اختلال كمبود توجه (بيش فعالي)
كودكان از لحاظ فعاليتهاي حركتي با يكديگرتفاوت دارند ممكن است همه كودكان از نظر بزرگسالان بيش فعال باشند،ولي به نظر مي رسد كه بعضي ازكودكان هرگزاز حركت باز نمي ايستند. آنان در سنين پيش از دبستان بدون اينكه هدفي داشته باشند بدون وقفه مي دوند،بالا مي روند،ومي خزند،وقتي كه بزرگتر مي شوند ناتواني مشخصي براي آرام نشستن نشان داده وبه طور افراطي تمايل به بيقراري دارند. يك مشاهده گر ميتوانددريابد كه آنها بيش از كودكان ديگر فعال بوده وفعاليتشان كيفيتي بي هدف وتصادفي دارد. كودكاني كه بيش از اندازه فعال اند مشكلاتي نيز در توجه وتمركز دارند .در گذشته اصطلاح بيش فعالي، سندرم بيش فعالي، اختلال مغزي خفيف، نارسايي كنشي مغزي خفيف .براي اين اصطلاح به كار رفته است. براي آنكه مهمترين جنبه هاي اين اختلال مورد توجه قرار گيرداصطلاح جديد اختلال مربوط به كمبود توجه در DSM III مورد استفاده واقع شده است.
معيارهاي اين اختلال عبارت است از:
الف) بي توجهي. لا اقل سه مورد از موارد زير:
1-اغلب در تمام كودكان كارهاي كه شروع كرده اندبا شكست مواجه مي شوند.
2-اغلب به نظر مي رسد كه گوش نمي كنند.
3- به آساني برآشفته مي شوند.
4- در تمركز نمودن روي كارهاي مدرسه يا ساير وظايفي كه نياز به توجه طولاني دارد دچار اشكال هستند.
5- در دلبستگي به فعاليتهاي بازيچه اي مشكلاتي دارند.
ب)انگيختگي ناگهاني. لا اقل در سه مورداز موارد زير:
1 – اغلب پيش از فكر كردن عمل مي كنند.
2 – به طور افراطي از يك فعاليت به فعاليت ديگر مي روند.
3 – از لحاظ نظم در كارها دچار اشكال هستند.
4 - نياز به مراقبت زياد دارند
5 – مرتبا در كلاس فرياد مي زنند.
6 – در موقعيتهاي گروهي وبازيها رعايت نوبت نمي كنند.
ج) بيش فعالي.لااقل دو مورد از مواردزير:
1 – مرتبا در اطراف مي دوند واز در وديوار بالا مي روند.
2 – در آرام نشستن دچار مشكل بوده ودائما مي لولند.
3 – تحمل نشستن در جايي را نداشته واز اين حيث دچار اشكالند.
4 – در هنگام خواب بيش از اندازه در اطراف حركت مي كنند.
5 – هميشه در حال رفتن وعمل كردن هستند،چنانكه گويي توسط يك موتور تحريك مي شوند.
اين علامتها بايد در محيط كودك گزارش گردد. اگر والدين وآموزگار از نظر اين رفتار ها توافق نداشتند به گزارش آموزگاران بايد اهميت بيشتري داده شود زيرا آنان با رفتارهاي طبيعي هر سن آشنايي بيشتر دارند. نشانه هاي بيماري كه در بال ذكر شد مخصوص كودكان 8تا 10 ساله است. كودكان كم سالتر معمولا نشانه هاي بيشتري را نشان مي دهندوكودكان كممسن تر نشانه هاي كتري را نشان مي دهند. اين رفتار هابايد قبل از 7 سالگي شروع شده،لااقل شش ماه دوام داشته باشند،وعلت آن اسكيزوفرني، اختلال عاطفي،يا عقب ماندگي ذهني شديد نباشد.
گرچه اين معيارها براي شناخت رفتار اين كودكان سودمند است، با اين وجود مسائل معناداري در تعبير وتفسير آنها وجود دارد. مثلا ،رفتار يك كودك بر اساس سنش بررسي شدهسالم ويا منحرف توصيف گردد، نه اينكه آيا او اين خصوصيات ذكر شده را نشان داده است يا خير.
بسياري از رفتارها در مدارس ابتدايي طبيعي است، تشخيص براساس شدت وميزان رفتار است نه انواع رفتار .علاوه بر ان بيش فعالي با مشكلات ديگري نيز مي تواند همراه باشدكه عبارت است از:
1-اختلالات مربوط به سوخت وساز غدد داخلي ، از قبيل فعاليت بيش از حد تيروييد.
2- مسموميتها ،از قبيل مسموميت با سرب.
3- حساسيت، بخصوص حساسيت غذايي.
4- اختلالات حسي، از قبيل كوري وكري.
5- خلق وخو از قبيل تغيير غير طبيعي كنشهاي روانشناختي .
6- تاخير رشد عصبي از قبيل، از قبيل نارساييرشد دستگاه عصبي مركزي آسيب ديدگي دستگاه مركزي مانند صرعهاي حاد سندرم مغزي مزمن.
7- واكنشهاي آموخته شده،از قبيل واكنش به فشار رواني محيط اجتماعي.
8- اختلالات شخصيتي، از قبيل اختلالات مرضي مربوط به صفات شخصيت.
9- پسيكوزها،از قبيل اسكيزو فرني واختلالات رفتاري عميق.
بنابراين قبل ازآنكه تصميم درباره درمان اين بيماري گرفته شود. بايد ساير احتمالات مورد بررسي قرار گيرند.فراواني اين اختلال در پسران بيشتر از دختران است ونسبت آنها از 4 به 1 تا 9 به1 است.
بعضي علل احتمالي
بعضي از محققين رفتار بيش فعالي را ارثي دانسته اند.پنجاه درصد از خواهر ها و برادرهاي كودكان بيش فعال داراي تاريخچه اي هستند كه نشان دهنده بيش فعالي است،در حالي كه وجود اين بيماري در خواهر و برادرهاي نا تني فقط 14 درصد بوده است.مطالعه دوقلوها نشان مي دهد كه عوامل ژنتيكي مهم است.نشانه هاي عصبي كه در كودكان بيش فعال مشاهده شده است احتمال بيماري يا ضايعه عصبي را به عنوان علت به ذهن متبادر مي كند.برابر تحقيقات كه 30 تا 50 درصد از كودكان بيش فعال داراي الكتروانسفالوگرافي غير طبيعي هستند.هر چند تعداد زيادي از كودكاني كه از لحاظ هيجاني دچار اختلال اند و نيز بسياري از كودكان طبيعي اختلالاتي در الكتروانسفالوگرافي داشته اند .
كودكان بيش فعال اغلب نا بهنجاري هاي عصبي ظريفي كه ممكن است نا هماهنگي حسي-حركتي را موجب گردد نشان مي دهد.چنين آشكار گرديده است كه مسائل مربوط به دوران بارداري يا وضع حمل يا اوان طفوليت با رفتاربيش فعالي درارتباط است كه پيش بيني هاي مناسب براي مسائل احتمالي ،رفتاري يا آموزشگاه هاي آينده بتواند صورت پذيرد.اين نظريه كه علت بيش فعالي حساسيت بيش از اندازه است نسبت به مواد اضافي وشيميايي معيني است كه به طور طبيعي در غذا وجودارد، شهرت زياد يافته است،اين نظريه كه توسط فين گلد پيشنهاد گرديده طرفداران زيادي در بين والدين وبعضي متخصصان حرفه اي داشته است. ولي تاكنون تحقيقات، كمكي به به روشن ساختن اين ادعاهاوتوصيه ها ي ريم غذايي فين گلد نكرده است.
هر چندمحققاني كه اين خط فكري را دنبال كرده اند دريافته اند كه مواد اضافي شيميايي كه در غذايي روزانه اين كودكان مورد استفاده واقع شده است. ممكن است اثرات منفي در يادگيري يك گروه فرعي از كودكان بيش فعال كه بخصوص نسبت به آن مواد شيميايي حساس هستند داشته باشد.
چنين نتايجي فريبند بوده،وتا زماني كه تكرار نگرديده وفهم بهتري از آنا به دست نيامده باشد، سوال مربوط به علل شيميايي رفتار بيش فعال حل نشده باقي خواهد ماند.
نتيجه احتمالي
گرچه بعضي از افرادي كهدر كودكي بيش فعال بوده اند به نظر مي رسد كه بعدا كنشهاي مناسب داشته اند ولي بسيار از آنان مشكلشان اداما يافته است .بعضي از نوجوانان از لحاظ پيشرفت آموزشگاهي ورفتار تحريك آميز خود دچار اشكالند،وبعضي نوجوانان كه در كودكي بيش فعال بوده اند اشكالاتي در رابطه با اشخاص ومهارتهاي اجتماعي دارند.اين مسائل مي تواند از پيشرفت تحصيلي كم واعتماد به نفس ضعيف دوران كودكي ،همچنين از بعضي نقايص واقعي سرچشمه گرفته باشد.به هر صورت ،چون اين انديشه ابتداي وجود داشته است كه بيش فعالي نتيجه رشد نامناسب است ،فهم علل وتوسعه اين اختلال بيشتر ضرورت مي يابد.به نظر مي رسد كه دو نوع كودك بيش فعال وجود داشته باشد: يك گروه داراي رفتار پرخاشگرانه وفعاليت بيش از اندازه،گروه ديگر داري داراي مسائل مربوط به توجه .كودكاني كه خصيصه پرخاشگرانه دارند به نظر مي رسد در مقايسه با كودكان گروه ديگر شانس بهبودي ضعيفتري در بزرگسالي دارند.