تبليغاتX
مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره،مقاله،اختلال رواني

مشاوره خانوادگی،تحصيلي،مشاوره قبل و بعد از ازدواج

حسادت

حسادت;

چكيده:

پروردگار متعال مى‏خواهد كه همه ما سرشار از نيرو و اشتياق باشيم و جسم، ذهن و روحى سالم داشته باشيم.بى‏ترديد، زندگى پر نشاط و با طراوت منظور پروردگار است و ذهنيت‏هاى نادرست، اين وضعيت مطلوب را برهم مى‏زند.يكى از ذهنيت‏هاى نامطلوب، «حسادت‏» است كه بايد علل و زمينه‏هاى رشد آن را در خانواده، جامعه و از همه مهم‏تر، در خود جست و جو كرد و با توجه به آثار نامطلوب جسمى و روانى كه در ما ايجاد مى‏كند، با به كارگيرى شيوه‏هاى اخلاقى و علمى، از بروز آن در خردسالى جلوگيرى كرده، در صورت شكل‏گيرى، با خشكاندن ريشه‏هاى آن در بزرگ‏سالى، خود را از دام اين هيجان نامطلوب رها سازيم.

مقدمه

«حسادت‏» واكنشى هيجانى است كه از قريب دو سالگى آغاز مى‏شود و با رشد كودك، ممكن است تا بزرگ‏سالى ادامه يابد و بر طبق الگوهاى مختلف فرهنگى، به صورت‏هاى متفاوتى جلوه‏گر شود.حسادت‏دركودك، پاسخى طبيعى‏است‏به محرك‏هاوهنگامى ايجاد مى‏شود كه به اعتقاد وى، عاطفه يا محبتى را از دست داده باشد.در الگوى حسادت، غالبا نوعى ترس نيز وجود دارد; زيرا حسود احساس مى‏كند كه ديگرى عاطفه شخص مورد علاقه او را نسبت‏به وى به خطر انداخته است و يا مقامى را كه او انتظار رسيدن به آن را داشته، ديگرى احراز كرده است.بنابراين، موقعيتى كه حسادت را برمى‏انگيزد، غالبا يك موقعيت اجتماعى است.

كودكان در ابتدا، از احساسات درونى خويش (حسادت) و علل پيدايش و پيامدهاى آن در رفتار خود، آگاهى زيادى ندارند و نمى‏دانند كه چرا رفتارهاى آنان تغيير كرده است.به عبارت ديگر، رفتارهاى آزار دهنده كودك حسود تا حد زيادى ناآگاهانه يا نيمه آگاهانه است، ولى با رشد عقلى بيش‏تر و نزديك شدن به دوران بلوغ و نوجوانى و جوانى و پس از آن تا بزرگ‏سالى و به دست آوردن تجربه‏هاى درونى و بيرونى درباره علل و انگيزه‏هاى رفتار حسادت‏آميز خود، اين‏گونه رفتارها بيش‏تر آگاهانه مى‏شود و به همين دليل، ازنظراسلام رفتارهاى حسادت‏آميز، پس از بلوغ مورد تكليف قرار مى‏گيرد و فرد وظيفه دارد به گونه‏اى آن‏ها را مهار كند.

زمينه‏هاى رشد حسادت

منشا محرك‏هاى حسادت را بايد در موقعيت‏ها، شرايط خاص محيطى و روابط اجتماعى وبه‏خصوص دروجود اشخاص جست و جو كرد.بدين‏روى، در اين‏جا به برخى از آن‏ها اشاره مى‏شود:

الف - شرايط خانواده و تفاوت‏هاى فردى

رقابت و هم‏چشمى يكى از فرزندان نسبت‏به ساير خواهران و برادران، كه گاه «رقابت هم‏شيرها» (۳) ناميده مى‏شود، يكى از زمينه‏هاى مساعد و عمده رشد حسادت در كودكان است و والدين آن را طبيعى و تقريبا غير قابل اجتناب مى‏دانند.  با توجه به چنين شرايطى، مى‏توان گفت:

۱.اولين فرزند نسبت‏به كودكان بعدى حسادت بيش‏ترى از خود نشان مى‏دهد; زيرا او مدت‏ها تمام محبت و مواظبت پدر و مادر را به خود اختصاص داده بود.ولى با تولد فرزند دوم، اين فرصت از او گرفته مى‏شود و همين موجب تحريك حسادت او سبت‏به او مى‏گردد.

۲.در ميان كودكانى كه تفاوت سنى آنان بين ۱۸ - ۴۲ ماه است، بيش از ساير كودكان زمينه حسادت وجود دارد.بچه خردسال به هر مزيتى كه طفل بزرگ از آن برخوردار است، حسادت مى‏ورزد و بچه بزرگ‏تر از محبت و مواظبتى كه به بچه كوچك‏تر مى‏شود بدش مى‏آيد.

۳.در خانواده‏هاى ۲ يا ۳ فرزندى، بيش از خانواده‏هاى پرجمعيت‏حسادت وجود دارد.

۴.والدينى كه به فرزندان خود توجه افراطى دارند و شديدا نگران و مواظب آن‏ها هستند، بيش از والدينى كه به كودكان خود توجه كم‏ترى دارند با مشكل حسادت كودكان‏شان روبه‏رو هستند; زيرا اين والدين براى پيشرفت فرزندان خود قوانين معينى وضع كرده‏اند و وقتى كه اطفال نتوانند خود را با آن منطبق سازند، مورد سرزنش پدر و مادر قرار مى‏گيرند.اين فرزندان بيش‏تر اوقات با كودكانى كه پيش‏تر رفته‏اند مقايسه مى‏شوند و اين موجب برانگيخته شدن حسادت نسبت‏به ديگر كودكان مى‏شود.

۵.در محيطهاى خانوادگى، كه مادران شيوه منظم و ثابتى در تربيت كودك خود ندارند و برخوردشان بى‏ثبات و متغير است، بيش از ساير خانواده‏ها، رفتارهاى حسادت‏آميز مشاهده مى‏شود.

۶.در دختران بيش از پسران حسادت ديده مى‏شود  و از هر سه بچه حسود دوتايشان دخترند.

۷.حسد در ميان اطفال باهوش‏تر بيش‏تر است.

۸.حسد در روابط بين دختر با دختر بيش‏تر مشاهده مى‏شود تا روابط بين پسر و پسر و دختر و پسر.

۹.اگر ميان همسران تضادى باشد، فرزندى كه از يك يا چند جهت‏به يكى از آن‏ها شبيه است، هدف خشم و قصاص ديگرى واقع مى‏شود.طفلى كه اين‏گونه مورد بى‏مهرى واقع مى‏شود، به خواهر يا برادرى كه بر خلاف خودش از محبت و نوازش برخوردار است، حسادت مى‏ورزد. 

ب - برخوردهاى تبعيض‏آميز

به طور كلى، «امتياز و تبعيض‏» حسادت را به دنبال دارد.كسى كه نسبت‏به ديگرى از امتياز ويژه‏اى برخوردار است در معرض حسادت ديگران قرار مى‏گيرد; چنانچه در حديثى از امام على‏عليه السلام آمده است: «كل ذي رتبة سنية محسود» ; هر شخص داراى امتياز و رتبه شايسته، مورد حسادت واقع مى‏شود.

برخى از پدران و مادران به دلايل گوناگون، بعضى از فرزندان را بر خواهران و برادران خود ترجيح داده، مورد توجه و محبت‏بيش‏ترى قرار مى‏دهند; چنانچه گاهى جنسيت فرزندان عامل تبعيض مى‏گردد، به طورى كه مادران معمولا با پسران خود صميمى بوده و پدران بيش‏ترين محبت‏خود را متوجه دختران مى‏نمايند.در نتيجه، فرزندى كه از طرف يكى از والدين محبت و ملاطفت كم‏ترى دريافت‏مى‏كند و شاهد رفتارى غيرعادلانه است، نسبت‏به فرزند ديگر حسادت مى‏ورزد و از وى متنفر مى‏شود.

همچنين زمانى كه والدين بيش‏ترين تماس و نوازش خود را با تولد نوزاد جديد به وى اختصاص مى‏دهند، ساير فرزندان احساس مى‏كنند كه اين نوزاد سبب بى‏مهرى و فراموشى آنان گرديده است.در نتيجه، به وى حسادت مى‏ورزند.

ممكن است هريك از والدين برخى از فرزندان خود را به دليل زيباتر، باهوش‏تر، زرنگ‏تر، خون گرم‏تر، ساكت‏تر و يا عاطفى‏تر بودن و يا به دليل معلوليت جسمى و ذهنى مورد محبت‏بيش‏ترى قرار دهند و در نتيجه درخواست‏هاى اين كودكان سريع‏تر مورد پذيرش سرپرست‏خانه واقع گردد و به اعمال و گفتار آنان علاقه بيش‏ترى ابراز شود; چنين رفتارهايى براى ساير فرزندان، بى‏مهرى و تبعيضى آشكار تلقى گشته، آنان را به حسادت وامى‏دارد.به طور كلى، در صورت مشاهده رفتارهاى غيرعادلانه در خانواده، وجود حسادت شديد و پر دردسر، امرى اجتناب‏ناپذير است

متاسفانه اين رفتارها فقط در دوران كودكى، به خانه پدرى و خواهر و برادر محدود نمى‏شود و ريشه‏هاى حسادت را براى آينده زنده نگه مى‏دارد و فرد را دچار مشكلات فراوانى مى‏كند.مثلا، ممكن است پس از ازدواج، نتواند تبعيض مادرزن خود را - هرچه اندك باشد - تحمل كند و نسبت‏به ديگر داماد خانواده حسادت بورزد و موجب اختلاف‏هاى خانوادگى و تلخ‏شدن زندگى زناشويى و كانون گرم خانواده خود گردد.

ج - احساس محروميت

يكى ديگر از زمينه‏هاى بروز حسادت، شرايطى است كه كودكان احساس مى‏كنند از دارايى‏هاى مادى و يا هر نوع دارايى ديگرى نظير دارايى‏هاى عاطفى محروم شده‏اند; مثلا، اسباب بازى، لباس يا هر شى‏ء مورد علاقه ديگرى ممكن است زمينه به وجود آمدن حسادت كودك را نسبت‏به ديگرى فراهم آورد.اين نوع حسادت، كه از علاقه‏شديد به چيزى‏ناشى مى‏شودگاهى «غبطه‏»  خوانده مى‏شود.لازم به ذكر است كه تهيه چند چيز و تقسيم آن به طور مساوى‏بين فرزندان، ضرورتا به حل مشكلات حسادت نمى‏انجامد; زيرا در هر صورت، كودكان بزرگ‏تر به دليل ارشد بودن خود، احساس مى‏كنند كه بايد سهمى بيش از ديگران نسبت‏به بقيه داشته باشند.اما والدين مى‏توانند با توضيح و توجيه و فراهم كردن مقدمات فكرى‏وشناختى، ازبروزحسادت جلوگيرى نمايند.

آثار حسادت

از جمله آثار عمومى حسادت، كه در كودك و بزرگ‏سال وجود دارد، «خشم‏» است.حسود فرد مورد حسادت واقع شده را هدف غضب خود قرار مى‏دهد; چنانچه از امام على‏عليه السلام نقل شده است: «الحسود يغتاظ على من لا ذنب له‏» ; حسود نسبت‏به كسى كه هيچ گناهى ندارد خشمگين مى‏شود.تنها خطاى او برخوردارى از نعمتى است كه حسود از آن محروم مى‏باشد.حسود ممكن است‏به دنبال حسادتى كه خشم او را بر افروخته حسادت خود را به طور مستقيم يا غير مستقيم ظاهر سازد.

۱- واكنش‏هاى مستقيم:  اين نوع واكنش در رفتار كودكان بيش از بزرگ‏سالان ديده مى‏شود.كسانى كه عواطف فرد مورد علاقه كودك را به خود جلب نمايند، معمولا مورد خشم و غضب وى قرار مى‏گيرند.براى مثال، اگر با تولد فرزند جديد، عواطف مادر از فرزند بزرگ‏تر به نوزاد جلب شود، نوزاد مورد خشم كودك بزرگ‏تر واقع مى‏شود.او در اين هنگام، ممكن است قهر خود را با واكنش‏هاى لفظى علنى و روشن و يا حملات بدنى مثل گاز گرفتن، لگد زدن و هل دادن كودك تازه متولد شده آشكار سازد.

در برخى موارد، ممكن است كودك از درون به انجام كارهايى مانند دزدى و فريب‏كارى، كه از نظر اجتماعى ناپسند است، تحريك گردد تا شى‏ء مورد علاقه خود را، كه در اختيار ديگرى است، به چنگ آورد.همچنين ممكن است كودكان نزد والدين خود از فرزندى كه از امكانات ويژه‏اى برخوردار است‏شكايت كنند و يا سعى نمايند شى‏ء مطلوبى را كه در اختيار ديگرى است مورد تحقير قرار داده، كم ارزش جلوه دهند و يا والدين خود را به دليل تهيه نكردن آن سرزنش كنند. 

در روايتى از امام على‏عليه السلام، به واكنش سريع و پرخاشگرانه حسود اشاره شده است: «الحسود سريع الوثبة‏» حسود زود پرخاش مى‏كند. 

۲- واكنش‏هاى غير مستقيم:  رفتارهاى حسادت‏آميز هميشه آشكار نيست; در برخى موارد، به ويژه در دوران پيش دبستانى و در سال‏هاى بالاتر، به گونه‏هاى غير مستقيم و پوشيده ظاهر مى‏شود.بنابراين، برخورد با اين رفتارها تا حدى مشكل‏تر است.اعمال غير مستقيم عبارتند از:

الف.بازگشت‏به دوران شير خوارگى و انجام رفتارهايى مناسب با سطوح اوليه رشد; مثل شب ادرارى و انگشت مكيدن;

ب.كوشش براى جلب توجه ديگران از طريق تظاهر به ترس‏هايى كه قبلا از او ديده نشده است، غذا نخوردن يا خواستن غذاهاى مخصوص، اظهار بيمارى بى‏مورد، تخريب و ويرانگرى، نافرمانى عمومى و ناسزاگويى، عيب‏جويى همراه با تظاهر به بى‏نيازى از محبت و توجه اطرافيان، خراب كردن اسباب بازى‏هاى خود و مانند آن;

ج.ديگر آزارى; مثل اذيت اطفال كوچك‏تر از خود، آزار جانوران، ايجاد نزاع بين بچه‏ها و همانند اين‏ها;

د.دست زدن به رفتارهاى ضد اجتماعى; مثل تكبر، تظاهر، تقلب، ترش‏رويى، گوشه‏گيرى و همچون آن.

گاهى كودك به نحو غير عادى نسبت‏به فرد مورد حسادت اظهار علاقه و محبت مى‏نمايد و گاهى با انجام رفتارهاى مطلوب و جامعه‏پسند و جلب توجه والدين به سوى خود، سعى مى‏كند تا فرد مورد حسادت را شكست دهد.

در برخى از روايات به بعضى از واكنش‏هاى غيرمستقيم حسود اشاره شده است: امام صادق‏عليه السلام به نقل از لقمان در ذكر نشانه‏هاى حسود مى‏فرمايند: «...در پنهان، از فرد مورد حسادت بدگويى مى‏كند، اما در ظاهر، به چاپلوسى مى‏پردازد و هنگام مصيبت، شماتت مى‏كند.»

آثار جسمى و روانى حسادت

حسادت گذشته از واكنش‏هاى مستقيم و غيرمستقيم نسبت‏به ديگران، داراى آثار جسمى و روانى نامطلوبى در خود حسود نيز مى‏باشد كه در اين‏جا به برخى از آن‏ها اشاره مى‏شود:

آثار جسمى حسد موضوعى است‏شايان توجه و تحقيق علمى بيش‏تر.فعل و انفعالات تنكردشناختى - همانند فعاليت غدد درون‏ريز - و واكنش دستگاه‏هاى عصبى هنگام بروز و ادامه يافتن اين حالت هيجانى بايد مورد توجه بيش‏تر قرار گيرد.

در روايات بسيارى، آثار جسمى حسد مورد توجه قرار گرفته است.به عنوان مثال، در تعدادى از آن‏ها آمده است كه حسادت بدن را ذوب مى‏كند. در بعضى ديگر، حسد به زنگار و بدن به آهن تشبيه شده است; همان‏گونه كه زنگار به تدريج موجب نابودى آهن مى‏گردد، حسد نيز بدن را از بين مى‏برد.در اجتماع، به وضوح اين آثار جسمى در افراد حسود مشهود است، اما گاهى به آن توجه نداريم و نمى‏دانيم كه از كجا ريشه گرفته است و فقط به درمان ظاهرى و برطرف كردن عوامل غير واقعى مى‏پردازيم، ولى با كمى تفكر و مراجعه به مشاوران متخصص و دلسوز، مى‏توان به ريشه پى‏برد و آن را خشكاند.

آثار روانى حسد، به ويژه در سال‏هاى بالاى رشد، از اهميت فراوانى برخوردار است. حسادت در سال‏هاى اوليه، رشد چندان عمقى ندارد و به همين‏رو، آثار آن زودگذر است و با از بين رفتن شرايطى كه باعث‏حسادت شده، آثار آن نيز از بين مى‏رود.به عنوان مثال، هنگامى كه يك اسباب بازى مورد علاقه كودكى قرار مى‏گيرد و با كودكى كه آن را در اختيار دارد درگير مى‏شود، اگر اسباب بازى بشكند يا اسباب بازى را از آن‏ها بگيريم، ممكن است مدتى بعد رفتار صلح‏آميز از سر گرفته شود.ولى در سال‏هاى بالاتر، حسادت عميق‏تر و پابرجاتر است و گاه چندين سال ادامه مى‏يابد. در اين موارد، آثار روانى نامطلوب حسادت آشكار مى‏شود.اين نكته در روايات متعدد مورد تاكيد قرار گرفته و به آثارى از حسادت همچون اندوه مداوم اشاره شده است.حسود نسبت‏به چيزى محزون است كه توانايى تغيير آن را ندارد.او از محروميت‏خود رنج مى‏برد، در حالى كه نه قدرت سلب آن نعمت را از ديگرى دارد و نه توانايى كسب آن را براى خود.حسادت حتى بهره‏مندى فرد را از چيزهايى كه در اختيار دارد و لذت بردن از نعمت‏هاى موجود را از او سلب مى‏كند  و بدين‏سان، او را از آسايش روانى محروم مى‏گرداند و در دراز مدت، موجب ابتلاى او به بيمارى‏هاى سخت روانى مى‏شود.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/12ساعت 14:55  توسط حسن  | 

اختلالات رفتاری کودکان

اختلالات رفتاری کودکان

تعریف : رفتارهای گوناگون افراطی ، مزمن و انحرافی که گستره آن شامل رفتارهای تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی تا اعمال افسرده گونه و گوشه گیرانه می باشد و بروز آنها به دور از انتظار مشاهده کننده است بطوریکه وی آرزوی توقف اینگونه رفتارها را دارد .

اهمیت و ضرورت شناخت اختلالات رفتاری :

* خارج شدن از مسیر طبیعی رشد و نرسیدن به کمال رشد .

* توقف ترقی و پیشرفت فرد .

* افزایش شیوع اختلالات رفتاری .

* آسیب رساندن به خود یا دیگران .

* هدر رفتن سرمایه های ملی ( آموزش ، تحصیل و بهداشت ... )

* هدر رفتن سرمایه های انسانی .

* اصلاح جامعه .

عوامل مؤثر در ایجاد اختلالات رفتاری :

1- عوامل وراثتی

2- عوامل محیطی

1،2 محیط قبل از تولد ( دوران رحمی )

2،2 محیط بعد از تولد : عوامل خانوادگی ( سیستم تربیتی ، نظام درون خانواده ) عوامل اجتماعی ( مدرسه ،دوستان و همسالان ، جامعه )

3- عوامل فردی ( خود شخص )

علل شیوع اختلالات رفتاری

* صنعتی شدن و تکنولوژی ناکارآمدی تربیت سنتی .

* مسائل اقتصادی ( رفاه و فقر ) .

* مسائل سیاسی ( بحرانها مثل جنگ ... ) .

* غافل شدن خانواده ها از مسائل تربیتی

   درگیر همه چیز هستیم جز تربیت .   

* رشد بسیار سریع امکانات رسانه ای .

* عوامل اجتماعی یادگیری اجتماعی .

آشنایی با ناهنجارهای رفتاری کودکان :

تعریف : رفتاری که متفاوت ازرفتار بیشتر افراد جامعه  باشد ، که نوعی رفتار غیر انطباقی و ناسازگارانه نیز باشد .

شش ویژگی افراد بهنجار :

1- فرد بهنجار به شیوه ای واقع بینانه عمل می کند و کوشش های او در

جهت : سازگاری یا حل مسأله

2- فرد بهنجار انعطاف پذیر است .

3- فرد بهنجار انسانی مؤثر است او با امکانات و شرایطی محیطی قادر به پاسخگویی به نیازها و ارضای انگیزه های خویش است .

4- فرد بهنجار اجتماعی است و رفتاری اجتماعی پسند دارد .

5- فرد بهنجار از زندگی لذت می برد و از خشنودی درونی برخوردار است .

6- فرد بهنجار از پختگی لازم برخوردار است .

علائم و نشانه های ناهنجاری رفتاری ( بطور نمونه )

رفتار عجیب و غریب ، تند خویی و عصبانیت ، شب ادراری ، احساس گناه ، اضطراب و ترس ، پرخاشگری و خشم ، اندوه و غم ، دزدی ، دروغگویی ، کمروئی و خجالتی ، گوشه گیری ، پرتحرک و پرجنب و جوش ، رفتارهای نامناسب جنسی ، مسائل هویتی ، تخریب اموال ، لکنت ، ناخن جویدن ، انگشت مکیدن ، تیک ، حسادت ، فرار از مدرسه ، ...

طبقه بندی اختلالات رفتاری

رفتارها را بر مبنای زیر می توان طبقه بندی کرد :

* بر اساس نشانه شناسی .

* بر اساس روانشناسی بالینی و روانپزشکی .

* گروه بندی از دیدگاه متخصصان آموزش و پرورش .

* گروه بندی بر اساس سبب شناسی ( با علت جسمانی روانی ).

* گروه بندی بر اساس سن .

برخی از اختلالات شایع :

تذکر : اختلالات رفتاری در روانشناسی و روانپزشکی به مراتب بیشتر از این تعداد است . دراینجا صرفاً به برخی از اختلالات شایع اشاره می شود .

زود رنجی و حساسیت فوق العاده :

* حساسیت مبرم کودک نسبت به تأیید و تکذیب اجتماعی .

* حساسیت بیش از حد نسبت به موقعیت خود در نزد دیگران .

* تأثیروتفسیر افراطی و خیلی ناراحت کننده از موقعیت یا رفتار دیگران .

* حساسیت زیاد به جلب نظر دیگران .

واکنش دیگران نسبت به فرد زودرنج و حساس دلسوزی ، ترحم ، احساس گناه از رفتار خود ، تأمین خواسته آن کودک .

نتیجه تداوم زود رنجی و سودجویی .

اوج زود رنجی در پسران 12- 11 سالگی .

اوج زود رنجی در دختران تا پایان نوجوانی .

دروغگویی :

شکلهای کوناگون رفتار دروغگویی :

1- دروغ بازی ،که با آن حوادث تخیلی یا بازی را به دیگران می باورانند .

2- دروغ مبهم ، که از ناتوانی کودک در گزارش دقیق جزئیات و یا مغالطه کردن یک مسأله بنا به پیشنهاد و تشویق فرد دیگر ناشی می شود ( یا ناشی از درک اوست ) .

3- دروغ پوچ ، که کودک جهت جلب توجه دیگران بکار می برد .

4- دروغ انتقام جویانه ، که از نفرت ناشی می شود .

5- دروغ محدود ، که در نتیجه ترس از انضباط شدید و یا تنبیه بدنی گفته می شود .

6- دروغ خودخواهانه ، دروغ حساب شده ای جهت گول زدن دیگران تا کودک به آنچه می خواهد برسد .

7- دروغ عرفی و یا وفادارانه ، به منظور حفظ و مراقبت از یک دوست .

8- دروغ عادتی ،که به دلیل نتیجه گیریا یادگیری از الگوهای در دسترس .

بیشترین دلیل دروغگویی :

ترس از تنبیه و توبیخ ، از دست ندادن موقعیت ، خوب جلوه دادن خود ، یادگیری .

تقلب : 

دلایل :

1- تکالیف درسی بیش از حد دشوار هستند .

2- ضوابط و ملاکهای والدین و معلمان و یا حتی خود کودک بیش از حد ، سخت گیرانه و غیر واقع بینانه است .

3- والدین ، معلمان و یا خود کودک برای نمره بیش از کسب علم ارزش قائلند .

4-  کودک در موقعیتهای زیادی احساس بی کفایتی و یا ناامنی می کند .

تکالیف و امتحان باید متناسب با توان کودک باشد به کودکان اهمیت کسب علم را بیاموزیم از رقابت پرهیز کنیم و صرفاً رقابت با خود ( یعنی کودک با عملکرد گذشته خودش مقایسه شود ) مدنظر باشد . به کودکان بیاموزیم مسئولیت رفتار و وظایف خودشان را برعهده بگیرند .

دزدی :

برای دزدی همیشه علت و انگیزه وجود دارد .

علل دزدی :

1- احتیاج به پول داشتن .              2- گرسنه بودن .

3- تلافی و انتقام گرفتن .              4- تنوع طلبی و زیاده خواهی .

* شناخت انگیزه دزدی مهم است .

* احساس مالکیت شخصی را تقویت کنید .

* راههای مناسب کسب محبوبیت را آموزش دهید .

* روش محترمانه و آبرومندانه طرح کردن نیاز و یا روشهای تأمین آن را آموزش دهید .

*رشد دادن شخصیت و ارضای « من » کودک .

« احساس عزت ناشی از سلامت نفس در عین حال با فقر زندگی کردن ، بسیار شرافت مند تر از کسب غرور کاذب ناشی از دزدی است »

* دزدی بیمارگونه ( جنون دزدی یا وسواس دزدی ) که ناشی از عادت به دزدی و یا کسب لذت ازدزدی می باشد

* نوعی دیگر از دزدی که علت آن  خودنمایی و نمایش قدرت است .

طرح سؤال

 در یک موقعیت مدرسه بچه ها گزارش می کنند اشیاء آنها گم شده یا دزدیده شد شما به عنوان معلم  چه می کنید ؟

پاسخ :

1- از« شاید نیاورده باشی و یا گم کرده باشی » شروع کنید .

2- طرح مسأله بین بچه ها و ایجاد فرصت برای بازگرداندن آن .

3- بچه ها هر کسی وسایل خودش را نگاه کند ببیند اشتباهاً قاطی وسایل او نشده باشد .

4- بازدید بدنی  به صورت انفرادی و در صورت پیدا کردن فرد سارق او را به دیگران معرفی نکنید  .

5- بعداً پیگیری کنید . در فرصتی مناسب با آن فرد صحبت کنید و علت را جویا شوید در صورت ادامه تکرار رفتار او را به مشاور معرفی کنید .

فرار از مدرسه :

علل :

بیزاری از مدرسه ، تغییر مکرر مدرسه ، ردی یا تکرار کلاس ، مشکلات انضباطی ، خانواده های نابسامان ، ترس از مدرسه ( درس معلم ... ) ، بزهکار بودن کودک ...

نحوه روبرو شدن با این مشکل :

* شناسایی علت ، ارزیابی آن ، اصلاح شرایط ضروری است .

* متبوع ، خوشایند و زیبا کردن محیط آموزشی برای کودکان « درس معلم ار بود زمزمه محبتی ... » .

* آگاه هاندن اهمیت و ضرورت تحصیل و فایده آن بطور ملموس و مأنوس به سن کودک .

* با یک نگاه کلی فرار از مدرسه یا ناشی از اشکال در برنامه های مدرسه است یا ناشی از ناسازگاری کودک است .

* گاهی فرار از مدرسه ناشی از ترس مرضی یا اضطراب است که آن را باید در چارچوب اختلالات اضطرابی بررسی کرد .

کمروئی و انزوا طلبی :

* می توان بین این دو یک تمایز اولیه قائل شد . فرد کمرو ممکن است در برقراری ارتباط مشکل داشته باشد . گرچه در انزواطلبی نیز چنین است ولی در کمروئی تمایل درونی برای برقراری ارتباط وجود دارد ولی در انزوا طلبی احتمالاً این تمایل درونی وجود نداشته باشد .

* از نقطه نظر متخصصان بهداشت روان کمرویی و انزوا طلبی یکی از جدی ترین مشکلات کودکان است . هرچند ممکن است از نظر معلمان و والدین خیلی به عنوان مشکل دیده نشود .

* این کودکان دائم به دنیای درونی خویش پناه می برند .

* این کودکان احتمالاً خطرناک ترین و مساعدترین وضع را برای ابتلاء به بیماری شدید روانی بخصوص اسکیزوفرنی دارند ، نه همه بلکه تعدادی از آنها .

* تلاش معلمان برای تغییر رویه رفتاری آنها خیلی مؤثر است .

* بهترین حالت برای کمک به این کودکان فعالیت گروهی است .

* شناسایی این گونه کودکان و شناسایی توانایی استعدادهایشان مهم است .

* افزایش اعتماد به نفس و خودباوری و عزت نفس کلید طلائی حل مشکل آنها است .

روشهای مقابله با کمروئی و کسب اعتماد به نفس :

1- با پذیرش رفتار نامطلوب کودک می توان به اواعتماد به خود را تقویت کرد . این کودکان در بروز احساسات و رفتار به خوبی عمل نمی کنند گاهی پرخاشگر، گاهی با شدت و گاهی با اغراق عمل می کنند . گاهی سطح آن خیلی پایین است . این واپس روی رفتار یا ناشی از کم تجربگی است یا ناشی از ترس است که به رفتار سطح پایین تر پناه می آورد  در نتیجه پذیرش رفتار نامطلوب کودکان باعث جرآت مندشدن و اعتماد به نفس در آنها می شود .

2- در کودکان اعتماد به نفس بوجود آوریم تا کودک احساس امنیت ، احساس شایستگی کند و توان ابراز احساسات را داشته باشد اگر بتواند احساسات اش را بروز دهد بیشتر به خود اعتماد می کند .

روانشناسان بر این عقیده اند کودکی که در سالهای نخستین زندگی خویش پرخاشگری می کند در مقایسه با کودکی که زود تسلیم می شود شانس بیشتری دارد برای سازگاری دوره نوجوانی ، زیرا کودک پرخاشگر حداقل در مورد احساسات خویش شیوه ای را آموخته و به آن عمل می کند .

3- تجارب موفقیت آمیز در کودک ایجاد امنیت می کند و باعث اعتماد به نفس می شود از کودکان بخواهیم که موقعیت های خودشان را بازگو کنند یا در حضور دیگران به کار ببرند .

4- آموزش صحیح کودک به رشد احساس شایستگی کمک می کند . عملکرد درست  معلم ها در افزایش و گسترش احساس شایستگی اثر دارد مثلاً بجای آن که روی کارهایی را که کودک نمی تواند انجام دهد تکیه کنیم به کارهایی را که کودک بهتر و راحت تر انجام می دهد توجه داشته باشیم . رفتار مطلوب او را برجسته سازیم افکار و احساسات خوب خودمان را به او بگوئیم نه احساسات مخرب ، تا در او احساس گناه و شرمساری پیدا نشود .

ضمناً در نظر داشته باشیم نارسایی و نقص عضو نیز باعث گوشه گیری و انزوا طلبی می شود .* با روشهای مختلف اعتماد به نفس او را افزایش دهیم .

انواع انزوا طلبی :

* لالی انتخابی  ( Elective mutism ) .

* اختلال اجتماعی یا دوری گزین ( شخصیت ) .

* اوتیسم ( Autism )   کناره گیری اجتماعی شدید .

 

به سه دلیل یک نیاز در کودک تثبیت می شود که باعث تقاضاینامناسب و بیش از حد در کودک می گردد :

1- ارضای افراطی یک نیاز از طرف دیگران.

2- محروم کردن کودک در تأمین یک نیاز.

3- ارضای نیاز همراه با اضطراب.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/12ساعت 14:23  توسط حسن  |