تبليغاتX
مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره خانوادگی،تحصيلي،مشاوره قبل و بعد از ازدواج

12 روش براي ايجاد خلاقيت و ايده هاي بزرگ در ذهن

12 روش براي ايجاد خلاقيت و ايده هاي بزرگ در ذهن
خلاقيت باعث بروز افکار بزرگ در انسان ميشود. اما معمولا
سـخت ترين مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پيشرفت راهنمايي کرده و فردايي روشن را برايمــان به ارمغان مي آورند. با به کارگيري اصولي که دراين قسمت براي شما شرح مي دهيم مي تـوانـيـد يـک تـجارت بزرگ و
بي نقص راه اندازيد. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام اين امور عادت نداده ايم. اين امر سبب ميشود تـا توانايي خـود را بـراي دامـن دادن بـه تـصورات و تخيلات از دست داده و در نـتـيـجه قـدرت تـخـيـل خـود را به کار نگيريم. به همين دليل
فرصتهاي بي شماري را به آساني از دست مي دهيم. ايـده هاي بـزرگ از مـحـلي فـــراي باورهاي شخصي نشات مي گـيـرند. بـايد بـه دوردسـت هــا بنگريد و افکار متفاوت را آزمايش کنيد تا به نتيجه مطلوب دست پيدا کنيد. عده اي بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکي بي حس و کرخت مي کنند، چنين رفتاري باعث مي شود درخت افکار شما هيچ گاه به بار ننشيند.
1- زياد مطالعه کنيد
ذهن شما همانند بدنتان براي اينکه رشد پيدا کرده و پرورش يابد نيازمند تمرين و تحرک است، و چه تمريني بهتر از کتاب خواندن. سعي کنيد با افکار و عقايد انسان هاي موفق در طول تاريخ آشنا شويد. شرح حال و تاريخچه زندگي هر يک از آنها را مرور کنيد و از آن درس بگيريد. با مطالعه اين کتب مي توان حدس زد که چگونه اين افراد بزرگ ذهن خود را براي رسيدن به بهترين ها پرورش داده بودند. همچنين مي توانيد مجلاتي نظير تجارت و يا اقتصاد روز را نيز مطالعه کنيد. با آگاهي از نظرات ديگران پيرامون مسايل مختلف شما سطحي نگري را کنار مي گذاريد و با يک ديد عمقي به موضوعات مختلف مي نگريد.
2- فرصت هايي را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهيد
شايد بروز بسياري از مسائل را به شانس واگذار مي کنيد. تصور شما نادرست است. شايد بعضي مواقع حس مي کنيد که مغزتان اصلا کار نمي کند و هيچ عکس العملي از خود نشان نمي دهد. اما مواقعي هم وجود دارد که ذهنتان به قدري فعال است که مي خواهيد انيشتن را به رقابت دعوت کنيد. تنها مشکل موجود اين است که اين زمان طلايي مواقعي که شما به آن نياز داريد، ظاهر نميشود. زماني که ذهن در حال فوران است تا آنجا که مي توانيد به افکار خود پر و بال دهيد. اجازه دهيد افکارتان مثل آب آتش نشاني به بالاترين نقطه صعود کنند. هنگامي که براي پرواز کردن به ذهن خود فضا مي دهيد، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتايج شگفت انگيزي را بدست خواهد داد.
3- يک دفترچه يادداشت به همراه داشته باشيد
هنگاميکه افکار بي نظير به ذهن شما خطور مي کنند از ذخيره کردن آنها اطمينان خاطر حاصل کنيد. در اين امر به يادداشت هاي ذهني اکتفا نکنيد زيرا ممکن است به دست فراموشي سپرده شوند. سعي کنيد هميشه يک دفترچه يادداشت و يا يک ضبط صوت به همراه داشته باشيد به ويژه در کنار تخت خواب خود براي مواقعي که افکار طلايي در حدود ساعت 2 نيمه شب به ذهن شما خطور مي کنند. هنگاميکه افکارتان در جايي ثبت شوند، شما به راحتي مي توانيد به آنها دسترسي پيدا کنيد و آنها را به سرعت به کار ببنديد. افکار بزرگ نيز مانند ميوه ها فقط تا زماني که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.
4- از افکار ديگران بهره بجوييد
بهره جستن از افکار و عقايد ديگران نيز به نوبه خود روش مناسبي براي گسترش ايده هاي شخصي شماست. افراد مختلف داراي نقطه نظرات و چشم اندازهاي متفاوتي هستند. توانايي هاي آنها مختلف است و سوابق و پيشينه هاي متفاوتي دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن يک بحث در ميان جمع ، آنقدر پيشنهادهاي مختلف شنيده مي شود که نيمي از آنها هرگز به ذهن شما نمي رسيدند. به اين طريق شما ميتوانيد با کوله باري سرشار از افکار متفاوت در جاده تصميم گيري گام برداريد.
نسبت به نظر هيچ کس بي توجهي نکنيد . شايد در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شايد مانند صدف هايي باشند که در خود گوهرهاي گرانقيمتي را جاي داده اند. درست نيست که در مورد نظر ديگران به قضاوت بنشينيم سعي کنيد به جاي قضاوتهاي بيهوده آن ها را سبک سنگين کرده و در امور روزمره خود به کار بنديد.
5- تغييراتي در محيط اطراف خود ايجاد کنيد
گاهي اوقات تنها چيزي که باعث مي شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغيير وضع ظاهري محيط اطرافتان است. اگر چشم انداز پيرامون شما تغيير کند، ذهن شما نيز به صورت ناخود آگاه به سمت يک ديدگاه جديد تغيير جهت مي دهد. اگر تمام مدت در پشت ميز خود بنشينيد ذهن خود را در آن شرايط محدود مي کنيد و هيچ فضايي براي برانگيختگي او باقي نمي گذاريد.
بنابر اين ميتوانيد پياده روي کنيد، به باشگاه ورزشي برويد، کنار آب رود بنشينيد و در کل به يک مکان جديد قدم بگذاريد تا ذهن شما نيز بتواند آزادانه به تمرين و تقلا بپردازد.
6- بر روي شکاف ميان دو نسل خط بطلان بکشيد
ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طريق فشار هاي اجتماعي سرکوب نشده است. به جهان با شگفتي مي نگرند و مانند بزرگترها پاکي و معصوميت خود را از دست نداده اند. با کودکان پيرامون مسائل مختلف صحبت کنيد تا با نقطه نظر ساده و بي آلايش آنها آشنا شويد. اگر مي خواهيد مشکلي را حل کنيد نظر آنها را نيز جويا شويد. عقايد آنها شما را به تعجب وا مي دارند. آنها قصد تاثيرگذاري در ديگران را ندارند و همه چيز را تنها با اتکا بر پاکي و صداقت بيان مي کنند.
از سوي ديگر با افراد سالخورده و مسن نيز مشورت کنيد. آنها مدت ها پيش با تمام اين مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربياتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هيچ قيمتي را نمي توان بر روي آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگيريد، با ديدگاههايشان نسبت به زندگي آشنا شويد و از آنها درس بگيريد. قطعا شما را به سوي جهت مناسب هدايت مي کنند و از مشکلات در امان خواهيد بود.
7- به رفيق شفيق خود مراجعه کنيد
همه ما دوستي داريم که به نظر ميرسد توانايي پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصي از او کمک مي خواهيد؟ بد نيست گاهي در مورد مسائل مهمتر نيز از او ياري بجوييد.
8- به توانايي هاي خود اتکا کنيد
قواعد و اصول کلي را براي يک لحظه هم که شده فراموش کنيد. اين رهنمون ها در جاي خود مفيد هستند اما ممکن است مانند يک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن ديد وسيع را از شما بگيرند و اجازه ديدن چشم اندازهاي متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهي خود را از قيد و بند قوانين آزاد کنيد. شما مي توانيد بدون توجه به کارآيي روش هاي گذشته به آساني و بدون بروز هيچ شک و ترديدي در راه مورد نظر خود گام برداريد. کمي جسارت به خرج دهيد و سيستمهاي فعلي را زير سوال بريد.
9- در حيطه کاري خود به فعاليت بپردازيد
خيلي خوب است که به ذهن خود اجازه دهيد آزادانه به گردش بپردازد. اما اين گردش بايد در حيطه دانش شما انجام پذيرد. اگر يک طراح هستيد لازم نيست راه حلي براي مشکلات اقتصادي پيدا کنيد. افکار شما تنها در رشته اي که مهارت داريد خوب کار مي کنند و در ساير رشته ها نتيجه اي مصيبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نياز به ورود به قلمرو ديگري را داريد بهتر است قبل از هر کار با يک متخصص مشورت کنيد و اجازه انجام کليه امور را به دست او بسپاريد تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.
10- به ذهن خود آزادي عمل دهيد
آيا با تمرين هاي رايج نويسندگان آشنايي داريد؟ آنها براي مبارزه با محدوديت ها يک روش بسيار جالب را برگزيده اند. فقط کافي است قلم را بر روي کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روي کاغذ بياوريد. ميتوانيد از مشکلات شروع کنيد و به دنبال هيچ گونه ارتباطي در دست نوشته هاي خود نباشيد. مهم نيست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر مي رسند. بعدا مي توانيد مثل يک جدول تناوبي آنها را سازماندهي کنيد، در آخر نيز امکان دارد به چيزي دست پيدا کنيد که بيهوده و بي ربط باشد اما چيزي که در اين مبحث حائز اهميت است اين است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده ايد و اين خود يک امتياز محسوب مي شود. هيچ کس نمي داند شايد به نتيجه اي برسيد که سال ها منتظر آن بوده ايد.
11- ايده هاي گذشته را از نو بسازيد
افکار شما مثل کامپيوتر هستند. هر چند وقت يک بار نياز است که سخت افزار آن را ارتقا دهيد. ايده هاي بزرگ گذشته را پيش روي خود بگذاريد و بر روي آن ها عمليات نوسازي انجام دهيد. آن ها را اصلاح کنيد و براي بهبودي آن ها تلاش کنيد. ضمائم لازم را نيز براي تقويت هر چه بيشتر به آنها بيفزاييد. اين کارها را مي توان با نوشتن عقايد اوليه خود بر روي کاغذ و نظم دادن به آشفتگي ذهنتان انجام دهيد. عالي به نظر ميرسد پس منتظر چه هستيد؟ بهتر است در انجام آن تعجيل کنيد.
12- از الهه وجودتان ياري بخواهيد
آيا يک شي، آهنگ، مکان و يا يک شخص خاص وجود دارد که حضور و يا تجسم او براي شما خوشايند بوده و به ذهنتان نيرويي همچون قدرت موتور جت مي دهد. از هيچ تلاشي براي رسيدن به آن مضايقه نکنيد. تنها يک چنين چيزهايي هستند که شما را به سمت ابتکارات بديع رهنمون مي سازند. از وجود آن بهره بجوييد و اجازه دهيد تا انوار طلايي آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گيرد.
يک ايده بزرگ از چه ويژگي هايي برخوردار است
شرکت ها و کمپاني هاي بزرگ به ويژه آن دسته که بر روي مسائلي نظير طراحي و تبليغات کار مي کنند، سرمايه گذاري هاي عظيمي صرف مي کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه ميتوانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ايده هاي بزرگ باشند. خيلي از آنها از کارمندان درخواست ارائه ليست هفتگي ايده ها را ميکنند. در چنين محيطي چيزي به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضي ايده ها خام هستند.
بنابراين خيال بافي و رويا پردازي کنيد تا ذهـن شما به نظريه پردازي عادت کند و از قلمرو سادگي بيرون آيد. قدري افسار گسـيـخـــته باشيد تا پندار شما به بلندي ها پرواز کرده و اوج گيرد.
منبع:
http://www.mardoman.com/success/greatideas.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:46  توسط حسن  | 

17 راه براي تبديل شدن به يك فرد بالغ و كامل

17 راه براي تبديل شدن به يك فرد بالغ و كامل
شما از نظر ظاهري به عنوان يک فرد بالغ شناخته مي شويد، اما تا زماني که از نظر عاطفي و ذهني به بلوغ نرسيد، نمي توانيد نام يک شخص کامل را بر روي خود بگذاريد. مگر اينکه بخواهيد با يک کودک ازدواج کنيد (که در اين حالت "کمال" بالاجبار به شما تزريق مي شود) در اين حالت وقت کافي داريد که در حين رابطه رشد کرده و بزرگ شويد.
روش هاي زير به شما کمک مي کند که راه رسيدن به کمال را آسانتر طي کنيد.
فاکتورهاي اجتماعي
1- مسئوليت پذيري
اساس شخصيت و درستي، مسئوليت پذيري مي باشد. بدون هيچ عذر و بهانه اي ياد بگيريد که مسئوليت کارهايي را که انجام مي دهيد به عهده بگيريد. همانطور که تحسين و تمجيد را قبول مي کنيد بايد گله و شکايت را نيز بپذيريد. براي پي آمد تصميم هاي خود آماده باشيد و سعي کنيد تصميمات درستي اتخاذ کنيد، چرا که قبول مسئوليت کار دشواري است. به عنوان مثال مي توانيد کارهايي را که به طور بالقوه خطرناک هستند، مثل: رانندگي بيشتر از سرعت مجاز و يا رانندگي بعد از مصرف الکل را انجام ندهيد.
2- احساسات خود را کنترل کنيد
عدم توانايي در کنترل احساس مي تواند هم در زندگي فردي و هم در زندگي اجتماعي لطمات جبران ناپذيري را به شما وارد آورد. نبايد به طور کلي احساستان را بکشيد بلکه بايد آنها را از طريق يکسري رفتار و گفتار موجه بروز دهيد. به عنوان نمونه اگر کسي از زور عصبانيت دست خود را بر روي شما بلند کند، نبايد سريعا عکس العمل مشابهي انجام دهيد. اگر بتوانيد همچنان خونسردي خود را حفظ کنيد همه شما را به عنوان "آدم خوبه" داستان مي شناسند.
3- بخشنده باشيد
موفقيت شما به کمک هايي بستگي دارد که در ميان راه از ديگران دريافت مي کنيد. بدون هيچ چشم داشتي به ديگران کمک کنيد. اگر توان مالي شما اجازه مي دهد ميتوانيد هزينه اي را نيز به خيريه ها و ساير موسسات اين چنيني اختصاص دهيد. اگر دست شما از نظر مالي باز نيست مي توانيد از وقت خود استفاده کرده و به آموزش بچه هاي بي سرپرست بپردازيد.
4- وقت خود را با خانواده و دوستان بگذرانيد
صله رحم را از ياد نبريد. اگر نمي توانيد هميشه به ديدنشان برويد، حداقل ارتباط تلفني را قطع نکنيد. اين امر براي دوستانتان نيز صدق مي کند. اگر سرتان خيلي شلوغ است، سعي کنيد حداقل آخر هفته را با آنها بگذرانيد. مي توانيد يک نوشيدني با هم ميل کنيد و يا يک دست بيليارد بازي کنيد. هميشه به خاطر داشته باشيد که شما قبل از اينکه با خانمتان آشنا بشويد، دوستان و خانواده در زندگي شما وجود داشتند.
خود را بشناسيد
5- ضعف هاي شخصيتي خود را از بين ببريد
هر کدام از ما عيب و ايراداتي در شخصيت خود دارد. در شناخت عادات، ويژگي هاي اخلاقي و به طور کلي شخصيتتان تلاش کنيد. به نظرات دوستان و اقوام در مورد صفات اخلاقي خودتان گوش کنيد. ضعف هاي خود را به تدريج از بين ببريد و نقاط قوت خود را تقويت کنيد. به عنوان مثال اگر در زمينه کاري با مشکل مواجه هستيد سعي کنيد هر روز بيش از روز قبل بر روي مسائل کاري تمرکز کنيد.
6- متوجه رفتار خود باشيد
رفتار و گفتار شما در قبال ديگران تعيين کننده برخورد آنها درقبال شما مي باشد. شما يک تابلوي تبليغاتي متحرک هستيد که توجه همه را به خود جلب مي کنيد، پس بهتر است اخلاق خوب خود را به نمايش بگذاريد. اگر اين کار را نکنيد مردم از شما خوششان نمي آيد، شما را استخدام نمي کنند و با شما قرار ملاقات نمي گذارند. کارهاي خوبي را که از والدين خود در کودکي اموخته ايد در زندگي نيز به اجرا در آوريد.
7- کار خودتان را انجام دهيد
کاري که تصور مي کنيد برايتان مناسب است انجام دهيد نه کاري که ديگران فکر ميکنند انجام آن برايتان لازم است. به عبارت ديگر در پي رسيدن به خوشي و سعادت باشيد. هيچ گاه خودتان را با کسي مقايسه نکنيد، به ويژه در مورد مسائل مالي براي اينکه ممکن است احساس نارضايتي کنيد. کارهايي که هميشه آرزوي انجام دادن آنها را داشته ايد اما هيچ وقت انجام نداده ايد را شروع کنيد.
8- درستکار باشيد
يک فرد درستکار هميشه براي اصول اخلاقي ارزش بيشتري نسبت به لذات و سودهاي شخصي قائل است. کارمندان، همکاران، و خانم ها براي افراد درستکار ارزش بسيار زيادي قائل هستند. روي حرف خود بايستيد و کاري را که فکر مي کنيد درست است، انجام دهيد.
ديدگاه خود را مشخص کنيد
9- با اهدافتان روبرو شويد
افراد موفق از روساي شرکتها گرفته تا ورزشکاران همه و همه داراي يک عادت ويژه هستند: هدفمندي و تلاش براي رسيدن به مقصود. بدون داشتن هدف و نقشه مناسب براي رسيدن به آن زندگي شما عادي شده و شادي و موفقيت ناچيزي را ميتوانيد به دست آوريد. براي خود اهداف روزانه، هفتگي، و ماهيانه تعيين کنيد، سپس راه مناسب براي هر يک را طرح ريزي کنيد و تمام تلاش خود را براي رسيدن به آن به کار بنديد و از آن به عنوان راهي براي رسيدن به آرزوهاي نهايي خود بهره بگيريد.
10- عادات بد خود را ترک کنيد
هر يک از ما به طور متفاوت داراي عادات بدي هستيم. دير يا زود پي آمدهاي منفي آن متوجه ما خواهند شد. با خودتان عهد ببنديد که رفتار بد خود را کاهش داده و يا به طور کلي از ميان مي بريد. به عنوان نمونه يکي از عادات بد خود مثل قسم دروغ خوردن و يا تاخير داشتن را انتخاب کنيد و بعد به دوستان و خانواده خود بگوييد که مي خواهيد چنين عادتي را براي هميشه از زندگي خود بيرون کنيد. اگر آنها به عنوان يک مراقب در کنار شما باشند تمايل شما نسبت به انجام اين کار افزايش پيدا خواهد کرد.
11- روحيه جوان و شاداب داشته باشيد
به خاطر داشته باشيد که سن شما به آن اندازه اي است که خودتان مي خواهيد. يک شيوه شاداب و جوان پسند را در زندگي پيش بگيريد تا بدن و ذهن شما همواره به تحرک واداشته شوند. در حالي که خودتان احساس جواني مي کنيد پس چه اشکالي وجود دارد که با يک خانم يا آقاي جوان هم نامزد کنيد؟
12- از موقعيت هاي خود استفاده کنيد
فرصت هاي بيشماري در زندگي هر فردي وجود دارد، اما سود بردن از آنها کار ساده اي نبوده و داراي ريسک بالايي مي باشد. اما بايد توجه داشته باشيد که هيچ کار بزرگي بي خطر نمي باشد. چه اين موقعيت را داشته باشيد که براي خودتان شغلي راه بيندازيد، چه با دختر خانمي يا آقا پسري که به هيچ وجه در سطح شما نيست، قرار ملاقات بگذاريد، به خودتان مطمئن باشيد و تا تنور داغ است نان را بچسبانيد. کاري نکنيد که بعدا موجبات پشيماني شما را فراهم آورد.
13- تمرين بردباري
صبر و پافشاري شما را به سمت کاميابي و موفقيت رهنمون مي سازند. بيشتر انسان هاي بزرگ بيشتر از اينکه موفق شده باشند در زندگي خود با شکست مواجه ميشدند. زماني که بي حوصله مي شويد بايد ياد بگيريد که خونسري خود را حفظ کرده و آرام باشيد. براي اينکه قدري شکيبايي خود را تقويت کنيد مي توانيد پرستاري کودک يکي از دوستان و يا آشنايان خود را براي مدت زمان کوتاهي به عهده بگيريد.
يک مرد همه جانبه
14- علايق خود را متنوع سازيد
يک سرگرمي جديد براي خودتان پيدا کنيد تا افق هاي جديد را بر روي خود باز کنيد. با ياد گيري ورزش ها و مهارت هاي جديد خود را به چالش وادار کنيد. يکي از کارهايي که مي توانيد در اين خصوص انجام دهيد، يادگيري يک زبان جديد مي باشد. زماني اين کار با موفقيت انجام شد؛ به عنوان پاداش، سفر تفريحي به کشوري که زبان آنرا ياد گرفته ايد را به خودتان هديه دهيد تا پيشرفت خود را محک بزنيد.
15- ساعات مطالعه خود را بيشتر کنيد
مطالعه يکي از راه هاي مناسب براي افزايش اطلاعات و دايره لغات شما مي باشد. روزي يک ساعت هم که شده تلويزيون را خاموش کرده و در عوض شروع به خواند يک کتاب کنيد. بيشتر سعي کنيد کتاب هاي الهامي در مورد ارتقاي شخصيتي و يا زمينه شغلي دلخواهتان را مطالعه کنيد. حتي مي توانيد کتاب هاي سرگرم کننده را به صورت تفريحي مطالعه کنيد.
16- ورزش کنيد
ورزش يکي از راههايي است که از شما فرد سالم تر و جوان تري مي سازد. آنقدر که کار شما ارزش دارد مدت زماني که مشغول به انجام آن هستيد مهم نيست. با خودتان تعهد کنيد که در برنامه روزانه خود مقداري فعاليت فيزيکي بگنجانيد.
17- يک حيوان خانگي بگيريد
داشتن حيوان خانگي تا حد زيادي استرس و فشار را کاهش داده و درصد خوشحالي را نيز افزايش مي دهد. اين کار شما را براي ازدواج و بچه دار شدن آماده مي سازد.
عاقل باش جوان!
همچنان که به مسير خود در راه رسيدن به يک فرد کامل ادامه مي دهيد، به خاطر داشته باشيد که طرز تفکر مثبت هميشه به عنوان اساسي ترين فاکتور شناخته ميشود. ديد مثبت ذهني نسبت به هر چيز در زندگي به شما اجازه مي دهد در جايي که ديگران شکست خوردند، به پيروزي دست پيدا کنيد.
بدون توجه به اينکه شرايط تا چه حد دشوار است اگر نقطه نظر مثبتي داشته باشيد و اين کار را ادامه دهيد، هميشه راهي براي پيروزي در مقابلتان باز خواهد شد.
منبع: http://www.mardoman.com/success/matur.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:45  توسط حسن  | 

نوع موسيقي و تاثير آن بر کودک

نوع موسيقي و تاثير آن بر کودک
نوع موسيقي و اثر آن بر روح و روان کودکانمان
بنام خالق يکتا
دنياي امروز دنيايي است مکانيزه و ماشيني که ميتوان گفت تمامي انسانها وحيوانات و يا تمامي موجودات زنده ايي که بر روي اين کره خاکي زندگي مي کنند بخشي از زندگي خود را با موسيقي سپري مي کنند . به عنوان مثال در کشور هلند براي پرورش گل در زمانهاي خاصي از شب براي افزايش رشد گياهانشان از موسيقي آرام استفاده مي کنند .
اگرما بخواهيم تاثير موسيقي بر روح و روان کودکانمان را دريک جمع بندي خلاصه کنيم ميتوانيم به طور کلي بگوييم که مخ به دونيم کره شکل گرفته است که يک قسمت ازآن براي محاسبات اعداد و ارقام وقسمت ديگر آن به طور کامل مربوط به قسمت هنرهاي يک انسان محسوب مي شود پس موسيقي يکي ازعاملهاي محرک براي تخليه روح و روان شناخته شده و مي شود .
تاثيرات رواني موسيقي هايي ازنوع 8/6 را در عده ايي ازکودکان مي توان پيدا کرد که يک حس شاد بودن با يک انرزي اضافي دربيشتر اوقات در وجودشان ديده مي شود اما از رويي ديگر در تعداد زيادي ازکودکان ديده مي شود که به علت زياد از حد گوش دادن موسيقي هاي خاص که خانواده ها بيشتر به آنها علاقه دارند ذهن کودکانشان مجبور و يا عادت به ديدن وشنيدن اينگونه موزيک هاي خاص شده است وسبکهاي ديگرموسيقي که مربوط به سنين آنها مي باشند نمي توانند تحمل کنند . و گاه درعده ايي ازآنها پرخاش گريي حرکات ناموزون ويا سکوت هاي طولاني و ديده مي شود که اگر به اصل اين موضوع برگرديم مي بينيم که يکي ازعوامل اينگونه حالات شنيدن و ديدن اين موزيک ها ميباشد که باعث اثر مستقيم روي آنها شده است که درسنين بالاتر مي توان طرز پوشيدن لباس و آداب و منششان به تقليد از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضي موارد دچارحوادثي غيرقابل جبران مي شود که بايد کاملا جدي گرفت . حال اگر موسيقي ايي که مربوط به سنين آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ويا مدرسه برايشان گذاشته شود وحس حاکم برفضايي را که فرزندانمان دوست دارند برايشان درست شده باشد مي تواند تآثيرات زير را داشته باشد :
1- شادابي ونشاط
2- آرامش روحي ورواني (باانرزي اضافي)
3- آمادگي ذهني براي فراگيري مطالب
بهادادن به هنرهاي کودکان :
کودک امروز آينده فرداي جامعه هر کشور را تضمين مي کند و به نوعي خلاقيت هايي که دروجودشان حاکي است اگر ارزش و بها داده شود مي توانند در آينده نزديک به نوعي به ارزشهاي خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و مي توان گفت ايده ها و نظرهايشان با کوچک بودن ازديد ما ايده هاي بزرگي ازديد خودشان مي باشد که اگر اين ايده ها را از بعدي ديگر نگاه کنيم مي تواند به نوعي ايده هاي بزرگي براي ماهم به حساب آيد . دربعضي از انسانها ديده مي شود که درسنين پايين آموزشهايي ديده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقيت هايشان بالاتر ز ديگر افراد آن گروه سني مي باشد و مي توان گفت که از کودکي مسيري را براي خود روشن کرده اند .
کودکاني وجود دارند که با سنين پاييني که دارند نوازندگان خوبي هستند و يا عده ايي از آنها هستند که کار با رايانه را به راحتي انجام مي دهند و کارهايي ناخداگاه انجام مي دهند که اصلا به سنين آنها نمي خورد . دربعضي از خانواده ها ديده مي شود که بدون هيچ توجهي از کنار اين هنرها و کارها به سادگي مي گذرند و به جاي تشويق فرزندانشان با يک کلمه آفرين يا خوب است و يا برو حوصله ندارم به راحتي از آن حرکت مثبت مي گذرند ولي اگر بلعکس فقط با دادن يک کادوي کوچک آنها را تشويق کنيم فرداي آن روزبه کارهاي فراتر از آن مي پردازند و يا با جديت بيشتر به تمرين هاي آموزشي خود مي پردازند . تمامي اين حالات درزماني ميتواند اتفاق بيفتد که ذهنيت فرزندانمان رو به شاد بودن و يا بهتر است بگوييم رو به مثبت حرکت کند و هيچگونه فکر اضافي و يا فکر منفي براي ذهن آنها تراشيده نشده باشد .
IN THE NAME OF THE MOST HIGH
• Today s word is mechanized and all creatures and human beings that live on it have to spend some hours by music .in Nether lands ,for instance ,they play calm music for flowers at some certain hours of night for better growth .if we want to calculate the effect of music on our children ,we can generally say music is one of the factors in relaxing the soul .the brain has two hemispheres that one of the is for digist and arithmetic and the other one dedicated to arts .
• the type of music and its effects on the kid s soul :
• Psychic effect of pop / jazz music can be found in a group of children who have some sense of excitement and extra energy in most of the time ,from the other side in most cases ,it is seen that over listening to some special music that families are more interested in ,forces or makes the children get used to these type of music ad consequently the other forms of music that are suitable for their age can not be tolerated .so ,in some cases disharmonized reactions or long silent s happen .if we fours on the core of this subject we realize that one of the factors of these reactions is listening to these types of music .there types of music have straight effects on them .in older ages this effect can be seen through the way of clothes and social behavior which are imitations from these groups .in some cases this matter causes uncompensatable accidents that should be seriously considered .now ,if their own music can be played for them before their entrance to kindergarten or school and the space that they like can be created ,the following effect may happen :
________________________________________
• 1- happiness and exciement
• 2- psychic and soul calmmess
• 3- internalpreparation for learning
• praising the children art :
• Today s child garentees the country s tomorrow ,in other words if we prais and evaluate their creatirities ,they can reinforce their sociaty s capabilities in near future ,if we look at these ideas form some other angle ,they can be considered as big important ones for us .in some cases we can see that some people have recieved some educations in lower ages which are higher than the average or normal thoughts or creativities for that age .we can say these people have chosen some special way of life .there are children who are good players or can easily work with P.C.s or other arts which have no relation to their age .in some families these capabilities are simply ignored .these parents may pass them just by sayin : it s ok! or well done! or i m busy now! easily .but if encourage them by some small gift ,they will do some greater things the day after or may pay attention to their activities more seriously .all these happens at the time that our kids .minds are toward positive feelings and there are no extra or negative thought in their mind .
Let s the success of our today s children and tomorrow s sociaty builders !
( Hamed Soultani

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:45  توسط حسن  | 

ارزش‌های دینی در بین جوانان افزایش یافته است

ارزش‌های دینی در بین جوانان افزایش یافته است 
یك استاد دانشگاه ضمن تأكید بر حفظ ارزش‌های دینی و اعتقادی در بین جوانان گفت: ارزش‌های الهی و دینی در میان جوانان نسبت به گذشته رشد زیادی یافته است.
در راستای ارزیابی وضعیت باورهای دینی در بین جوانان كشور، گفت‌وگویی را با حسن علی اكبری؛ یكی از اساتید دانشگاه امام حسین (ع) انجام داده‌ایم كه متن این گفت‌وگو در ادامه آمده است.
● نظر شما در رابطه با این‌كه عده‌ای معتقد هستند جوانان از ارزش‌های دینی فاصله گرفته‌اند، چیست؟
▪ علی‌اكبری: این موضوع را قبول ندارم، مطالعاتی كه انجام شده چنین موضوعی را نشان نمی‌دهد به این دلیل كه رویش‌ها خیلی بیشتر از ریزش‌ها بوده ‌است به عبارت دیگر ارزش‌های الهی و دینی نسبت به گذشته رشد افزون‌تری داشته است. ممكن است در گروه خاصی یا اقشار خاصی از جامعه به طور خاص ارزش‌های اسلامی در میانشان كمرنگ‌تر شده باشد یا شتاب لازم را نداشته باشد، اما این موضوع را نمی‌توان به كل جامعه تعمیم داد.
● چگونه می‌توان از وضعیت باورها و اعتقادات مذهبی در بین جوانان كشور مطلع شویم؟
▪ علی اكبری: در رابطه با جوانان چند ملاحظه وجود دارد اولاً مطالعات دقیق و كاملاً قابل اعتماد و بررسی‌های مطمئنی مورد نیاز است دوماً توجه به اقتضائات و واقعیت‌های فصل جوانی و نیازهای طبیعی كه در این مقطع بسیار حساس و مهم از زندگی انسان‌ها وجود دارد و همین طور توجه به بسترهای موجود و شرایط فضاهایی كه برای بروز واقعیات گرایشات جوانان هست، باید با در نظر گرفتن این موارد اظهار نظر كرد.
● با توجه به آموزش‌های دینی چگونه می‌شود كه جوانان از مسائل اعتقادی دور می‌شوند؟
▪ علی اكبری: اگر كمی به برگزاری مراسم اعتكاف یا شركت جوانان در اردوهای راهیان نور توجه كنیم، می‌بینیم كه اگر شرایط و فضاهای لازم را فراهم كنیم جوانان متعهد و مؤمن حضور فعالی را از خود نشان می‌دهند، بنابراین در حالی كه با ایجاد فضای مناسب برای جوانان، آن‌ها می‌توانند دوره نشاط و شادابی مفیدی را سپری كنند، اگر این ظرفیت‌ها را ایجاد نكنیم جوانی كه فعال است رفتارهایی را از خود بروز می‌دهد كه به دلیل بی‌دقتی به ریشه‌ها و لایه‌های زیرین رفتارهایشان، دچار كمرنگ شدن ارزش‌ها و باورهای دینی می‌شود. آزادی و عدم تدبیر و پیش بینی نكردن ساز و كارهای لازم برای شادابی جوانان باعث ارزیابی‌های این‌چنینی می‌شود.
● اگر ارزش‌های دینی و اعتقادی در جوانی كمرنگ شود، چه كسی مسئول است؟
▪ علی اكبری: باید عوامل را بررسی و پس از آن ریشه‌یابی كنیم. در كشور ما سهم برتر متعلق به خانواده‌ها است و هنوز در شكل‌گیری شخصیت جوانان تعیین‌كننده‌ترین عامل هستند؛ مدرسه و محیط‌های آموزشی و پرورشی نقش خاص خود را دارند. جامعه و فضاهای اجتماعی شكل گرفته در آن و در رأس مسائل اجتماعی، نظامات اجتماعی همچون نظام تعلیم و تربیت، تبلیغ و اطلاع رسانی و نظام اقتصادی كه در حال حاضر در جوانانمان تأثیر گذار هم هست و مجموعه این عوامل هر كدام سهم خاصی را دارا هستند.با توجه به مطالعاتی كه در گذشته انجام داده‌ام،‌ خانواده نقش كلیدی در تقویت ارزش‌ها و باورهای دینی در میان جوانان داشته است. به ویژه در شهرستان‌ها این نقش بیشتر است و پس از آن سهم رسانه‌های دیداری، شنیدارِی و نوشتاری داخلی نیز در این رابطه اهمیت دارد.
● علت این‌كه نقش خانواده‌ها در شهرستان‌ها بیشتر است، چیست؟
▪ علی اكبری: در شهرستان‌ها به دلیل بافت خانواده‌ها، ارتباط با فرزندان بیشتر است و همین باعث می‌شود تا به نسبت شهرهای كلان حضور خانواده‌ها پررنگ دیده ‌شود. در كلان شهرهای كشورهای در حال توسعه خانواده نقش خود را از دست داده است و از فرزندانشان فاصله گرفته‌اند اما خوشبختانه این در مورد كشورمان صادق نیست و این سهم محفوظ مانده است.
● چگونه می‌توان برای توسعه ارزش‌ها در بین جوانان اقدام كرد؟
▪ علی اكبری: اگر قرار است ارزش‌های دینی و مذهبی بین جوانان توسعه و عمق داده شود، لازم است در برنامه‌ریزی‌های كلان كشور به طور جدی و واقعی‌تر به جوانان نگاه و برای آنها فعالیت كنیم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:44  توسط حسن  | 

ارزش‌های دینی در بین جوانان افزایش یافته است

ارزش‌های دینی در بین جوانان افزایش یافته است 
یك استاد دانشگاه ضمن تأكید بر حفظ ارزش‌های دینی و اعتقادی در بین جوانان گفت: ارزش‌های الهی و دینی در میان جوانان نسبت به گذشته رشد زیادی یافته است.
در راستای ارزیابی وضعیت باورهای دینی در بین جوانان كشور، گفت‌وگویی را با حسن علی اكبری؛ یكی از اساتید دانشگاه امام حسین (ع) انجام داده‌ایم كه متن این گفت‌وگو در ادامه آمده است.
● نظر شما در رابطه با این‌كه عده‌ای معتقد هستند جوانان از ارزش‌های دینی فاصله گرفته‌اند، چیست؟
▪ علی‌اكبری: این موضوع را قبول ندارم، مطالعاتی كه انجام شده چنین موضوعی را نشان نمی‌دهد به این دلیل كه رویش‌ها خیلی بیشتر از ریزش‌ها بوده ‌است به عبارت دیگر ارزش‌های الهی و دینی نسبت به گذشته رشد افزون‌تری داشته است. ممكن است در گروه خاصی یا اقشار خاصی از جامعه به طور خاص ارزش‌های اسلامی در میانشان كمرنگ‌تر شده باشد یا شتاب لازم را نداشته باشد، اما این موضوع را نمی‌توان به كل جامعه تعمیم داد.
● چگونه می‌توان از وضعیت باورها و اعتقادات مذهبی در بین جوانان كشور مطلع شویم؟
▪ علی اكبری: در رابطه با جوانان چند ملاحظه وجود دارد اولاً مطالعات دقیق و كاملاً قابل اعتماد و بررسی‌های مطمئنی مورد نیاز است دوماً توجه به اقتضائات و واقعیت‌های فصل جوانی و نیازهای طبیعی كه در این مقطع بسیار حساس و مهم از زندگی انسان‌ها وجود دارد و همین طور توجه به بسترهای موجود و شرایط فضاهایی كه برای بروز واقعیات گرایشات جوانان هست، باید با در نظر گرفتن این موارد اظهار نظر كرد.
● با توجه به آموزش‌های دینی چگونه می‌شود كه جوانان از مسائل اعتقادی دور می‌شوند؟
▪ علی اكبری: اگر كمی به برگزاری مراسم اعتكاف یا شركت جوانان در اردوهای راهیان نور توجه كنیم، می‌بینیم كه اگر شرایط و فضاهای لازم را فراهم كنیم جوانان متعهد و مؤمن حضور فعالی را از خود نشان می‌دهند، بنابراین در حالی كه با ایجاد فضای مناسب برای جوانان، آن‌ها می‌توانند دوره نشاط و شادابی مفیدی را سپری كنند، اگر این ظرفیت‌ها را ایجاد نكنیم جوانی كه فعال است رفتارهایی را از خود بروز می‌دهد كه به دلیل بی‌دقتی به ریشه‌ها و لایه‌های زیرین رفتارهایشان، دچار كمرنگ شدن ارزش‌ها و باورهای دینی می‌شود. آزادی و عدم تدبیر و پیش بینی نكردن ساز و كارهای لازم برای شادابی جوانان باعث ارزیابی‌های این‌چنینی می‌شود.
● اگر ارزش‌های دینی و اعتقادی در جوانی كمرنگ شود، چه كسی مسئول است؟
▪ علی اكبری: باید عوامل را بررسی و پس از آن ریشه‌یابی كنیم. در كشور ما سهم برتر متعلق به خانواده‌ها است و هنوز در شكل‌گیری شخصیت جوانان تعیین‌كننده‌ترین عامل هستند؛ مدرسه و محیط‌های آموزشی و پرورشی نقش خاص خود را دارند. جامعه و فضاهای اجتماعی شكل گرفته در آن و در رأس مسائل اجتماعی، نظامات اجتماعی همچون نظام تعلیم و تربیت، تبلیغ و اطلاع رسانی و نظام اقتصادی كه در حال حاضر در جوانانمان تأثیر گذار هم هست و مجموعه این عوامل هر كدام سهم خاصی را دارا هستند.با توجه به مطالعاتی كه در گذشته انجام داده‌ام،‌ خانواده نقش كلیدی در تقویت ارزش‌ها و باورهای دینی در میان جوانان داشته است. به ویژه در شهرستان‌ها این نقش بیشتر است و پس از آن سهم رسانه‌های دیداری، شنیدارِی و نوشتاری داخلی نیز در این رابطه اهمیت دارد.
● علت این‌كه نقش خانواده‌ها در شهرستان‌ها بیشتر است، چیست؟
▪ علی اكبری: در شهرستان‌ها به دلیل بافت خانواده‌ها، ارتباط با فرزندان بیشتر است و همین باعث می‌شود تا به نسبت شهرهای كلان حضور خانواده‌ها پررنگ دیده ‌شود. در كلان شهرهای كشورهای در حال توسعه خانواده نقش خود را از دست داده است و از فرزندانشان فاصله گرفته‌اند اما خوشبختانه این در مورد كشورمان صادق نیست و این سهم محفوظ مانده است.
● چگونه می‌توان برای توسعه ارزش‌ها در بین جوانان اقدام كرد؟
▪ علی اكبری: اگر قرار است ارزش‌های دینی و مذهبی بین جوانان توسعه و عمق داده شود، لازم است در برنامه‌ریزی‌های كلان كشور به طور جدی و واقعی‌تر به جوانان نگاه و برای آنها فعالیت كنیم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:44  توسط حسن  | 

حقايق شگفت انگيزي درباره اعتياد

حقايق شگفت انگيزي درباره اعتياد
هر روز عدّه زيادي از مردم، به اراده خود، اعتيادشان را ترک مي کنند. البته اين تصميم گيري يک شبه اتفاق نمي افتد. موفقيت در ترک اعتياد هنگامي صورت مي گيرد که فرد تشخيص دهد که اعتياد با يک چيز داراي ارزش براي او تداخل دارد و نيز به خود اعتماد پيدا کند که مي تواند تغيير کند.
تغيير کردن، کاملاً طبيعي است. بدون شک، رفتار خود شما نيز در بسياري از جنبه هاي زندگي با رفتار دوران نوجواني تان متفاوت است. به همين ترتيب، از اين به بعد نيز شما در طول زمان خواهيد توانست بر مشکلات رفتاري خود غلبه کنيد و برخي رفتارهاي خاص خود رابهبود ببخشيد. ما با وجودي که به تغيير يافتن اعتقاد داريم امّا بنا به دلايلي، اعتياد را از اين امر مستثني مي کنيم. ما معمولاً به اعتياد به صورت پديده اي که فرد را در بند يک الگوي رفتاري غيرقابل اجتناب قرار مي دهد مي نگريم. علم اعصاب نيز اعتياد را به عنوان يک بيماري مغزي تقريباً ماندگار و هميشگي در نظر مي گيرد. صرفنظر از اين که چند سال پيش دوست شما آخرين جرعه مشروبش را نوشيده باشد، هنوز به عنوان يک فرد الکلي در نظر گرفته مي شود. واژه معتاد بيانگر هويتي است که هيچگونه تغييري را نمي پذيرد. گويي فرض بر اين است که فرد معتاد نمي تواند تغيير کند يا تغيير نخواهد کرد.
امّا اين تفکر اشتباه درباره اعتياد با واقعيت تطبيق ندارد. تعداد کساني که بر اعتيادشان غلبه مي کنند بيش از کساني است که بر اعتيادشان باقي مي مانند. و اکثر آن ها نيز اين کار را بدون برنامه درماني خاصي انجام مي دهند. ترک اعتياد ممکن است به چندبار سعي نياز داشته باشد و فرد ممکن است نتواند اعتياد خود به سيگار، مشروب يا مواد مخدر را يکجا ترک کند امّا به تدريج و نهايتاً خواهد توانست خود را از وابستگي به آن ها برهاند.
رها کردن اين عادت ها مستلزم تغيير شگرفي است امّا اين تغيير لزومي ندارد که به نحو عجيب و غريبي صورت پذيرد. در زمينه ترک اعتياد، درمان موفقيت آميز، مسئوليت تغيير را بر عهده خود فرد مي گذارد و مي پذيرد که رويدادهاي مثبت در قلمروهاي ديگر مي تواند آغاز بخش اين تغيير باشد.
تجربه بازگشت سربازان آمريکايي از جنگ ويتنام را در نظر بگيريد. اعتياد و مصرف هروئين در بين آنان به طور گسترده اي رواج داشت. امّا در 90 درصد موارد، سربازان پس از رهايي از فشارهاي مناطق جنگي، اعتياد خود را کنار گذاشتند. اين امر ثابت مي کند که اعتياد به مواد مخدر، فقط به اين مربوط است که ما در کجاي زندگي خود قرار داريم.
البته غلبه بر اعتياد براي اين افراد به سادگي بازگشت با هواپيما از آسيا به آمريکا نبوده است. اغلب سربازان به هنگام بازگشت، زندگي کاملاً متفاوتي را تجربه کردند. آن ها اضطراب، ترس و دلتنگي صحنه جنگ را پشت سر گذاشته و به محيط خانه شان بازگشتند. روابط جديدي شکل دادند و به يادگيري مهارت هاي کاري پرداختند.
شايد باور نکنيد امّا سيگار در صدر فهرست ترک اعتياد از نظر دشواري قرار دارد. امّا اکثر سيگاري هاي قبلي بدون هيچ کمکي (نوار يا آدامس نيکوتين، طب سوزني، هيپنوتيزم و ... ) موفق به ترک سيگار شده اند. اگر حرف مرا باور نمي کنيد در گردهمايي اجتماعي بعدي خود، بپرسيد چند نفر به اراده شخصي سيگار را ترک کرده اند. در واقع، تعداد معتادان به هروئين، کوکائين يا الکل که بدون درمان خاصي و صرفاً به اراده خود اعتيادشان راترک کرده اند حتي از کساني که به همت خود سيگارشان را ترک کرده اند نيز بيشتر است.
آمار اعتياد در جوامع مختلف متفاوت است. مثلاً در آمريکا سنين بين 18 تا 25 سال اوج دوران اعتياد به مواد مخدر و الکل است. آمارهاي سال 2002 نشان مي دهد که 22 درصد آمريکائي هاي بين 18 تا 25 سال وابستگي به مواد داشته اند در حالي که تنها 3 درصد افراد بين 55 تا 59 سال معتاد بوده اند.
اين داده ها نشان مي دهد که اغلب مردم به اعتياد خود غلبه کرده اند و اغلب آن ها نيز بدون دوره درماني خاصي به اين مهم نائل آمده اند.
البته منظور اين نيست که درمان نمي تواند مفيد باشد. امّا موفق ترين درمان ها، رويکردهاي غيرحضوري است که فرد را به تغيير خود انگيخته وامي دارد. روان شناسان در دانشگاه نيومکزيکو به سرپرستي ويليام ميلر، بيماراني که تحت درمان ترک اعتياد به الکل قرار گرفته بودند را تحت مطالعه قرار دادند.
يافته هاي آن ها نشان داد که توصيه هاي خشک پزشکي تأثير چنداني نداشته اند. پزشک نتيجه آزمايش ريه را مي بيند و به بيمار مي گويد که بايد خوردن الکل را کنار بگذاري. بسياري از بيماران در اين حالت دوباره به نوشيدن الکل روي آورده اند.
به جاي اين رويکرد، پزشک بايد مقدار الکل مصرفي توسط بيمار را بررسي کند و يک ليست کنترلي براي ارزيابي شدّت مشکل تهيه کند. سپس بايد با توافق بيمار، هدفي را براي او در نظر گيرد(معمولاً کاهش مصرف به جاي ترک کامل) همسر يا افراد خانواده نيز بايد در اين برنامه ريزي درگير شوند. سپس بايد وقت ملاقات هاي بعدي تعيين گردد تا ميزان پيشرفت کنترل شود. در ابتدا اين ملاقات ها مي تواند هر چند هفته يکبار صورت گيرد تا چنانچه سوال يا مشکلي براي بيمار وجود داشت مطرح و چاره جويي گردد.
رويکرد مؤثر بعدي، مصاحبه انگيزشي نام دارد. اين روش، تصميم گيري در مورد ترک اعتياد يا کاهش مصرف و يافتن بهترين روش انجام اين کار را بر دوش خود فرد مي گذارد. در اين روش، درمانگر سوال هاي هدفمندي مي پرسد که فرد را به واکنش فوري نسبت به اعتيادش به مصرف الکل برحسب ارزش ها و هدف هاي خود وا مي دارد. هنگامي که بيمار مقاومت کند، درمانگر با او به بحث نمي پردازد بلکه در عوض سعي مي کند علّت ترديد او در مورد تغيير را بيابد و به او اجازه دهد که خودش به نتيجه گيري مطلوب برسد: «شما گفتيد که دوست داريد روي رفتارتان کنترل داشته باشيد و از طرف ديگر حس مي کنيد وقتي الکل مصرف مي کنيد غالباً تمرکزتان را تا حدّي از دست مي دهيد و رفتارهاي غيرارادي بيشتري انجام مي دهيد. مي توانيد اين موضوع را براي من روشن تر کنيد؟»
گروه پژوهشي ميلر در ليست درمان هاي موثر براي الکليسم، به چند نکته جالب برخورد. دستورالعمل هاي خودياري از موفقيت بالايي برخوردار بودند. رويکرد «تقويت اجتماعي» که به ظرفيت فرد براي مواجهه با زندگي، خصوصاً روابط زناشوئي، روابط کاري، برنامه ريزي اوقات فراغت و تشکيل گروه هاي اجتماعي مي پردازد نيز موفقيت زيادي داشتند. تمرکز اصلي رويکردهاي موفق در درمان الکليسم بر ايجاد مهارت هاي زندگي، مانند مقاومت در برابر مصرف مواد الکلي، فرونشاندن استرس (در محيط کار و روابط فردي) و توسعه مهارت هاي ارتباطي است. اين يافته ها با آنچه ما درباره تغيير در ساير زمينه هاي زندگي مي دانيم مطابقت دارد: مردم هنگامي تغيير مي کنند که واقعاً خواهان آن باشند و خود را به قدر کافي براي رودررويي با اين چالش قوي حس کنند، نه هنگامي که تحقير شوند يا مجبور گردند. رويکردي که به فرد اختيار مي دهد و به تقويت مثبت او مي پردازد بر رويکردي که به اراده و نفوذ خود فرد کمتر اهميت مي دهد ترجيح دارد.
ترجمه : کلينيک الکترونيکي روان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:43  توسط حسن  | 

نقش نيايش در درمان

نقش نيايش در درمان
از قديم الايام درکنار طب رايج دنيا علوم ديگري هم به رشد وتکامل خود ادامه داده اند که در چند دهه اخير بيشتر به آنها توجه شده است. علم پزشکي در دهه هاي اخير به حدي بر روي روشهاي درمان فيزيکي متمرکز شده که گاهي به نظر مي رسد که جنبه هاي رواني و غير فيزيکي انسان بيمار به فراموشي سپرده مي شوند . ناتواني دانش آکادميک پزشکي در بسياري از   جنبه ها باعث شده است که توجه به اين گونه علوم رونق بيشتري پيداکند.
در روزگارگذشته نقش دوگانه روحاني وپزشک را يک نفر به نام « کاهن » ، « مرد مقدس » ويا « طبيب قبيله » و... انجام  مي شده است، اما باگذشت زمان جدا شدن پزشکي ومذهب در واقع تخصصي شدن هركدام ازاين مقولات، به هنگام درمان جسم، پزشكان ازبعدمعنوي بشرتقريباً غافل شدند.اقدامات صحيح بهداشتي ازوجودانسان ريشه مي گيرد.وجودي كه فردراازنظر جسمي، روحي ومعنوي كامل مي داند. لذابراي اعمال اقدام بهداشتي صحيح بايد به جنبه روحي ودرمان روح فردهم توجه بسيارداشت.
دراين فرصت قصد داريم به روشهاي موازي با درمانهاي معمول پزشكي درمواجهه با يكي ازبزرگترين تنشهاي انسان يعني بيماري  خصوصاً بيماريهاي صعب العلاج اشاره كنيم. ازجمله روشهايي كه مي تواندبه موازات درمانهاي پزشكي معمول اثربخشي فراوان داشته باشد نيايش درماني است كه به معناي تقويت بعد روحي ومعنوي بشربه منظور دستيابي به مراتب بالاترمعنوي، روحاني وكسب عزت نفس وهدفدارشدن فعاليتهاي وي است.
دانشمندان علوم رفتاري چندسطح ازنيازهاي انساني راتعريف كرده اند. ازجمله نيازهايي كه درتقويت ياتحليل بعدرواني فرد دخيل است مي توان به مواردزيراشاره كرد:
  نيازبه داشتن هدف درزندگي
  نيازبه داشتن عشق وايثار
  نيازبه ايثاروعفو
  نيازبه اميدوخلاقيت
اين نيازهاي معنوي درسلامت و بيداري وجود دارند وتنها گاهي كمرنگ وياپررنگ تربه نظرمي رسند.
1- نيازبه داشتن هدف درزندگي:
بيشترافرادهنگام بروزمشكل به مرورزندگي خود مي پردازند وسعي دريافتن مفهومي براي زندگي خود مي كنند. بنابراين جستجوجهت يافتن معناوهدف درزندگي مي تواند نيروي بالقوه اي درفرد براي مبارزه با بيماري فراهم آورد.
2- نيازبه عشق وايثار:
اين مسئله خصوصاً درموردافرادي كه ازبيماريهاي مزمن رنج مي برندشايعتراست. فرآيند بدخيم بيماري باعث كاهش تماسهاي انساني پرمفهوم شده ودرنتيجه بيماراحساس دوري از خداوند خواهد كرد. اين انزوا وتنهايي نوعي حالت تفاوت باديگران ويااحساس انسان نبودن را به وجودمي آورد. آنهافكرمي كنندبراي هيچ كسي اهميتي ندارند. بنابراين نيازدارندكه به اطمينان مجددي درموردعشق وايثاردست پيدانموده ومجالي براي دريافت عشق بيابند.
3- نيازبه اميد وخلاقيت:
خلاقيت مربوط به آينده است. همه بيماران خصوصاً بيماران بدحال نيازبه اميد دارند. اميد برخي آرزوها را شامل مي شود:  
  اميد به بهبودي
  اميد به خلاصي ازدرد
  اميد به زندگي بعدي  
اميد مي تواند براي انجام برخي ازكارها مانند نوشتن وشعرگفتن ويا يافتن راهي جهت جبران روابط گذشته باشد. گاهي مابه علت بي توجهي به نيازهاي روحي بيمارمان،ابهام درشناخت مفاهيم اعتقادي مانندقضاوقدرورحمت خداوند،ازاينكه پاسخ مناسبي براي سوالات اونداشته باشيم،مضطرب مي شويم واصلاً وارداين مباحث نمي شويم.
باانجام اقدامات ذيل مي توان به نيازهاي معنوي بيماران توجه كرد:
  كمك به آنها درايجادوتداوم ارتباط معني دارباخداونددرهنگام رويارويي بامشكلات وتنشها.
  حمايت ازآنهادربرقراري پيوندهاي مذهبي وپرستش خداوند.
  كمك به آنهادربيان وياكشف احساسات مذهبي شان.
همه انسانها فطرتاً مومن هستند، حتي اگرادعايي برمذهبي بودن نداشته باشند. بنابراين نبايد تصوركردكه اگربيماري ادعاي لامذهب بودن دارد،نيازهاي معنوي ندارد. 
مذهب واعتقادات معنوي برتمام جنبه هاي زندگي فرد ازقبيل عادات روزانه، رفتارهاي بازدارنده وتشويق كننده، مرجعي براي انديشيدن درمورد خود و جهان، پذيرش حيات، با معني و مفهوم انگاشتن زندگي، تقويت اعتقادات فرد براي ارزش گذاري خود، تشويق به واقع گرايي، آماده سازي فردبراي زندگي واميدواري موثراست.
بنابراين اگربا يك بيماردرمنزل و يا بيمارستان سرو كارداريد وازاو مراقبت مي كنيد، به خاطر داشته باشيد كه همواره حالات وروحيات معنوي اورا درتمام لحظات حمايت كنيد. حتي وي را تشويق به انجام فعاليتهاي مذهبي وديني مانند خواندن نماز، دعاكردن، صدقه دادن، نذري دادن، خلوت كردن با خداو... نماييد.
درتمام لحظات بيماري (حتي دراتاق عمل) سعي كنيداشيا و وسايلي راكه ازنظراومقدس ومذهبي هستندازوي جدانسازيد. اين وسايل شايد درحد يك گردن بند مذهبي، يك تكه پارچه سبزمتبرك، يك كتاب دعاي كوچك و... باشد.
سعي كنيددرتمام لحظات بيماري وي او را ازنظرعاطفي مورد توجه قراردهيد و به اوبفهمانيد كه چقدردوستش داريد و براي سلامتي اونگران هستيد.
توصيه شده كه حتي اگربيمارشما بيهوش است، بربالين وي با صداي بلند دعا بخوانيد و مرتباً دستها وصورت اورا لمس كنيد. مطمئن باشيد تأثيرصداي شما درحين خواندن دعا ولمس و اظهارمحبت شما به بيمارحتماً ازطرف وي احساس خواهدشد.
خواندن دعا ونمازنه تنها درحين بيماري بلكه به هنگام بروزشداند و مشكلات روزمره نيزتأثير فراواني درافزايش سطح روحيه شما در رويارويي مشكل دارد. برقراري پيوند مذهبي باخدا و ائمه به هنگام بروزمشكلات وتنشها باعث ايجاد دلگرمي واحساس داشتن پشتوانه هاي قوي مذهبي مي گردد ، فرد را به حل مشكل اميدوارمي كند و نسبت به نيروهاي  ماوراء الطبيعه معتقدتر مي سازد.
تقويت احساسات مذهبي موجب تقويت احساس توكل به لطف واحسان بي پايان آفريننده هستي شده وبه فرداين حس راتلقين ميكند كه درجهان به اين بزرگي او تنها نيست وهم او كه او را آفريده از وي دستگيري و مراقبت خواهد كرد واوهيچ گاه فراموش نخواهد شد.
ارتباط نزديك با خدا وجهان معنويت به هنگام بروزمصائب وشدائد اين تفكرمثبت را درهرفرد پاك وباايماني القامي كند كه هيچ اتفاقي دراين جهان بي علت وحكمت نيست هرچقدر ما ازآن آگاه نباشيم وبه راستي ازپس هرسختي آساني است وتنها با توكل به ذات مقدسش آشوب درون انسان ازاصل گسيخته، آرام خواهد شد.
مريم پور دهقان  کارشناس ارشد پرستاري
  مجله آشنا- شماره 100
منابع
1-   ايلخاني، مهناز، تسلي دهندگان، انتشارات گلبان، 1381
2-  ايلخاني، مهناز، بررسي تأثيرروشهاي آرامسازي برروي درد بيماران سرطان بستري دربخشهاي سرطان بيمارستانهاي منتخب آموزشي تهران، پايان نامه،1370
3-   شفر، مارتين، فشاررواني، ترجمه: بلورچي، پروين، انتشارات پاژنگ، 1367
4- گواين، شاكتي، تجسم اخلاق، ترجمه: خوشدل، گيتي، ناشرمترجم، چاپ دوم، 1371 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:43  توسط حسن  | 

نقش نماز در شخصيت جوانان1

نقش نماز در شخصيت جوانان1
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الامام علىّ بن ابى طالب(عليه السلام): «الله الله فى الصّلوة فإنّها عمود دينكم»:
«خدا را، خدا را درنظر گيريد در توجه به نماز، كه پايدارى دينتان به نماز باشد».
گر چه هر يك از احكام و فرائض دينى به جاى خود از اهميت و ارزش خاصى برخوردار است، امّا در اين ميان بعد از معرفت الهى هيچ فريضه اى به والايى مرتبه نماز نرسد. چرا كه اين، تنها نماز است كه معراج مؤمن و عامل تقرب انسان وارسته، به خدا شناخته شده و معيار پذيرش همه واجبات قرار گرفته است. به اين جهت آخرين پيام سفيران الهى، سفارش به نماز، اين استوانه استوار دين بوده، چنانچه پرسش نخستين روز رستاخيز هم از آن خواهد بود.
آرى نماز، تنها محبوبِ دلدادگان به حضرت حق و روشنى ديده و چراغ راه پويندگان كوى دوست و محفل انس خلوت نشينان وادى عرفان است. آنان كه زندگى را بىياد او نخواهند و رستگارى خويش را با شهادت در محراب نماز بينند «فزت ورب الكعبة» و با تمام وجود در راه زنده داشتن نام و ياد خداى خويش و اقامه نماز و راز و نياز با او كوشند و سرانجام خود فدايى راه نماز شوند «اشهد انّك قد اقمت الصلوة» اين همه، جايگاه ويژه و عظمت فوق العاده اين فرضيه الهى را روشن مىسازد و همگان را به تعظيم اين عالىترين نمونه شعائر الهى وادار مىكند، كه هم خود، اهل نماز و راز و نياز باشند و هم در جهت اشاعه فرهنگ نورانى نماز در جامعه تلاشى پيگير نمايند، (الذين إن مكنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة)، تا به وظيفه دينى خود عمل نموده باشند و همواره مشمول رحمت بىپايان الهى قرار گيرند. و در اين راستا فضلاى اهل قلم حوزه، رسالتى بس عظيم دارند كه با تأليف و انتشار آثار ارزشمند دينى، فرهنگ نماز و انس با خداوند متعال را در جامعه دينى ترويج دهند و رايحه دلپذير معنويت را به فضاى جان همگان بويژه نسل جوان برسانند. چنانچه تاكنون آثار فراوانى را در اين رابطه منتشر نمودهاند كه از آن جمله است اثر گرانقدر فاضل گرامى جناب حجة الاسلام والمسلمين آقاى مصطفى خليلى، تحت عنوان «نقش نماز، در شخصيت جوانان». و ما خادمان فرهنگى آستانه مقدّسه مفتخريم كه در آغازين روزهاى سالى كه به نام اوّلين شهيد محراب، «حضرت امام على بن ابى طالب(عليه السلام)» نامگذارى شده، با عنايات كريمه اهلبيت حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام) و مساعدتهاى توليت معظم حضرت آية الله مسعودى و معاون امور ادارى، مالى ايشان جناب آقاى فقيه ميرزايى موفق به چاپ و نشر اين اثر گرانمايه شديم; باشد كه گامى در جهت ترويج فرهنگ دينى برداشته و از اقامه كنندگان نماز باشيم.
مقدّمه
حمد و سپاس خدايى را سزاست كه شكر شاكرين و حمد حامدين و ذكر ذاكرين و سعى خالصين متوجه درگاه اوست. ستايش بيكران مرا و راست كه در خلق خويش هيچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترين شان را به راستى بگذاشت. تسبيح لايتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسير سعادت بر همه موجودات، ولايت و تاج خلافت در سياره زمين بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنايت و بعد از تكوين، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود.
حمد و آفرين بر ذات جهان آفرين كه هستى را آميخته با حكمت و تعاليم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است.
و درود بى پايان بر ختم پيامبران و فص رسولان و اهل بيت و پاكان كه شريعت به دست ايشان پايان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گرديد.
درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طريقت و شاهدان كوى حقيقت كه سر در راه حفظ شريعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند.
با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شايد از اين فريضه الهى كه بزرگترين و مهمترين فريضه در تمامى اديان الهى تشريع شده، نفوس مستعده بهره گيرند.
بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به اين نكته لازم است كه در دين مبين اسلام، نماز لبيك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، ميقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بيدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكين دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است.
جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است مىتواند با نماز، پلّه هاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باريابد. با برپايى نماز به مقام سرورى و سيادت راه يابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقين اماماً (خدايا مرا پيشواى پرهيزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد.
چون كه هيچ عملى مثل نماز بينى شيطان را به خاك مذلّت نمىسايد و توجهات الهى را نصيب انسان نمىسازد و هيچ بندهاى جز از طريق نماز به مقام قرب نمىرسد. بسيار زيبا فرموده اند آن رهبر فرزانه كه: «مبتدىترين انسانها رابطه خود را با خدا به وسيله نماز آغاز مىكنند. برجسته ترين اولياء خدا نيز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز مىجويد. اين گنجينه ذكر و راز را هرگز پايانى نيست و هر كه با آن بيشتر آشنا شود جلوه و درخشش بيشترى در آن مىيابد»(1).
پس بيائيم همّت نمائيم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه يابيم و جوانى خويش را با سيره مردان الهى گره زنيم تا شايد در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزينيم كه طوبى لهم و حسن مآب.
براى جوانان عزيز بايد مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائيز پيرى درو خواهند نمود و به سنين بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسه هاى شيطانى است.

• جوانا ره طاعت امروز گير كه فردا جوانى نيايد ز پير
• كه فردا جوانى نيايد ز پير كه فردا جوانى نيايد ز پير
________________________________________
1 ـ پيام مقام معظم رهبرى آية الله خامنهاى، مهرماه 1370.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:42  توسط حسن  | 

خواص موز در رفع افسردگي و استرس

خواص موز در رفع افسردگي و استرس
موز داراي سه نوع قند طبيعي (ساکاروز، فروکتوز و گلوکز) است که به همراه سلولز (فيبر) موجود در آن، باعث افزايش فوري و مستمر انرژي مي گردد.
پژوهشها ثابت کرده است که تنها دو عدد موز براي تأمين انرژي لازم جهت 90 دقيقه فعاليت بدني سخت، کفايت مي کند. و به همين دليل است که موز، ميوه شماره يک ورزشکاران برتر جهان است.
امّا انرژي زايي تنها خاصيتي که در موز وجود دارد، نيست. اين ميوه مي تواند در پيشگيري يا غلبه بر تعدادي از بيماريها از جمله افسردگي موثر باشد.
بر طبق تحقيقات به عمل آمده توسط MIND (انجمن ملّي سلامت رواني آمريکا) بر روي افرادي که دچار افسردگي بودند، بسياري از آنان پس از خوردن يک موز، احساس خيلي بهتري پيدا کرده اند. دليل اين امر آن است که موز حاوي «تريپتوفان»، نوعي پروتئين است که بدن آن را به «سروتونين» تبديل مي کند و سروتونين نيز به نوبه خود، باعث آرامش و احساس خوشي بيشتر در انسان مي گردد.
علاوه بر افسردگي، موز در موارد زير نيز خواص قابل توجهي دارد:
استرس
پتاسيم يک ماده معدني ضروري براي بدن است که به طبيعي کردن ضربان قلب، اکسيژن رساني به مغز و تنظيم تعادل سطح مايعات بدن کمک مي کند. هنگامي که با استرس مواجه مي شويم، سوخت و ساز بدنمان افزايش مي يابد و در نتيجه، سطح پتاسيم بدنمان کاهش پيدا مي کند. موز با مقدار زياد پتاسيمي که دارد مي تواند اين تعادل را دوباره برقرار سازد.
سيستم اعصاب
موز داراي مقدار زيادي ويتامين B است که باعث آرامش سيستم اعصاب مي گردد.
عوارض پيش از قاعدگي
ويتامين B6 موجود در موز، سطح گلوکز خون را تنظيم مي کند و اين امر، تأثير مثبتي در بهبود حال فرد دارد.
کم خوني
موز به دليل مقدار زياد آهني که دارد، محرّک توليد هموگلوبين در خون مي گردد و در نتيجه، در موارد کم خوني بسيار موثر است.
فشار خون
اين ميوه منحصر به فرد گرمسيري، مقدار زيادي پتاسيم و در عين حال، مقدار کمي نمک دارد و در نتيجه، ابزار موثري براي مقابله با فشار خون بالاست. به همين دليل است که FDA (سازمان غذا و داروي آمريکا) به تازگي به توليدکنندگان موز اجازه داده است که به طور رسمي در مورد قابليت موز در کاهش ريسک ابتلا به فشار خون و سکته مغزي تبليغ کنند.
توان مغزي
آزمايشي بر روي 200 دانش آموز مدرسه تيکن هام در انگلستان صورت گرفته و در دوران امتحانات به آنها يک موز همراه صبحانه، يک موز در ساعت 10 و يک موز همراه ناهار براي افزايش توان مغزي آنها داده شد. نتايج تحقيق نشان داد که اين ميوه سرشار از پتاسيم، دانش آموزان را هوشيارتر ساخته و به فرايند يادگيري آنها کمک کرده است.
يبوست
موز با مقدار زيادي سلولز (فيبر) که دارد به تنظيم حالت عادي فعاليت روده کمک مي کند و به حل مشکل بدون نياز به ملين کمک مي کند.
خُماري
يکي از سريعترين روشهاي رفع خماري و خمودگي، خوردن يک ليوان مخلوط شير، موز و عسل است. موز معده را آرامش مي بخشد و با کمک عسل، سطح قند خون را بالا مي آورد و در همان حال، شير نيز به تنظيم آب بدن کمک مي کند.
سوزش معده
موز داراي اثر آنتي اسيد طبيعي در بدن است. بنابراين، خوردن موز باعث آرامش فعاليت معده مي گردد.
نيش حشرات
قسمت داخلي پوست موز را بر روي نيش حشرات بر روي پوستتان بماليد و اثر معجزه آساي آن را در رفع خارش و سوزش مشاهده کنيد.
اضافه وزن ناشي از فشار کار
مطالعات انجام شده در موسسه روان شناسي اطريش نشان داده است که فشارهاي موجود در محيط کار، باعث مصرف مقدار زيادي خوراکيهاي دم دستي نظير شوکولات و چيپس مي شود. پژوهشگران با بررسي پرونده 5000 بيمار بستري در بيمارستان ها دريافتند که اکثر چاقي ها در افرادي است که داراي کارهاي پر استرس و پرفشار مي باشند. اين گزارش چنين نتيجه گيري مي کند که براي جلوگيري از خوردن بي رويه، بايد سطح قندخون توسط مصرف هر دو ساعت يکبار غذاهاي سبکي که داراي کربوهيدرات زياد هستند، کنترل و تثبيت گردد.
زخم معده
موز به دليل بافت نرمي که دارد به عنوان غذاي رژيمي در اختلالات روده اي تجويز مي گردد. موز تنها ميوه خاصي است که مي تواند در اين گونه موارد خورده شود. موز همچنين اسيد اضافي معده را به حال طبيعي در آورده و مانند يک آستر، جدار معده را پوشانده و باعث کاهش ناراحتي مي گردد.
کنترل دما
در بسياري از فرهنگ ها، موز به عنوان يک ميوه «سرد» در نظر گرفته مي شود که مي تواند دماي فيزيکي و نيز هيجاني زنان باردار را کاهش دهد. به عنوان مثال، در تايلند، زنان باردار براي اطمينان از اين که بچه هايشان با درجه حرارت پائيني به دنيا آيند موز مي خورند.
اختلالات فصلي ( SAD )
موز مي تواند به افرادي که دچار اختلالات فصلي (تغيير فصل) هستند کمک کند زيرا داراي «تريپتوفان» است که به طور طبيعي باعث بهبود حال مي گردد.
ترک سيگار
موز مي تواند به کساني که در تلاش براي ترک سيگارند کمک کند. ويتامين B6 و B12 ، پتاسيم و منيزيم موجود در موز به بدن در رهايي از اثرات کنار گذاشتن نيکوتين کمک مي کند.
سکته مغزي
بنا بر تحقيقات منتشر شده در «مجله پزشکي نيوانگلند»، خوردن موز به عنوان بخشي از يک رژيم غذايي به طور مرتب، خطر مرگ در اثر سکته مغزي را تا 40 کاهش مي دهد.
زگيل
کساني که به مصرف داروهاي طبيعي اعتقاد دارند براي از بين بردن زگيل، پوست موز را از طرف داخل بر روي آن قرار مي دهند و آن را با دقت با يک نوار چسب مي بندند تا پوست تکان بخورد!
بنابراين، موز يک شفابخش طبيعي براي بسياري از بيماريهاست. موز در مقايسه با سيب، چهار برابر پروتئين بيشتر، دو برابر کربوهيدرات، سه برابر فسفر، پنج برابر ويتامين A و آهن، و دو برابر از ساير ويتامين ها و مواد معدني دارد. از نظر پتاسيم نيز بسيار غني است و شايد وقت آن است که جمله معروف «خوردن يک سيب در روز، دکتر را از شما دور مي کند» به «خوردن يک موز در روز» تغيير داده شود.
لابد دليل اين که ميمونها، هميشه شاد و سرحال هستند هم موز است!
ترجمه ابراهيم نقيب زاده مشايخ
منبع :
اينترنت

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:41  توسط حسن  | 

يادگيري و شعارزدگي

يادگيري و شعارزدگي
يادگيري يك لذت است ، اما چه بر سر آن آمده است ؟ چرا از يادگيري لذت نمي بريم و لذت‌هاي ديگر را به آن ترجيح مي‌دهيم ؟ يك واقعيت مسلم درباره وضع فعلي يادگيري و دانايي اين است كه آنها به صورت سوژه‌هاي شعاري درآمده‌اند . همه از بزرگ و كوچك ، رئيس و زيردست ، دولتمرد و شهروند درباره شان و منزلت دانايي و دانستن ، حرف‌هاي قشنگ مي‌زنند همه مي‌گويند يادگيري چيز خوبي است ، همه مي گويند يادگيري امري ضروري است ، مي‌گويند زندگي بدون يادگيري معنا ندارد ؛ اما واقعيت‌هاي جامعه ما چيز ديگري را نشان مي‌دهد . يكي از بلاهايي كه بر سر يادگيري آورده‌ايم ، اين است كه آن را بيش از حد ، شعاد زده كرده‌ايم . چقدر بايد تاسف خورد كه بيشتر احاديث و سخنان ائمه و بزرگان در باب يادگيري و دانش ، در سخنراني افراد فقط براي خالي نبودن عريضه و درموقعيت‌ها و مكان‌هاي مختلف ( به صورت نوشته هايي بر روي پارچه و كاغذ ) فقط براي قشنگي و ژست عالمانه مورد استفاده قرار مي‌گيرند .
خيلي از افراد در جامعه ما بلدند درباره ضرورت و منزلت ياديگري و دانايي ، نطق غرايي بكنند ، اما در عمل كاري انجام نمي‌دهند . شعار زدگي يادگيري آفت‌هاي زيادي در جامعه ما ايجاد كرده است :
خودفريبي ناشي از توجه به ظواهر موضوع .
جدي تلقي نشدن جايگاه يادگيري در زندگي مردم
انحراف در علت يابي و آسيب شناسي معضلات فرهنگي
عدم استفاده صحيحي از موقعيت هاي علمي
تنزل جايگاه و شان دانايي و استفاده ابزاري و تشريفاتي از دانش افزايي
ساده انگاري و ساده انديشي درباره يادگيري و دانايي .
فرض كنيد خبرنگار هستيد ميكروفون را در دست بگيريد و از دانش ‌آموزان و دانشجويان سوال كنيد چرا درس مي‌خوانيد ؟ از معلم و استاد سئوال كنيد چرا دوست داريد فرزندتان درس بخواند ؟ از مردم كوچه و بازار سوال كنيد آيا يادگيري خوب است ؟ به طور حتم جواب‌هاي قشنگي خواهيد شنيد . حرف‌هاي گنده گنده و سطح بالا از كوچك‌ ترها و حرف هاي عالمانه و خير خواهانه از بزرگ‌ترها . اما حيف كه فقط حرف‌ها قشنگند ولي چيزي از واقعيت‌هاي تلخ جامعه نمي‌كاهند . ياديگري يك لذت است . اما نه يادگيري شعار زده و تشريفاتي . لذت يادگيري ، به جاي حرف‌و شعار به باور نياز دارد به فرصت هايي براي چشيدن اين لذت نياز دارد و به شعف و عطش دروني نياز دارد . لذت يادگيري را با هيچ توجيه و شعاري از خود دريغ نكنيد .
يادگيري و دانش آموز
يكي از سوژه هاي مورد توجه اكثر خانواده‌ها مسائل تحصيلي فرزندان است . والدين دوست دارند فرزندانشان بيشترين و بهترين پيشرفت تحصيلي را داشته باشد و از طرف ديگر ، افت تحصيلي ، براي آنها موضوعي غير قابل پذيرش است . والدين از اين كه فرزندانشان به هنگام ورود به دوره‌هاي راهنمايي و متوسطه دچار افت مي‌شود ، متعجب شده و سئوال مي‌كنند كه چرا ديگر فرزندشان انگيزه اي براي درس خواندن ندارد؟ دريافتن دلايل ضعف و مشكلات تحصيلي دانش آموزان عمدتاً به مسائلي از قبيل تنبلي و بي خيالي و بازيگوشي استناد مي‌شود . ولي آيا اين همه داستان است ؟
به جرات مي توان گفت كه والدين مدارس معلمان و ساير افراد در ارتباط با موضوع مسائل تحصيلي دانش آموزان ، بسيار ساده انگارانه و سطحي رفتار مي كنند . كمتر كسي است كه در علت يابي افت تحصيلي به لذت يادگيري ‌ نيز توجه كند
به چندين و چند دليل ، ما يعني مدرسه و والدين كاري مي‌كنيم كه لذت يادگيري از دانش آموز گرفته مي‌شود . وقتي اين لذت كم مي‌شود و يا از بين مي‌رود طبعاً افت انگيزه و به دنبال آن افت تحصيلي پيش مي آيد . و ما چه مي كنيم تا اين افت ها جبران شود ؟
اگر درك كنيم كه ياديگري لذت است شايد بهتر بتوانيم پي ببريم كه چرا از تلاش هايمان كمتر نتيجه مي‌گيريم ؟ مگر مي‌توان در كسي به زور انگيزه ايجاد كرد ؟ مگر لذت بردن از چيزي مي‌تواند تحميلي باشد ؟ چه پيش مي‌آيد كه يك دانش آموز كنجكاو و علاقمند به يادگيري ، در 6 سالگي به تدريج به فردي بدون انگيزه تبديل مي‌شود ؟ يك دليل عمده آن همين است كه فرايند ياددهي يادگيري در جامعه ما نه تنها منطقي نيست ، بلكه گاهي جنبه منفي هم دارد . مدارس و كلاس‌هاي ما گاهي نه تنها ايجاد انگيزه نمي‌كنند ، بلكه انگيزه هاي داشته را هم از بين مي‌برند . بازخواست‌هاي معلم و والدين از درس و مشق ، امتحانات ، سخت گيري ها و كنترل‌ها ، تكاليف تحميلي و غير فعال ، تاكيد صرف و جايزه و ايجاد انگيزه‌هاي بيروني و ساير موارد ، منجر به يك نتيجه مي شوند : يادگيري از عملي اختياري به عملي اجباري تبديل مي‌شود . در اين وضعيت كودك يا نوجوان ، ديگر از يادگيري لذت نمي‌برد و آن راكاري براي خودش نمي‌داند . چرا بعضي از دانش آموزان به تدريج از درس و مدرسه نيز بيزار مي‌شوند ؟ آيا اين پديده ذاتي است ، يا محصول اكتساب است ؟‌چرا به جاي آنكه موقعيت هايي براي لذت بردن از يادگيري تدارك ببينيم ، كاملاً برعكس عمل كرده و موقعيت‌ها و فرصت‌ها را عليه لذت ياديگري به كار مي‌گيريم ؟ نيت مدارس و والدين خيرخواهانه است اما اين خيرخواهي با ناشيگري و ناكارآمدي توام شده و بازخوردي منفي برجاي مي‌گذارد . در بيشتر تلاش‌هاي مدارس و والدين براي ارتقاء و انگيزه تحصيلي و ايجاد زمينه براي پيشرفت تحصيلي نوعي از زور و تحكم نهفته است . البته دليل اصلي استفاده از چنين روشهايي بي‌حوصلگي و تسريع در نيل به نتيجه است .
اگر به مشكلات تحصيلي دانش آموزان ، از زوايه لذت يادگيري نگاه كنيم ، به طور حتم دريافتن راهكارهاي اصلاحي نيز به نتايج متفاوتي خواهيم رسيد . اصلاً كسي به اين نكته توجه دارد كه بزرگترين وظيفه آموزش و پرورش ، ياد دادن نيست ، بلكه ايجاد شوق يادگيري است . آموزش و پرورش ايران در اين باره چگونه عمل مي كند
چون نمي‌توانيم شوق يادگيري را در سطح گسترده ايجاد كنيم ، لذا از چند موفقيت علمي دانش آموزان در مسابقات و المپيادها ذوق زده مي شويم مدارس ما بيش از هر چيز به روح جديدي از جنس لذت يادگيري نياز دارند . با علم كردن شاگر اول‌ها ، المپيادي‌ها ، برندگان مسابقات ، تيزهوش‌ها ، موفقيت هاي مدارس برخوردار و غيره ، ضعف هاي خود را در عدم ايجاد شوق يادگيري و تحرك علمي مي پوشانيم . منطقي بيانديشيم ، اگر ما به جاي دانش آموزان امروزي بوديم چه مي‌كرديم ؟ آيا وقتي شرايطي فراهم مي آوريم كه دانش آموز از يادگيري لذت نمي برد ، حق داريم كه افت تحصيلي را غير عادي تلقي كنيم ؟ آيا در چنين شرايطي مي‌توان انتظارداشت كه كسي كشته و مرده يادگيري باشد ؟!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 17:40  توسط حسن  |