تبليغاتX
مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره خانوادگی،تحصيلي،مشاوره قبل و بعد از ازدواج

افسردگي و راههاي غلبه بر آن

افسردگي و راههاي غلبه بر آن

com

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

افسردگي و راههاي غلبه بر آن

افـسردگي اختلالي است كه قادر است افكار، خلق و خو، احـساسات، رفـتــار، سلامتي جسماني و روحي شما را تحـت الشـــعاع قرار دهد. هر انساني در مقاطع خاصي از زنـدگي خود به افسردگي دچار ميگردد. نشانه ها و علايم افسردگي عبارتند از:

 

غم و اندوه پايدار، اظطراب، احساس پوچي.

احــساس نا اميدي و بدبيني- احساس گناه، احسـاس بي ارزشي و در ماندگي - احساس تيره بختي.

كاهش سطح انرژي و احساس خستگي.

دشواري در تمركز، ياد آوري و تصميم گيري-عدم توانايي در انديشيدن.

بي خوابي و يا افزايش ميزان خواب.

از دست دادن اشتها و كاهش وزن - يا پر خوري و افزايش وزن.

عدم تمايل به ملاقات با ديگران - يا وحشت از تنها ماندن - حضور يافتن در فعاليتهاي اجتماعي دشوار و غير ممكن ميگردد.

احساس بي ارزش بودن و نا عادلانه بودن زندگي- احساس شكست- احساس سربار بودن.

از دست دادن علاقه و ميل به فعاليتهاي معمولي در زندگي و يا سرگرميهايي كه پيشتر براي فرد لذت بخش بوده اند.

بيقراري و بيتابي - زود رنجي و تحريك پذيري- و يا كند شدن حركات و واكنشها- بي تفاوتي.

افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگراني از گذشته و آينده.

مشكلات جسماني كه معمولا به دارو جواب نميدهند مانند: خارش بدن - تاري ديد -تعريق شديد- خشكي دهان- مشكلات گوارشي (يبوست، اسهال -سوء هاضمه)-سردرد - كمردرد.

افكار صدمه زدن به خود و يا ديگران - افكار خود كشي.

 

علل پديد آمدن افسردگي نيز گوناگون ميباشد:

وراثت.

محيط هاي نا ايمن و خطرناك مانند: آلودگي هوا و آب.

محيطهاي آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.

درگذشت همسر، فرزند، والدين و دوستان.

ضربه هاي روحي شديد در كودكي و يا بزرگسالي.

از دست دادن حمايتهاي اجتماعي در پي طلاق، دوري از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل.

شرايط ناسالم اجتماعي مانند: فقر، بي خانماني و خشونت در جامعه.

بيماريهاي مزمن مانند سرطان، ديابت و ايدز.

شكست و ناكاميها-تجارب ناخوشايند.

تغييرات هورموني - اختلال در تعادل انتقال دهنده هاي عصبي همچون سروتونين.

در اثر مصرف برخي داروها مانند داروهاي خواب آور، ضد بارداري و كاهنده فشار خون بالا.

استفاده از الكل، مواد مخدر و ديگر داروها.

تغذيه نامناسب مانند كمبود فولات و ويتامين  B1 و يا مصرف زياد مواد قندي و كافئين  دار.

ضعف شخصيت، اعتماد بنفش پايين، بد بيني  و هم وابستگيها.

استرس .

الگوي تفكرات منفي.

عدم تحرك بدني و نداشتن تفريح و سرگرمي.

انزوا و گوشه گيري.

 

1- افسردگي اساسي:

اين نوع افسردگي اختلال در خلق ميباشد كه معمولا 2 هفته بطول مي انجامد. احساس دلتنگي و حزن مفرط و از دست دادن ميل و لذت از فعاليتهاي دلپذيرو احساس گناه و بي ارزشي از نشانه هاي آن ميباشد. اين نوع افسردگي خطرناك بوده و ميتواند به خود كشي منجر گردد.

2- افسردگي مزمن:

شدت علايم آن از افسردگي اساسي كمتر بوده اما دوره آن طولاني و ممكن است و 2 الي 5 سال بطول انجامد. علايم آن معمولا ناتوان كننده نميباشد اما در عملكرد مناسب و احساس خوشايندي فرد تاثير گذار است.

3- اختلال در سازگاري:

هرگاه انسان عزيزي را از دست ميدهد، شغلش را از دست داده و يا تغيير ميدهد، و يا آگاه ميگردد كه بيماري لاعلاجي دارد كاملا طبيعي است كه احساس استرس، اندوه و خشم ميكند. اما در نهايت امر افراد خود را با شرايط پديد آمده وفق ميدهند. اما برخي قادر به چنين عملي نميباشند. هنگامي كه واكنش فرد به يك موقعيت و يا حادثه سبب افسردگي در وي ميگردد به آن اختلال در سازگاري ميگويند.

4- اختلال دو قطبي:

به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي ميگويند. در يك زمان فرد رفتار برونگرايي مفرط، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز ميدهد و در دوره اي ديگر افسرده ميگردد.

5- افسردگي فصلي:

اين نو ع افسردگي معمولا در زمستان شيوع مي يابد. علت آن كاهش تابش نور خورشيد است.اين افسردگي سبب سردرد، تحريك پذيري و كاهش سطح انرژي ميگردد.

 

راهبردهايي براي غلبه بر افسردگي

 

1- براي خود اهداف قابل دسترس تعيين كنيد.

2- تنها به ميزان معقول و در حد توان خود مسئوليت بعهده بگيريد.

3- كارها، اهداف و وظايف بزرگ را به بخشهاي كوچك تقسم كنيد.

4- مديريت زمان و الويت بندي را فراموش نكنيد.

5- مدتي از وقت خود را با ديگران و يك دوست صميمي سپري كنيد. سعي كنيد فردي را در زندگي بيابيد كه بتوانيد به وي اعتماد كرده و با وي درد دل كنيد.

6- به سرگرميهايي كه علاقه داريد بپردازيد.

7- ورزش كنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد.

8- تا بر طرف شدن آثار افسردگي تصميمات مهم و حياتي خود را به تعويق اندازيد.

9- به خاطر داشته باشيد كه بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي ميباشد انتظار معجزه نداشته باشيد.

10- از افراد غير حامي و منتقد اجتناب كنيد.

11- به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما كمك كنند.

12- افكار مثبت را جايگزين افكار منفي گردانيد.

13- به خاطر داشته باشيد كه زندگي بطور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است.

14- شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري كه شما مسئول آنها ميباشيد و يا نميباشيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد كنترلي كه بر شرايط دارند را كمتر و يا بيشتر از آنچه هست بر آورد ميكنند.اموري كه شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذاريد.

15- شما بايد قادر باشيد ميان موقعيتهايي كه ارزش شما بايد بر اساس موفقيتهاي شما تعيين گردند و ديگر موقعيتها تفاوت قائل گرديد.

16- شما بايد بياموزيد كه چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد.

17- شما بايد بياموزيد كه چه هنگام بايد به بر زمان حال تمركز كنيد و چه هنگام به زمان آينده.

18- خوشبختي و نيل به شادي در زندگي هدف نامعقولي نيست اما شما بايد ابتدا مفهوم خوشبختي را براي خود معنا كرده و سپس با برنامه ريزي و ايجاد سلسه مراتب و پيروي از آنها به خوشبختي مطلوب خود دست يابيد.

19- شما بايد قادر باشيد كه ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد.

20- شما بايد قادر باشيد تا با ديگران رابطه برقرار كنيد.

21- اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد.

22- وابستگي خود را به دنياي خارج كاهش دهيد.

23- به خاطر داشته باشيد هيچ فرد ديگر ي جز خود شما مسئول شادي شما نميباشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 18:21  توسط حسن  | 

مقايسه اجمالى نگرش اسلام نسبت به انسان با رويكرد شناختدرمانى

مقايسه اجمالى نگرش اسلام نسبت به انسان با رويكرد شناختدرمانى

مكاتب مختلف روان‏شناسى مثل روانكاوى، رفتارگرايى، انسان‏گرايى، مكتب‏شناختى و ... تلاش زيادى براى درك انسان و معضلات روان‏شناختى ـ رفتارى وى نموده و از جنبه‏هاى گوناگون به انسان و نيازهايش نگريسته‏اند. ديدگاه دينى نيز انسان و مسائل او را مورد توجه و امعان نظر قرار داده است. در اين تحقيق سعى شده است ديدگاه‏هاى مكتب‏شناختى و انديشه دينى در ارتباط با نقش باورها و عقايد انسان و تأثير آن بر رفتار و عاطفه وى مقايسه شود.

انديشمندان مكاتب رايج عموماً تفكر دينى را جزئى از كل انديشه انسانى مى‏دانند و با غفلت از فطرت و انديشه توحيدىِ آدمى، دين را صرفاً به عنوان اهرمى كمكى در درمان بيماريهاى روانى و ناراحتيهاى روحى كه گاه مى‏توان از آن استفاده كرد، مطرح نموده‏اند.

در صورتى كه در حوزه معرفت دينى، بستر و زمينه اصلى تفكر و باورهاى درست را انديشه توحيدى و ايمان به خدا تشكيل مى‏دهد و زيربناى اصلى باورهاى غير منطقى را ناباورى به تفكر توحيدى مى‏داند.

طبق نظر مدل شناختى، زيربناى سيستم باورهاى انسانى را عواملى همچون محيط، شيوه تربيت و نيز خصوصيات شخصى فرد تشكيل مى‏دهد و منطقى بودن باورها را جامعه و فرد تعيين مى‏كند. ولى در ديدگاه دينى، گستره اين باورها ازمحدوده انسان و روابطش با خود و ديگران به وسعت يك جهان‏بينى بسط مى‏يابد. طبق انديشه دينى اساس باور منطقى انسان را ايمان به خدا، قيامت و معاد و ايمان به ملائكه (غيب) و كتاب تشكيل مى‏دهد و اساس باورهاى غيرمنطقىِ انسان، كفر به خدا و روز قيامت است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 18:19  توسط حسن  | 

آيا مصرف ويتامين به درمان افسردگي کمک مي کند؟

آيا مصرف ويتامين به درمان افسردگي کمک مي کند؟

پاسخ اين سوال اين است: «احتمال دارد.»

کمبود بعضي از ويتامين ها و مواد معدني در بدن انسان مي تواند باعث نشانه هاي افسردگي در فرد شود. بنابراين چنانچه افسردگي به اين علت باشد، خوردن مکمل هاي غذايي حتماً به شخص کمک مي کند و بر عکس، اگر افسردگي شخص دلايل ديگري داشته باشد، خوردن ويتامين ها و مکمل هاي غذايي کمکي نخواهد کرد. البته مطمئناً به امتحانش مي ارزد و خوب است که شخص قبل از مصرف داروهاي ضدافسردگي، ابتدا براي مدتي از مکمل هاي غذايي به مقدار کافي استفاده کند.

در زير با برخي از ويتامين ها و ارتباط آنها با افسردگي آشنا مي شويم.

ويتامين ب- کمپلکس

ويتامين هاي ب-کمپلکس براي سلامت هيجاني و ذهني، نقش اساسي دارند. اين ويتامين ها در بدن ما ذخيره نمي شوند. بنابراين بايد روزانه در رژيم غذايي ما گنجانده شوند. ويتامين هاي ب توسط الکل، شکر، نيکوتين و کافئين از بين مي رود. در نتيجه، تعجبي ندارد که بسياري از مردم دچار کمبود اين نوع ويتامين هستند.

يافته هاي جديد درباره ارتباط ويتامين هاي ب- کمپلکس و افسردگي به قرار زير است:

• ويتامين ب-1 (تيامين ):

مغز انسان از اين ويتامين براي کمک به تبديل قندخون به سوخت و عامل محرّک استفاده مي کند و بدون آن، مغز به سرعت بدون انرژي مي ماند.

اين امر مي تواند به خستگي، افسردگي، تندخوئي، زودرنجي، اضطراب و حتي فکر خودکشي بيانجامد. کمبود ويتامين ب-1، همچنين مي تواند باعث مشکلات حافظه، کم اشتهايي، بيخوابي و اختلالات گوارشي گردد. مصرف کربوهيدراتهاي تصفيه شده، مثل شکر، نياز ويتامين ب-1 بدن را تامين مي کند.

• ويتامين ب-3 (نياسين ):

سرانجام کشف شد که بيماري پلاگر ( pellagra ) که روان پريشي و زوال عقل از جمله نشانه هاي آن است، به دليل کمبود نياسين بروز مي کند. هم اکنون بسياري از محصولات غذايي حاوي نياسين هستند و بيماري پلاگر تقريباً ريشه کن شده است. کمبود ويتامين ب-3 مي تواند باعث بيقراري، اضطراب و نيز کند ذهني و کم تحرکي گردد.

• ويتامين ب-5 (اسيدپانتوتنيک ):

نشانه هاي کمبود اين ويتامين عبارتند از خستگي، اضطراب مزمن وافسردگي. ويتامين ب-5 براي ايجاد هورمونها و استفاده از اسيدهاي آمينه و استيل کولين ( acetylcholine ) شيميايي مغز که به کمک هم از انواع خاصي از افسردگي جلوگيري مي کنند مورد نياز است.

• ويتامين ب-6 (پيريدوکسين ):

اين ويتامين به پردازش اسيدهاي آمينه که عناصر سازنده تمام پروتئين ها و برخي از هورمونها هستند، کمک مي کند. اين ويتامين همچنين در توليد سروتونين، ملاتونين و دوپامين مورد نياز است. کمبود ويتامين ب-6 که البته بسيار نادر است، باعث آسيب رساندن به سيستم ايمني بدن، ضايعات پوستي و آشفتگي ذهني مي گردد. کمبود اين ويتامين گاهي در افراد الکلي، بيماراني که داراي نارسائي کبدي هستند، و خانمهايي که از قرص هاي ضدبارداري استفاده مي کنند، بروز مي کند. بسياري از متخصصان تغذيه عقيده دارند که اغلب رژيم هاي غذايي، به مقدار بهينه و کافي اين ويتامين را تامين نمي کنند.

• ويتامين ب-12 :

به دليل اهميت ويتامين ب-12 در تشکيل گلبولهاي قرمز خون، کمبود آن به مشکلاتي در اکسيژن رساني که به کم خوني خطرناک موسوم است، منجر مي شود. اين اختلال مي تواند باعث تغيير حالت مداوم، پارانويا (بدگماني ) ، تحريک پذيري، گيجي، زوال عقل ، توهّم زدگي يا شيدايي و سرانجام به دنبال آن کم اشتهايي، سرگيجه، ضعف، نفس تنگي، تپش قلب، اسهال و احساس سوزش در اندامهاي انتهايي مثل دست و پا گردد. کمبود اين ويتامين پس از يک دوره طولاني پيش مي آيد زيرا در کبد انسان براي سه تا پنج سال ذخيره وجود دارد. هنگامي که کمبود ويتامين ب-12 در فردي بروز مي کند، معمولاً به خاطر کمبود آنزيمي است که باعث جذب آن در روده مي شود. به دليل آن که با بالارفتن سن از مقدار اين آنزيم کاسته مي شود، افرد مسن بيشتر در معرض کمبود ويتامين ب-12 هستند.

• اسيدفوليک :

اين ويتامين ب براي ترکيب DNA مورد نياز است. رژيم غذايي نامناسب و عوامل ديگري مانند بيماري، الکليسم و نيز مصرف داروهاي مختلفي چون آسپرين، قرص هاي ضدبارداري، باربيتورات ها و داروهاي ضد تشنج، در کمبود اسيدفوليک دخالت دارند. مصرف اين ويتامين مخصوصاً به خانم هاي باردار توصيه مي گردد.

ويتامين ث

کمبود ويتامين ث مستقيماً باعث افسردگي مي گردد که بايد با استفاده از مکملهاي غذايي به برطرف کردن آن پرداخت. استفاده از مکملهاي غذايي خصوصاً پس از اعمال جراحي و بيماري هاي التهابي اهميت دارد. اضطراب، بارداري و شيردهي نيز نياز بدن به ويتامين ث را افزايش مي دهند. لازم به تذکر است که مصرف آسپرين، تتراسيکلين و قرص هاي ضدبارداري، ذخيره بدن را به انتها مي رساند.

مواد معدني

کمبود برخي از مواد معدني نيز مي تواند باعث افسردگي گردد.

• منيزيم :

کمبود منيزيم باعث بروز نشانه هاي افسردگي و همچنين گيجي، بيقراري، اضطراب، توهّم و انواع مشکلات جسمي مي گردد. اغلب رژيم هاي غذايي شامل منيزيم به مقدار کافي نيستند و استرس نيز به شدّت، مقدار منيزيم موجود بدن را کاهش مي دهد.

• کلسيم :

کمبود کلسيم بر روي سيستم مرکزي اعصاب تاثير مي گذارد. سطح پائين کلسيم باعث ناآرامي، دلهره، تندخوئي، زودرنجي و بي حسّي مي شود.

• روي :

کمبود روي در بدن به بي احساسي ، بي اشتهايي، سستي و خواب آلودگي منجر مي شود. با پائين آمدن سطح روي در بدن، ممکن است ميزان مس بدن به سطح سمّي افزايش يابد و باعث پارانويا (بدگماني ) و ترس و وحشت گردد.

• آهن :

افسردگي غالباً نشانه اي از کمبود آهن مزمن است. از ديگر نشانه هاي کمبود آهن مي توان به ضعف عمومي، سستي و بي حالي، خستگي، کم اشتهايي و سردرد اشاره کرد.

• منگنز :

اين فلز براي استفاده مناسب از ويتامين هاي ب-کمپلکس و ويتامين ث مورد نياز است. منگنز همچنين در تشکيل اسيدهاي آمينه نقش دارد و به همين دليل، کمبود آن مي تواند به کاهش سطح ناقل هاي عصبي و در نتيجه افسردگي منجر شود. اين فلز به تثبيت قندخون و جلوگيري از تغيير حالت هاي مداوم نيز کمک مي کند.

• پتاسيم :

کمبود پتاسيم معمولاً به افسردگي، گرياني، ضعف و خستگي منجر مي شود.

ترجمه : کلينيک الکترونيکي روان يار

منبع

* Can Vitamins Help Depression , Nancy Schimelpfening,

http://depression.about.com/cs/diet/a/vitamin.htm

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 18:18  توسط حسن  | 

اختلال عاطفي فصلي: نشانه ها و روش هاي درمان

اختلال عاطفي فصلي: نشانه ها و روش هاي درمان

Seasonal Affective Disorder (SAD)

مقدمه

آيا تاکنون روزهاي کوتاه، گرفته و تاريک زمستان باعث احساس خستگي، بي حوصلگي يا افسردگي در شما شده است؟ همه مردم به نوعي ردّ پاي زمستان را در خلق و خوي خود حس مي کنند امّا بعضي ها در طول زمستان به طور جدّي گرفتار افسردگي شديد مي شوند. اين عارضه، اختلال عاطفي فصلي يا به طور خلاصه SAD نام دارد.

افرادي که دچار اين اختلال هستند، احساس افسردگي، تحريک پذيري و خستگي مي کنند. در اغلب موارد، اين گونه بيماران با ترکيبي از نوردرماني و داروهاي ضدافسردگي درمان مي شوند امّا پژوهش ها نشان داده است که روش هاي رفتاري-شناختي نيز در درمان اين اختلال مؤثرند.

اختلال عاطفي فصلي چيست؟

اين اختلال، نوعي افسردگي است که در طول ماه هاي زمستان بروز مي کند. شکل خفيف تري از اختلال عاطفي فصلي ( SAD )، با نام «افسردگي زمستان» شناخته مي شود.

نشانه هاي SAD از اواخر پائيز و هنگامي که مدّت روشنايي روز کمتر مي شود (يا به اصطلاح، روزها کوتاهتر مي شوند) بروز مي کند و تا اواخر زمستان و اوايل بهار پابرجا مي ماند.

چه کساني دچار اختلال عاطفي فصلي مي شوند؟

70 تا 80 درصد مبتلايان به اختلال عاطفي فصلي را زنان تشکيل مي دهند. اين اختلال بيشتر در مناطقي از کره زمين که داراي عرض جغرافيايي بالاتري هستند و نور آفتاب کمتري دارند وجود دارد. برخي از افرادي که در دفاتري کار مي کنند که دسترسي کمتري به نور طبيعي دارند، ممکن است اين اختلال را در تمام طول سال تجربه کنند.

چه چيزي باعث اختلال عاطفي فصلي مي شود؟

هنگامي که نور از طريق چشم ها عبور مي کند و به مغز مي رسد، سروتونين ( Serotonin ) آزاد مي شود. در طول پاييز و زمستان، روشنايي روز کمتر از بهار و تابستان است و اين امر باعث پائين آمدن سطح سروتونين در بدن مي شود.

سروتونين، مادّه شيميايي مهمي در مغز است که به عنوان «انتقال دهنده عصبي» شناخته مي شود. انتقال دهنده عصبي، مولکولي در مغز است که به سلّول هاي عصبي کمک مي کند که با يکديگر کار کنند. يکي از نقش ها و وظايفي که سروتونين در مغز دارد، عمل کردن به عنوان پليس راهنمايي و رانندگي براي ساير انتقال دهنده هاي عصبي است. بدون وجود سروتونين به مقدار کافي، بسياري از فعاليت هاي بدن و از جمله حالت هاي روحي، تحت تاثير قرار مي گيرند.

کاهش روشنايي روز، باعث افزايش توليد هورمون خاصي در بدن به نام ملاتونين ( melatonin ) مي شود. نقش ملاتونين هنوز به درستي مشخص نشده است امّا تصوّر مي شود که به فرايند خوابيدن کمک کند زيرا بدن آن را در شب و در خلال خواب، آزاد مي کند.

اين دو باهم، يعني کمبود سروتونين (که باعث هماهنگي و همکاري سلّول هاي عصبي مي شود) و افزايش ملاتونين (که بدن را به حالت خواب مي برد) باعث اختلال عاطفي فصلي مي شوند.

نشانه هاي اختلال عاطفي فصلي چيست؟

ميل شديد به کربوهيدرات ها و قند (گاهي با افزايش وزن توأم مي گردد)

کاهش تمايل جنسي

مشکل در تمرکز کردن

کاهش کارايي

مشکل در بيدار شدن در صبح ها

خستگي

لذت نبردن يا کاهش علاقه نسبت به فعاليت هايي که معمولاً ارضاء کننده هستند. مثل خواندن يک کتاب خوب يا گوش دادن به موسيقي

احساس افسردگي يا غمگيني

بي حوصلگي

رخوت و خواب آلودگي

کاهش دماي بدن

خوابيدن به مقدار زياد

کناره جوئي از فعاليت هاي اجتماعي

اختلال عاطفي فصلي چگونه تشخيص داده مي شود؟

نشانه ها و عوارض ذکر شده، پايه هاي اصلي تشخيص اختلال عاطفي فصلي را تشکيل مي دهند. اين اختلال مشابه افسردگي باليني نيست. افسردگي، نوسان فصلي ندارد.

روش هاي درمان اختلال عاطفي فصلي چيست؟

1- نوردرماني

درمان اوليه اختلال عاطفي فصلي، نوردرماني است. اين روش هم توسط انجمن پزشکي آمريکا و هم انجمن روان پزشکي آمريکا توصيه شده است. نوردرماني يعني افزودن نور بيشتر به محيط.

نوردرماني بايد از اواسط شهريور و پيش از شروع نشانه ها و عوارض آغاز گردد. نوردرماني معمولاً هر روز صبح و درست پس از بيدار شدن از خواب بايد صورت گيرد. پژوهش ها نشان داده است که بهترين مقدار مصرف، 10000 لوکس به مدّت 30 دقيقه است. براي بعضي ها يک جلسه نوردرماني ديگر در بعدازظهر نيز ممکن است لازم باشد.

معمولاً از دستگاهي به نام «جعبه نور» براي اين کار استفاده مي شود. اين جعبه حاوي لامپ هاي فلورسنت است و به سادگي قابل حمل مي باشد. فرد مي تواند آن را در هر مکاني که مناسب تشخيص مي دهد، مانند روي پاتختي، روي ميز کار و يا روي ميز آشپزخانه، قرار دهد. نبايد به طور مستقيم به نور نگاه کرد. يک جلسه نوردرماني مي تواند بين 15 دقيقه تا 3 ساعت طول بکشد و ميزان تابش نور نيز بسته به هر فرد متفاوت است. امّا همان گونه که گفته شد، بهترين مقدار مصرف 10000 لوکس براي 30 دقيقه است. بنابراين اگر جعبه نور شما 2500 لوکس نور ساطع مي کند بايد مدّت نوردرماني را نيز متناسب با آن، چهاربرابر يا 2 ساعت در نظر بگيريد.

نوردرماني ممکن است اثرات جانبي نيز همراه داشته باشد، هر چند گزارش مهمي در اين مورد داده نشده است. برخي از اثرات جانبي عبارتند از:

مشکل در خوابيدن

خستگي در چشم ها

احساس بي تابي

سردرد

بي حوصلگي

تهوّع

2- داروهاي ضدافسردگي

داروهاي ضدافسردگي نيز در درمان اختلال عاطفي فصلي به کار مي روند. برخي از داروهايي که مانع از جذب دوباره سروتونين مي شوند (SSRI ها) مانند زولافت، پروزاک و پاکسيل نيز مي توانند به همراه نوردرماني براي درمان عوارض اين اختلال مصرف شوند.

3- ساير ايده هاي خود درماني

مصرف کمتر کربوهيدرات ها

مديريت استرس

ورزش کردن بيشتر

افزودن نور به محيط کار و زندگي، با افزودن لامپ يا کنار زدن پرده ها يا قطع شاخ و برگ هاي درخت هايي که مانع از رسيدن نور خورشيد هستند.

داشتن يک برنامه خواب ثابت

نشستن کنار پنجره، در صورت امکان

راه رفتن در روزهاي آفتابي، حتي روزهاي سرد زمستان

مسافرت رفتن به مکان هاي گرم و آفتابي، به هنگام تعطيلات

ترجمه : کلينيک الکترونيکي روان يار

منبع

Seasonal Affective Disorder -Symptoms and Treatments, Dr.Michael Terman and Jamie Rifkin, November 2006.

http://psychology.about.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 18:16  توسط حسن  | 

راهبردهاي يادگيري

راهبردهاي يادگيري

مغز، عضوي پيچيده است. به هرحال، مسئول همه توانايي‌ها و همه پيچيدگي‌هاي ماست. دانشمندان، سال‌هاي متمادي اين عضو را مورد مطالعه قرار داده‌اند و (مخصوصاً در سال‌هاي اخير) چيزهاي زيادي درباره نحوه كار آن فهميده‌اند. غيرممكن است كه اين پيشرفت‌ها را بتوان در چند جمله ساده خلاصه كرد، از اين رو، اين كتاب مطالب زيادي دارد. من سعي كرده‌ام اين مطالب را به‌صورتي منطقي سازماندهي كنم و آنچه را نياز به دانستن آن داريد، به ترتيبي كه نياز داريد، ارائه كنم (به هر حال شما پيش از فهميدن برخي مطالب، نياز داريد اول چيزهاي ديگري را ياد گرفته باشيد). در ضمن سعي كرده‌ام تا حد ممكن، واضح بنويسيم و مثال‌ها را تا جائيكه مي‌توانم ساده و روشن انتخاب كنم. با اين حال نبايد انتظار داشته باشيد فقط با يك مطالعه سرسري، بر مطالب اين كتاب مسلط شويد. يادگيري درباره فيزيولوژي رفتار، چيزي بيش از حفظ داده‌ها است. لبته داده‌هايي وجود دارند كه بايد به خاطر سپرده شوند، مثل اسامي قسمت‌هاي مختلف دستگاه عصبي، اسامي مواد شيمايي و داروها، اصطلاحات علمي مربوط به پديده‌هاي ويژه و روش‌هاي مورد استفاده براي بررسي آن‌ها، و از اين قبيل. اما در هيچ زمينه‌اي، كندوكاو اطلاعات كامل نشده است، ما فقط كسر اندكي از آنچه را كه بايد بدانيم، مي‌دانيم. و تقريباً با اطمينان مي‌توان گفت بسياري از داده‌هايي كه ما در حال حاضر مي‌پذيريم، روزي نادرست بودن آن‌ها اثبات خواهد شد. اگر تمام کاري که مي‌كنيد، ياد گرفتن داده‌ها باشد، زماني‌كه اين داده‌ها مورد تجديد نظر قرار مي‌گيرند، چه خواهيد كرد؟ چاره اين كهنه شدن، دانستن فرآيندي است كه اين داده‌ها از طريق آن‌ها به‌دست آمده‌اند. در علم، داده‌ها نتيجه‌گيري‌هايي هستند كه دانشمندان درباره مشاهدات خود به آن‌ها دست مي‌يابند. اگر شما فقط نتايج را بياموزيد، كهنه شدن دانش‌تان، تقريباً حتمي است. بايد به خاطر داشته باشيد كه كدام نتايج رد شده‌اند و نتايج جديد كدام‌اند، و اين شيوه يادگيري طوطي‌وار، دشوار است. اما اگر راهبردهاي پژوهشي را كه دانشمندان مورد استفاده قرار مي‌دهند، مشاهداتي كه انجام مي‌دهند و منطقي را كه به نتيجه‌گيري‌ها منجر مي‌شوند، بياموزيد، به دركي مي‌رسيد كه هنگام ظاهر شدن مشاهدات جديد (و داده‌هاي جديد) به راحتي قابل تجديدنظر است. اگر آنچه را كه در پس نتيجه‌گيري‌ها قرار دارد، بفهميد، در نتيجه خواهيد توانست اطلاعات جديد را به آنچه كه در حال حاضر مي‌دانيد، ضميمه كنيد و خودتان، اين نتايج را مورد بازبيني قرار دهيد. با در نظر گرفتن اين واقعيت‌ها درباره يادگيري، دانش، و روش‌ علمي، اين كتاب فقط مجموعه‌اي از داده‌ها را ارائه نمي‌كند، بلكه توضيحي از روال‌ها، آزمايش‌ها و استدلال‌هاي منطقي را نيز كه دانشمندان در تلاش براي فهم فيزيولوژي رفتار به‌كار برده‌اند، عرضه مي‌كند. اگر از روي مصلحت‌انديشي، بر نتيجه‌گيري‌ها توجه كنيد و فرآيندي را كه به آن‌ها منجر شده، ناديده بگيريد، اين ريسك را مرتكب مي‌شويد كه دانشي كه كسب مي‌كنيد، به‌سرعت كهنه خواهد شد. از طرف ديگر، اگر سعي كنيد آزمايش‌ها را بفهميد و ببينيد كه نتيجه‌گيري‌ها چگونه از نتايج به‌دست مي‌آيند، دانشي كسب خواهيد كرد كه پويا است و تحول پيدا مي‌كند. حال اجازه دهيد چند پيشنهاد عملي درباره مطالعه ارائه كنم. شما در طول كل حرفه علمي خود، مطالعه كرده‌ايد و بدون شك به برخي راهبردهاي مفيد در اين مسير دست يافته‌ايد. حتي اگر مهارت‌هاي كارا و مؤثري به‌دست آورده باشيد، حداقل، اين احتمال در نظر بگيريد كه ممكن است راه‌هايي براي بهبود آن‌ها وجود داشته باشد. اولين بار كه به‌ مطالعه مطالب مي‌پردازيد، بايد تا حد امكان بدون وقفه مطالعه كنيد. به‌ عبارت ديگر، فصل را بدون نگراني از حفظ جزئيات مطالعه كنيد. سپس، بعداز اينكه موضوع درس براي اولين بار در كلاس مطرح شد، اين بار مطالب را به دقت بخوانيد. در حين مطالعه از يك قلم يا مداد استفاده كنيد. از ماژيك براي علامت‌گذاري متن استفاده نكنيد. علامت‌گذاري برخي از لغات با ماژيك، يك رضايت لحظه‌اي ايجاد مي‌كند. حتي ممكن است تصور كنيد كه كلمات علامت‌گذاري شده تا حدي به خزانه دانش‌تان منتقل شده‌اند. شما آنچه را كه مهم بوده، انتخاب كرده‌ايد، و وقتي مطالب را دوره مي‌كنيد، فقط لازم است كلمات علام‌گذاري شده را بخوانيد. اما اين يك توهم است. فعال باشيد، نه منفعل. خود را وادار كنيد همه كلمات و اصطلاحات را يادداشت كنيد. تبديل اطلاعات به عبارت‌هاي متعلق به خودتان نه تنها متني براي مطالعه قبل از امتحان تهيه مي‌كند، بلكه به انتقال مطالب به ذهنتان نيز كمك مي‌كند (كه براي امتحان هم لازم است). استفاده از ماژيك علامت‌گذاري، يادگيري را به تاريخ ديگري موكول مي‌كند، اما تبديل اطلاعات به كلمات و عبارت‌هاي خودتان، باعث آغاز فرآيند يادگيري در همان لحظه مي‌شود. يك روش خوب براي وادار كردن خود به تبديل مطالب به عبارت‌هاي خودتان (و در نتيجه انتقال آن‌ها به مغزتان) اين است كه به پرسش‌هاي موجود در راهنماي مطالعه، پاسخ دهيد. اگر نمي‌توانيد به سؤالي پاسخ دهيد، پاسخ را در كتاب جستجو كنيد بعد كتاب را ببنديد، و پاسخ را بنويسيد. عبارت «كتاب را ببنديد» مهم است. اگر پاسخ را كپي كنيد، بخش بسيار كوچكي از تمرين را انجام داده‌ايد. اما اگر خود را وادار كنيد تا اطلاعات را تا زمان نوشتن به خاطر داشته باشيد، شانس بيشتري براي يادآوري بعدي آن خواهيد داشت. اهميت راهنماي مطالعه در اين نيست كه مجموعه‌اي از پاسخ‌هاي كوتاه با دست‌خط خودتان داشته باشيد تا پيش از آزمون، مطالعه كنيد. رفتارهاي كه به يادگيري بلند مدت منجر مي‌شود اين است كه به اندازه كافي درباره مطالب فكر كنيد تا بتوانيد آن را با جمله‌بندي خودتان، خلاصه كنيد، و سپسي عمل يادداشت كردن آن عبارت‌ها را به انجام برسانيد. نقل از: http://www.modernpsy.com/Articls/Learning%20Method.htm

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/30ساعت 18:15  توسط حسن  | 

آموزش مهارت هاي زندگي

آموزش مهارت هاي زندگي هدف:

 افزايش توانايي هاي رواني اجتماعي کودکان و نوجوانان به منظور مقابله با مشکلات و کشمکش هاي زندگي . پژوهش هاي بي شماري نشان داده اند که بسياري از مشکلات بهداشتي و اختلالات رواني عاطفي، ريشه هاي رواني اجتماعي(Psychosocial) دارند. اين پژوهش ها سه عامل مهم را با سوء مصرف مواد مرتبط مي دانند[1]: 1. پايين بودن عزت نفس 2. ناتواني در بيان احساسات 3. فقدان يا کمبود مهارت هاي ارتباطي بر اساس پژوهشي که در سال 1987 ميلادي بر روي 1684 دانش آموز انجام شد، مشخص گرديد که سوء مصرف دارو با «استرس» ارتباط دارد.[2] و پژوهش ديگري در سال 1988 نشان داد که اعتياد به مواد مخدر در مراحل ابتدايي، با ناتواني در برقراري ارتباط با والدين و همسالان رابطه دارد.[3] بسياري از پژوهش هاي علمي حاکي از آنند که پايين بودن عزت نفس با موارد زير ارتباط دارد: - سوء مصرف الکل و مواد - بزهکاري - بي بند و باري جنسي - افکار مربوط به خودکشي «توانايي هاي رواني - اجتماعي» توانايي هاي رواني اجتماعي (Psychosocial Competence) عبارت است از: آن گروه توانايي هايي که فرد را براي مقابله ي مؤثر و پرداختن به کشمکش ها و موقعيت هاي زندگي ياري مي بخشد. مستقيم ترين روش افزايش توانايي هاي رواني اجتماعي افراد، «آموزش مهارت هاي زندگي» است. «تعريف مهارت هاي زندگي» اصطلاح مهارت هاي زندگي در معاني مختلفي به کار رفته است، مانند: 1. مهارت هاي مربوط به امرار معاش (چگونه فردي مشغول کار شود، شغل خود را حفظ نمايد و ارتقاء يابد) 2. مهارت هاي مراقبت از خود (مصرف غذاهاي سالم، درست مسواک زدن، رعايت بهداشت و...) 3. مهارت هاي مقابله ي منطقي با موقعيت هاي پرخطر زندگي (مانند توانايي نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر و...) موريس.اي.الياس از دانشگاه راجرز آمريکا و مؤلف کتاب «تصميم گيري اجتماعي و رشد مهارت هاي زندگي» چنين مي گويد: «مهارت هاي زندگي يعني ايجاد روابط بين فردي مناسب و مؤثر، انجام مسئوليت هاي اجتماعي، انجام تصميم گيري هاي صحيح، حل تعارض ها و کشمکش ها بدون توسل به اعمالي که به خود و يا ديگران صدمه مي زند». برنامه ي مهارت هاي زندگي بر اين اصل استوارند که: «کودکان و نوجوانان حق دارند توانمند شوند و نياز دارند که بتوانند از خودشان و علايقشان در برابر موقعيت هاي سخت زندگي دفاع کنند. مهارت هاي اصلي (ده گانه): 1. توانايي تصميم گيري 2. توانايي حل مسئله 3. توانايي تفکر خلاق 4. توانايي تفکر نقادانه 5. توانايي رابطه مؤثر 6. توانايي برقراري روابط بين فردي سازگارانه 7. توانايي آگاهي از خود 8. توانايي همدلي با ديگران 9. توانايي مقابله با هيجان ها 10. توانايي مقابله با استرس ها حال پژواک ايران سه سؤال مطرح مي کند و از مخاطبان ارجمند خود تقاضاي همکاري و تبادل نظر دارد: 1. نظام آموزش و پرورش تا چه حدّي به آموزش مهارت هاي زندگي اهميت مي دهد؟ 2. سهم سيستم آموزش و پرورش کشور در پايين نگه داشتن عزت نفس، ناتواني در بيان احساسات و فقدان مهارت هاي ارتباطي بين دانش آموزان چه قدر بوده و چگونه مي توان آن را برطرف ساخت؟ 3. با چه مکانيزمي مي توان امکان بيان انتقادات افراد را از کانال هاي منطقي فراهم ساخت و از انباشت احساسات منفي کاست؟ يادگيري دانش آموز يادگيري و تمرين مهارت هاي زندگي تقويت و يا تغيير نگرش، ارزش و رفتار رفتارهاي سالم و مثبت پيشگيري از مشکلات بهداشتي «زنجيره ي عوامل انگيزشي، دانش، نگرش، ارزش ها و رفتار سالم» آموزش مهارت هاي زندگي سلامت رواني آمادگي رفتاري رفتار سالم و مفيد اجتماعي «مدل تأثير نحوه ي آموزش مهارت هاي زندگي» اجراي برنامه هاي آموزش مهارت هاي زندگي جلسات تقويتي آثار بلند مدت آثار کوتاه مدت آثار ميان مدت افزايش دانش تغيير نگرش بهبود سطح بهداشت روان تمايلات رفتاري مثبت بهبود توانايي هاي رواني اجتماعي بهبود فضاي کلاس و رفتارهاي مدرسه بهبود روابط بين شاگردان و روابط معلمان و شاگردان بهبود حضور در مدرسه بهبود عملکرد تحصيلي ايجاد تغييرات معني دار در رفتار سلامت و رفتارهاي اجتماعي بروز تغييرات معني دار در رفتار سلامت و رفتارهاي اجتماعي نگه داري و حفظ تغييرات مثبت در طي زمان

 ________________________________________

 [1] Hac Danald - 1991 [2] Mitic - 1987 [3] Magoudi & Nastasi

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 0:5  توسط حسن  | 

کورتيزول و استرس: چگونه سالم بمانيم؟

کورتيزول و استرس: چگونه سالم بمانيم؟

کورتيزول يکي از هورمون‌هاي مهم بدن است که توسط غدّه‌هاي آدرنال ترشح مي‌شود و در فعاليت‌هاي زير دخالت دارد: تنظيم فشار خون سوخت و ساز مناسب قند آزادسازي انسولين براي حفظ سطح قند خون سيستم دفاعي بدن واکنش تحريکي و التهابي کورتيزول به طور طبيعي صبح‌ها در بالاترين سطح و شب‌ها در پائين‌ترين سطح، در بدن وجود دارد. با وجودي که استرس تنها دليل ترشح کورتيزول به جريان خون نيست امّا به دليل آن که ترشح کورتيزول در جريان واکنش بدن به استرس، در سطح بالايي صورت مي‌گيرد و نيز به دليل آن که کورتيزول مسئول چند تغيير مربوط به استرس در بدن است به آن «هورمون استرس» گفته مي‌شود. کمي افزايش کورتيزول در بدن، تأثيرات مثبتي به دنبال دارد که از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره کرد: افزايش سريع انرژي به منظور مقابله بدن افزايش فعاليت‌هاي حافظه بالا رفتن ناگهاني توان دفاعي بدن حس کمتر نسبت به درد کمک به حفظ تعادل حياتي در بدن با وجودي که کورتيزول، بخش مهم و مفيدي از واکنش بدن به استرس است، امّا نکته مهم اين است که واکنش آرامشي بدن نيز بايد فعّال گردد تا کارکرد بدن بتواند به حالت طبيعي و عادي باز گردد. متأسفانه در محيط پراسترس کنوني ما، واکنش بدن به استرس آنقدر زياد فعّال مي‌گردد که غالباً فرصت لازم براي بازگشت به حالت طبيعي و عادي به دست نمي‌آيد و بدين خاطر است که استرس‌ها تبديل به استرس مزمن مي‌گردند. نشان داده شده است که وجود سطح بالا و طولاني کورتيزول در جريان خون (آنچنان که در استرس مزمن پيش مي‌آيد) داراي تأثيرات منفي است، مانند: اختلال در عملکردِ شناختي اختلال در عملکرد تيروئيد عدم تعادل ميزان قند خون کاهش تراکم استخوان کاهش بافت عضلات افزايش فشار خون تضعيف سيستم دفاعي و واکنش‌هاي تحريکي بدن افزايش چربي‌هاي شکمي که نسبت به تراکم چربي در ساير قسمت‌هاي بدن، بيشتر مشکل‌زاست. برخي از مشکلات سلامتي مربوط به افزايش چربي‌هاي شکمي عبارتند از حملات قلبي، ايجاد سطح بالاي کلسترول «بد» ( LDL ) و سطح پائين کلسترول «خوب» ( HDL ) که خود به مشکلات سلامتي ديگري مي‌انجامد. براي نگهداري کورتيزول در سطحي مناسب و تحت کنترل، بايد واکنش‌هاي آرامشي بدن پس از هر واکنش به استرس، فعّال گردد. شما مي‌توانيد ياد بگيريد که چگونه با استفاده از روش‌هاي مختلف مديريت استرس به بدن خود آرامش ببخشيد و نيز مي‌توانيد به منظور کاهش استرس‌هاي محيطي، سبک زندگي خود را تغيير دهيد. بسياري از افراد، روش‌هاي زير را براي آرامش يافتن و حفظ سطح مناسب کورتيزول بدن، مناسب و کمک کننده يافته‌اند: تصويرسازي ذهني نوشتن خاطرات روزانه خود- هيپنوتيزم ورزش يوگا گوش دادن به موسيقي تمرين تنفس مديتيشن فعاليت جنسي ساير روش‌ها ميزان ترشح کورتيزول در افراد مختلف متفاوت است. انسان‌ها به طور بيولوژيکي واکنش‌هاي متفاوتي به استرس نشان مي‌دهند. ممکن است يک نفر در يک موقعيت مشابه نسبت به يک فرد ديگر، سطح بيشتري از کورتيزول ترشح مي‌کند. مطالعات نشان داده‌اند که افرادي که در واکنش به استرس، سطح بيشتري کورتيزول ترشح مي‌کنند، تمايل به خوردن غذاي بيشتر نيز دارند.

ترجمه: کلينيک الکترونيکي روان‌يار منبع “Cortisol and Stress”, How to Stay Healthy”, Elizabeth Scott, http://stress.about.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 0:2  توسط حسن  | 

فلسفه زندگي

فلسفه زندگي

 كساني وجـود دارنـد كـه مـعـتـقدند اگر هر فردي از فلسفه زندگي شخصي خود پيروي كند كارخطرناكي نموده است. مــمكن است ديگران به شما به چشم يك فرد مـغرور و يـا بيش از حد مقيد به اخلاق بنگرند. از طرف ديگر نگاه كنـيد كـه چـگونه هـر فـرد نـامـدار و يـا نـه چندان مشـهور تـلاش ميكند كه به شما روش زندگي كردن را تحميل مي كند. به هر صورت من تصور ميكنم نكات زير شما را در پيشبـرد زندگيتان ياري خواهند نمود: 1- بهتر است بدنبال صلح و آرامش باشيم تا دنبال عدالت: مـن اين نكته را در اكثر عرصه هاي زندگي خود بكار برده ام و نتايج خوبي نيز گرفته ام. 2- زندگي يك سفر ميباشد نه يك مقصد: تا زمانيـكه شما دقـيقا مفهوم اين نكته را متوجه نشده باشيد ممكن است زندگي يتان را شتابان در جستجوي يك خط پايان كــه وجود خارجي ندارد سپري كنيد. آهسته تر گام برداريد و به نكته 3 عمل كنيد. 3- وقت را غنيمت بشماريد: بـهتـر اسـت كـه افـسـوس كارهايي كه انجام داده ايم را بخوريم بجاي آنكه تا آخر عمر افسوس كارهاي انجام نداده را. بسيار خوب بنابراين زمان حال را به سادگي براي موضوعات بي اهميت هدر ندهيد. 4- اجازه ندهيد آدمهاي پست شما رازير پاي خود خورد كنند: مـردم همـيـشـه در تلاش هستند شما را ناراحت و تحقير كـنـنـد. تـنـها بـه آن دليـل كـه عـقيده يك فرد براي ديـگران حـائـز اهــميت مي باشد، به مفهوم آن نيست كه حـق با آن فـرد اسـت. شـايـد بسياري از مردم از سخناني كه شما به زبان مي آوريد، كارهايي كه انجام مـيدهيد و يا آنكه چگونه مقابل ديگران ظاهر مي گرديد، خوشـشان نيايد اما خـيـلي هـاي ديگر آن را مي پسندند. زياد به عقايد ديگران نسبت به خودتان حساس نباشيد. 5- بپذيريد كه جهان بي عيب و نقص و كامل نيست: تنها به شما ميگويـم كه بهتر است از آن بگذريد: جهان كامل نيست. بنابراين آنقدر نسبت به مسائل دنيوي كــمالگرا نباشيد. 6- عقيده يك فرد تنها متعلق به يك فرد مي باشد: پـذيرش ايــن نـكتــه در زنـدگي اندكي دشوار بنظر مي رسد امـا پيروي از آن بسيار سود مند ميباشد. پژوهشـها بيانگر آن است كه انسانها بطور كلي تمايل دارند تنها عقايد مثـبت در رابـطه با خودشان را به خاطر بسپارند و نقاط منفي را فراموش كنند. بنابر ايـن زياد به عقـيـده مثبت و يا منفي يك فرد نسبت به خودتان اهميت ندهيد. 7- زندگي كنيد و اجازه دهيد ديگران نيز زندگي خودشان را بكنند: لـزومـي نــدارد شما از ديگران نـفـرت داشـتـه باشيد. اگر انرژي خود را صرف آن كنيد كه از ديگران متنفر باشيد، كارتان تمام است ( ديگر انرژي براي انجام كارهاي مثبت نخواهيد داشت). افـراد بسياري در جهان وجود داشته اند كه تلاش ميكردند تنوع و تفاوتها را محدود گـردانند اما ناكام مانده اند. بنابر چرا شما خود را بزحمت مي اندازيد؟ زندگي خود را بـكنـيـد و اجازه دهيد ديگران نيز زندگي خود را بكنند. 8- شما تنها داراي يك جسم و چهره ميباشيد: مي خــواهيد آنها را دوست داشته باشيد و يا از آنها بيزار باشيد. تا آخر عمر متعلق به شما خواهند بود. 9- ديگران آيينه شما ميباشند: نميتوانيد عاشق و يا متنفر خصيصه اي در فرد باشيد مگر آنكه عاشق و يا متنفر آن خصيصه در وجود خودتان باشيد. 10- زندگي دقيقا همان چيزي ميباشد كه شما مي انديشيد: شـما تـمـام ابـزار و منابع ضروري را در اختيار داريد. آن كه چگونه از آنها استفاده ميكنيد به خودتان بستگي خواهد داشت. 11- هيچ جايي بهتراز آنجايي كه هستيد، نمي باشد: و يا آنـكه مـرغ همسايه غاز نيست. 12- درزندگي چيزي بعنوان شكست وجود ندارد - تـنها آموختن است كه وجود دارد: رشد فردي فرايند آزمون و خطا مي باشد. تنها يك آزمايش است.شما در مدرسه تمام وقتي موسوم به "زندگي" ثبت نام شده ايد و هـمـواره در حـال آمـوزش و يـادگيري مي باشيد. اين درسها تا زماني كه آموخته نگردند براي شمـا به اشـكـال مخـتلف تكرار خواهند شد. فرايند آموزش پاياني ندارد. 13- تلويزيون دنياي واقعي را نمايش نمي دهد: در زنـدگـي واقـعـي مـردم مـجـبـور مي باشند كافي شاپ ها را ترك كرده و به سر كار خود روند. منبع:جستجو _ نت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 0:0  توسط حسن  |