزه ترک عمل قرار مي دهد.مثال:يکي از ماهرترين و حرفه اي ترين چتربازهايي که در حال حاضر فعال است انگيزه اقدامش به چتربازي ترسش از ارتفاع بوده است,اين فرد کاملا مجهز به خود طبيعي خود است وذهنيت خود را دستگير و تسليم کرده است.
خلاصه :
1)تضاد يعني شرايط مطلوب همراه موانع نامطلوب
2)احساس غافلگيري از تضاد و مقاومت در برابر آن به وسيله ذهنيات سابق
3)پس از تاخير ناشي از مقاومت و ضربه خوردن,به خود آمدن.
4)دنبال راهي تازه و امن گشتن و نهاني ها را طلب کردن,يعني نادانستها را نزد خود کشيدن و خود به سمت آنها حرکت کردن ,يعني هم نيرو وارد کردن و هم پذيرفتن نيروهاي بيروني.
اين حرکات و اين جوش و تپش ها ،همگي ، همان جريان بلوغ رواني ما است. هنگامي كه مايليد فال قهوه بگيريد، يا به حافظ تفألي بزنيد، يا استخاره كنيد، يا مشاوره كنيد، يا دعا و نذر و نياز به درگاه تواناي نهاني ببريد، در تمام اين قبيل حالات، نيازمند گسترش واقع بيني و معلوم كردن بخشي ديگر از مجهولات خود هستيد، مجهولات شق بزرگي از واقعيات هستند كه نمي گذارند نسبت به آنها بي تفاوت باشيد، بايد كشفشان كنيد. دالان نهان، پر از آينه است، روشن است چون پر از آگاهي است. به نهانخانه تازه اي دعوت شده ايد. به گوش رسيدن اين دعوت به زبان روانشناسي مي شود؛ انطباق خودآگاه و ناخودآگاه بر هم. اظهار نيازهاي دروني يكي از راه هاي اين انطباق است..
فرستاده شده توسط : محبوبه بابايي